اسحاق
جهانگيري در حالي به عنوان كانديداي انتخابات رياست جمهوري شناخته ميشود
كه نه ستادهاي استاني دارد و نه برنامهاي مستقل از حسن روحاني و البته
بارها و بارها توسط حاميان رئيسجمهور تاكيد شده كه او كانديداي پوششي است و
صرفاً براي دفاع از حسن روحاني به ميدان آمده و قبل از آغاز رأيگيري كنار
ميرود. با اين همه، اكنون صدها دقيقه برنامه مستقيم تلويزيوني و راديويي
از بيتالمال براي صحبت با مردم در اختيار اوست، بدون آنكه او «حقيقتاً»
قصد رياست جمهوري داشته باشد!
با قدري تعمق بر اين بدعت تاريخي
سؤالهاي متعددي توليد ميشود: يعني چه كه امكانات صدا و سيما در اختيار
كسي قرار ميگيرد كه مردم ميدانند نميتوانند او را انتخاب كنند؟ سؤال جدي
تر اينكه آيا شوراي نگهبان نميدانسته كسي را تأييد ميكند كه قصد
كانديداتوري و رقابت را ندارد؟ يعني چه كه روحاني را تحقير ميكنند كه
نميتواند از كارنامه دولتش دفاع نمايد؟ مفهوم پوششي يعني چه؟ چه چيزي را
قرار است پوشش دهد يا بپوشاند؟ چرا پوششي بودن را مخفي نكردند تا روند،
طبيعي طي شود وبعداً ايشان انصراف دهد؟ ودهها سؤال ديگر. با اين حساب، مجوز
استفاده از يار كمكي و كانديداي نمايشي در انتخاباتهاي آينده براي
جريانهاي سياسي صادر شده است. در واقع جهانگيري در حال استفاده از
امكاناتي است كه صرفاً براي كساني است كه قصد دارند رئيسجمهور دوازدهم
ايران باشند بدون اينكه بخواهد رئيسجمهور شود. او مجبور است روزهايي قبل
از انتخابات كنار برود.