نويسنده: زينب عامري
شفافيت پيرامون رويكردها و وعدههاي انتخاباتي يكي از حقوق و وظايف نامزدهاي رياست جمهوري است اما اين بيانات به چه صورت بايد باشد تا از شعارزدگي مصون بماند؛ يا به بياني ديگر بايدها و نبايدهاي وعدههاي انتخاباتي چيست؟!
بايد ها: وعدههاي انتخاباتي بايد يك برنامه جامع وكامل از نحوه مديريت فضاي كشور در قالبي صادقانه و واقع بينانه باشد. بخش اعظمي از مردم بر اساس همين برنامهها و وعدههاي انتخاباتي تصميم ميگيرند. حال اگر اين وعدهها به جاي شفافسازي و ترسيم برنامهها به عاملي براي جنجال انتخاباتي يا كسب آرا بدل شود، بدون آنكه پشتوانه عقلاني و مدبرانهاي داشته باشد، در مردم نوعي حس پلوتيك و فريب خوردن را ايجاد ميكند. اين مسئله نه تنها موجب ريزش آراي نامزد موردنظر خواهد شد بلكه بدبيني و انزواي مردم از مشاركت در فضاي سياسي كشور را نيز به دنبال خواهد داشت. وعدههاي انتخاباتي بايد در دايره اختيارات دولت و قابل اجرا در شرايط كنوني باشد.
برخي برنامهها مشروط به زمان و شرايط خاص هستند. شايد يك وعده انتخاباتي در شرايط فعلي، امكان تحقق نداشته باشد اما در آينده دور دست يافتني باشد، لذا بيان چنين وعده هايي براي جذب افكار عمومي تنها نوعي بازي انتخاباتي است، اگرچه ممكن است در كوتاه مدت مغناطيسم جذب آراي عمومي گردد و نامزد مورد نظر راهي ساختمان پاستور شود اما با گذشت اندك زماني موج شديدي از نارضايتي مردمي را موجب ميشود، مانند آنچه در انتخابات دوره يازدهم رخ داد. نامزدهاي رياست جمهوري بايد از دادن چنين وعده وعيد هايي و همچنين تضمين مسائل فراملي و خارج از دايره اختيارات و تواناييهاي خود و دولت احتمالياش بپرهيزند و در مسير صداقت و شفافيت گام بردارند. همچنين وعده هايي كه نامزدهاي رياست جمهوري ميدهند بايد در مسير ايجاد و تقويت همبستگي به ويژه به نفع قشرهاي ضعيفتر باشد؛ نه نفاق و دودستگي يا اشرافيت پروري.
نامزدي كه سخنراني و وعدههاي انتخاباتياش رنگ و بوي ملتهب كننده داشته و در جامعه دو دستگي ايجاد كند يا منافع طبقه كم جمعيت مرفه را بر منافع طبقات پايينتر ارجح بداند نميتواند گزينه اصلح انتخابات رياست جمهوري در كشوري باشد كه داعيه علويت و مهدويت دارد. در كنار اين «بايد» مهم پيرامون رسيدگي به محرومان در جامعه، يك «نبايد» بزرگ نيز وجود دارد. نامزد رياست جمهوري نبايد برموج فقر و نياز مردم سوار شود و از اين حربه در راستاي اميال سياسي خود سوء استفاده كند اما زماني كه به صندلي رياست جمهوري رسيد هر آنچه وعده داده بود به دست فراموشي بسپارد. پسنديده آن است كه اين وعدهها و برنامهها پيوندي از رفع مشكلات مردم به ويژه محرومان و تقويت همبستگي و وفاق باشد نه تفرقه و نفاق!
نبايدها: يكي از شروط اصلي در بيان برنامهها و وعده ها، اخلاق مداري و دوري گزيدن از تخريب و تخطئه رقيب انتخاباتي است. چنانچه اين اصل مهم اخلاقي ناديده گرفته شود برنامههاي انتخاباتي نامزدها را كه بايد با هدف آگاهي و هوشياري مردم انجام شود، از كاركرد و هدف راستين خود دور ميسازد. بيانات نامزدهاي انتخاباتي نبايد شبيه گلايه نامه باشد بلكه بايد يك برنامه جامع، صحيح و دستيافتني باشد. نداشتن يك انسجام و آينده پژوهي مقبول ميان نامزدهاي رياست جمهوري و توسل به تخريب رقيب انتخاباتي، بدين معني است كه فرد مذكور كوچكترين توانايي و شايستگي براي ورود به ساختمان پاستور را ندارد. اصل بر آن است كه كانديداها به جاي انگشت گذاشتن بر نقاط ضعف ساير افراد و دولتها بر نقاط قوت برنامه و ايدئولوژي مديريتي خود متمركز شوند، از پيش بيني بپرهيزند و انتخاب را برعهده قوه شعور اجتماعي بگذارند.
همچنين سخنان نامزدها نبايد آغشته به چاشني دروغ، غلو و فريب شود. تجربه نشان داده است هوش عمومي جامعه به خوبي ميان وعدههاي دروغين و وعدههاي حقيقي تفاوت ميگذارد و مطالبه گر حقوق حقه خود خواهد بود، لذا دقت و مراقبت بيشتري از سوي نامزدها در بيان برنامهها و وعدههاي انتخاباتيشان، نياز است.
رعايت بايدها و نبايدهاي مذكور ميتواند در ارتقاي سطح كيفي انتخابات در كنار حضور حداكثري، حماسهاي باشكوه را خلق كند و مردم را با مشكلات، مسائل روز، دغدغهها، وظايف رئيسجمهور آتي و... آشنا سازد.