
نويسنده: مريم احمدي
قرار گرفتن خراسان جنوبی بر روی گسل زلزله باعث شده که هر ساله زلزله های متعددی این استان را بلرزاند، زلزله های ويرانگري که نمونه ان در سال 76 شهرستان های بیرجند، درمیان، قاین و زیرکوه را لرزاند و سال 91 باعث مرگ و میر بسیاری از مردم این استان شد و خسارت مالی فراوانی به جای گذاشت. در اين ميان به دليل وسعت زیاد خراسان جنوبی اکثر زلزله ها درمناطق روستایی این استان رخ می دهد و طبق گزارشات، سالانه بین ۶۰۰ تا یکهزار زلزله زیر ۲.۵ ریشتر؛ این استان را می لرزاند که از این تعداد حدود ۵۰- ۶۰ زمین لرزه از ۲.۵ ریشتر بیشتر هستند! با اين حال روند مقاوم سازي خانه ها روستايي از شتاب لازم برخوردار نيست و روستاييان براي مقاوم سازي خانه هايشان با مشکلات متعددي روبرو هستند.
تسهيلاتي که کارساز نيست!
نبود نقدينگي و موانع موجود بر سر راه دريافت تهسيلات نوسازي و مقاوم سازي به روستاييان يکي از عوامل مهم در تعلل اجراي طرح مقاوم سازي خانه هاي روستايي در استان خراسان جنوبي محسوب مي شود. در حالي که مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی خراسان جنوبی اعلام مي کند که در سال جاري دو هزار و ۴۰۰ فقره تسهیلات نوسازی و بهسازی به روستاييان استان تخصيص يافته که نسبت به سال گذشته افزايش داشته است اما با توجه به شرايط موجود واضح است که انجام اقداماتي در جهت تسهيل دريافت اين وام ها نيز به اندازه ميزان آن اهميت دارد. چرا که بنا به گفته رضا سلمآبادی مدیرکل کمیته امداد خراسان جنوبی بسیاری از مددجویان روستایی نمیتوانند ازاین وامها بهره کافی را ببرند زیرا بانکها در رابطه با ضامن وام سختگیری میکنند و از انجا که در مناطق روستایی مردم ضامن مورد تأیید ندارند از دریافت وام باز میمانند!
علاوه بر اين، رقم پایین تسهیلات و عدم توانایی در بازپرداخت تسهیلات نيز از جمله ديگر دلايل عدم استقبال روستاييان خراسان جنوبي از دريافت وام و در پي ان روند کند مقاوم ازيک روستاهاست. به عنوان نمونه سال گذشته بنياد مسکن انقلاب اسلامی برای بازسازی هر واحد روستایی ۱۵ میلیون تومان تسهیلات با بازپرداخت ۱۵ ساله به روستاييان پرداخت کرد که اين مبلغ تنها پاسخگوي مراحل ابتدايي مقاوم سازي بود و در نيمه راه دست روستاييان خالي ماند. به همين دليل روستاييان ناچارند زير سقف هاي لرزان به زندگي شان ادامه دهند. از آنجا که بيش از 17سال است که نواحي روستايي استان خراسان جنوبي با پديده خشکسالي دست و پنجه نرم مي کند و در طي اين سالها کشاورزي به عنوان شغل غالب روستاييان از رونق افتاده و در فصل برداشت دست روستاييان خالي مي ماند طبيعي است که اين خانوارها توان پرداخت حداقل مبلغ ماهيانه را نيز ندارند و به ناچار در خانه هايي سر مي کنند که با کوچکترين لرزه اي با خاک يکسان مي شود.