نویسنده: محمد طاهري*
دانشگاه محلي براي پرورش انديشه و تمرين انديشيدن است؛ دانشجويان و اساتيد هم همواره بر اين مسئله تأكيد ميكنند و حتي رهبري انقلاب نيز بر اين امر مهم با عنوان كرسيهاي آزادانديشي تأكيد داشتهاند، اما با آمد و شد هر دولتي و سلايق مختلف مسئولان دانشگاهي، مسئله آزادانديشي در دانشگاه در فراز و فرود مداوم قرار دارد و هيچگاه آنطور كه بايد پا نگرفته است.
آزادانديشي در بين دانشجويان باعث خواهد شد دانشجويان توانا به قوت انديشه و تحليل دقيق، بيان و قولي سديد و محكم، شنواي واقعي به سخن منتقد، داري عزت نفس در دفاع از باورها و آرمان هايشان شوند.
سؤال جدي آن است كه چرا حتي بهرغم تأكيدات مكرر رهبر معظم انقلاب مبني بر ضرورت ايجاد جلسات آزادانديشي در دانشگاهها هنوز شاهد اتفاق اثرگذار و موج آفرين در سطح دانشگاهها نيستيم؟
بدون شك يكي از مهمترين آسيبها را ابتدا ميبايست در خود جنبش دانشجويي جست و جو كرد. دانشجو به واسطه دنبال حق بودن و صراحت در بيان و داشتن دغدغه ميبايست خود پيشگام و مشتاق براي جلسات آزادانديشي باشد. اما متأسفانه شاهد آنيم كه ذهنيت غالب اين است كه مقوله آزادانديشي صرفاً در قالبهاي نظري و نخبگاني تعريف ميشود و با اين ذهنيت، دانشجوي پر سؤال اما كم مطالعه (با توجه به مقتضاي سني) جرئت حضور و بيان نظر خود را پيدا نميكند و همين ميشود كه از آزادانديشي هراس پيدا ميكند و به دنبال برنامههاي به زعم خود آسانتر و بدون هزينه مثل سخنراني و پخش فيلم و... ميرود، حال آن كه آزادانديشي را بايد سهل كرد و به واقع از صرف قالبهاي سخت و نخبگاني عبور داد تا بتوانيم موج آزادانديشي را در سطح دانشگاهها به وجود آوريم. آزادانديشي را بايد با خلاقيت در قالبهاي گوناگون تزريق كرد تا بدنه دانشجويي بتواند با آن ارتباط برقرار نمايد.
از طرف ديگر مسئولان امر نيز اعتقاد واقعي به آزادانديشي ندارند كه اگر اينچنين بود كارهاي بنيادي در اين حوزه شكل ميگرفت؛ ما در سالهاي پيش حتي يك همايش آموزشي در حيطه آزادانديشي نداشتهايم تا دانشجويان را با واقعيات فرهنگ آزادانديشي آشنا نماييم. يا هنوز مشكلاتي در آييننامه آزادانديشي موجود است كه دانشجويان را در روند اجرايي دچار مشكل ميكند.
شوربختانه بايد اين نكته را هم اضافه كرد كه عدهاي از فضاي آزادانديشي هراس دارند و فضاي امنيتي را بر آن حاكم و گمان ميكنند جلسات آزادانديشي يعني فضايي كه همه ساختارها شكسته ميشود و بنيانها مورد هجمه قرار ميگيرد. اين استدلال خود گواه ديگري بر مظلوميت فرهنگ آزادانديشي است. ميتوان با اطمينان گفت درصورتي كه جلسات آزادانديشي در دانشگاهها به صورت روال معمول درآيد در درازمدت يك فضاي منطقي و علمي به دور از هنجارشكني و غوغاسالاري پديد ميآيد كه اين خود شأن دانشگاه و دانشجوي تراز انقلاب اسلامي است. اگر همگي ما به درك صحيحي از آزادانديشي برسيم آن وقت يكايك ما به عنوان سفيران آزادانديشي مشتاقانه به دنبال ايجاد فضايي ميرويم كه انديشهها مطرح و در فضاي سالم تضارب آرا با متانت و اخلاق، حق نمايان شود و اين تنها راه حفظ و نگهداري از مباني اسلام و انقلاب خواهد بود.
*دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز