نويسنده: شعبان مصطفائي
با دقت در سخنان دكتر روحاني و دولتمردانش در برخورد تند با منتقدان برجام، اين سؤال در اذهان شكل ميگيرد كه چرا در مقابل نقد برجام واكنش شديد اتخاذ ميشود؟ خطاب منتقدان با واژههايي مثل بيسواد، مستضعف فكري، متوهم، دنيانديده، داراي خطاي ديد، عقب مانده، بيقانون، بيدين، افراطي، بيشناسنامه، دين نشناس، هوچي باز، كاسب تحريم، جيببر، تخريبگر، تازه انقلابي شده و هووي نوزادكش و خيلي موارد ديگر، يك دليل واضح دارد و آن ترسي است كه از نقد برجام وجود دارد. قبل از بررسي هراسهايي كه از نقد برجام وجود دارد، به بررسي كارآمدي برجام با منطق غالب طرفدارانش اشاره ميشود.
انكار وعدههاي قبلي اولين دليل ناكارآمدي برجام است. قبل و حين مذاكرات رفع همه مشكلات به تحريم و رفع تحريم به برجام گره زده شده بود ولي بعد از ناكامي برجام در رفع تحريمها و نيز در جلوگيري از وضع تحريمهاي جديد، باعث انكار وعدهها از سوي مسئولان برجام شد. به طوري كه آقاي روحاني در سخنراني روز شهيد در مشهد گفتند: همه تحريمها برداشته نشده و اگر طرف مقابل به تعهدش عمل كند، يك بخش از تحريمها برداشته ميشود. در حالي كه ايشان قبل از توافق مدعي بودند همه تحريمها بالمره (يكجا) در روز اجراي توافق برداشته خواهد شد. همچنين دكتر ظريف پس از اجراي برجام در مصاحبه با روزنامه ايران مدعي شد، هدف عمده مذاكرات، برداشتن تحريمها نبود، در حالي كه ايشان قبلاً در نشست خبري لوزان و موارد ديگر گفته بودند بايد تمام تحريمهاي شوراي امنيت و امريكا و اروپا برداشته شود. همچنين تأكيد كرده بودند: تمامي تحريمها لغو خواهند شد و نه تعليق.
دليل دوم، دستاوردسازي براي برجام است. دور شدن سايه جنگ با برجام دستاوردي خيالي است كه بارها توسط دولتمردان با ژست محرمانه به آن پرداخته شد. رهبر معظم انقلاب در ديدار با مردم آذربايجان شرقي به اين مورد واكنش نشان دادند و رفع سايه جنگ با برجام را دروغ محض ناميدند. دستاورد خيالي ديگر كه امروزه بيشتر بر آن تأكيد ميشود حاكم شدن وضعيت سفيد از لحاظ اقتصادي در جامعه است. در بيان وضعيت سفيد اشاره ميكنند مثل قبل هر روزه قيمتها بالا نميرود و تورم تك رقمي شده است. در اين خصوص هم بايد گفت اولاً قرار بود مردم از درآمد سرشار برخوردار شوند، به طوري كه نياز به يارانه نداشته باشند و نيز قرار بود در 100 روز اول، دولت يازدهم تحول اقتصادي ايجاد كند نه اينكه ركود بر كشور حاكم و نتيجه ركود به عنوان دستاورد ذكر شود، ثانياً در كجاي منطق اقتصادي به تعطيلي هر روزه كارخانهها و كارگاههاي توليدي و به تبع آن بيكاري و گلهمندي مردم وضعيت سفيد گفته ميشود. خروج از فصل هفتم منشور سازمان ملل دستاورد واهي ديگري است كه در برخي از مواقع به عنوان بزرگترين دستاورد برجام ياد ميشود. در اين خصوص يادآور ميشويم كه از ابتدا تا كنون، قطعنامههاي صادر شده عليه ايران هيچكدام به طور كامل ذيل فصل هفتم منشور سازمان ملل نبوده و تنها ذيل بند 41 صادر شدهاند. در قطعنامههاي فعلي نيز همين رويه در پيش گرفته شده است، بنابراين ايران تاكنون ذيل فصل هفتم نبوده كه بخواهد با برجام از ذيل آن خارج شده باشد.
دليل سوم براي ناكارآمدي برجام روي آوردن دولت روحاني به برهان خُلف براي اثبات برجام با فرضيه اثبات نشده است. دكتر روحاني در مراسم رونمايي از ۶۰ قلم داروي جديد گفتند: عدهاي ميپرسند كه برجام چه دستاوردي داشته؟ اين افراد بايد پاسخ دهند كه اگر برجام نبود، امروز چه وضعيتي داشتيم. در اين رويه براي اثبات كارآمدي برجام ابتدا فرضيه اثبات نشدهاي كه اگر برجام اتفاق نميافتاد، فروش نفت به صفر، زير 100 هزار بشكه يا زير 200 هزار بشكه در روز ميرسيد را به عنوان فرضي قطعي و اثبات شده در نظر ميگيرند، سپس با بيان اين واقعيت كه فروش نفت ما به اين مرحله نرسيده نتيجه ميگيرند برجام موفق بوده است. در اين مورد كافي است فرض اثبات نشده ايشان بررسي شود. اين ادعا ابتدا از سوي وزير نفت دولت سابق اينگونه پاسخ داده شد كه در سختترين حالت تحريمي فروش نفت به 600 هزار بشكه رسيده بود كه آن هم موقتي بود و در مدتي كوتاه با روشهاي جايگزين مرتفع شد. از طرفي بهخاطر استراتژيك بودن نفت در صورت عدم فروش نفت ايران، احتمال افزايش قيمت نفت تا 200 دلار وجود داشت، ضمناً به علت نياز غربيها به نفت ايران، در اوج تحريمها شاهد معافيتهايي از سوي دولت اوباما براي برخي از خريداران نفت ايران بوديم، البته اين ادعا كه اگر برجام نبود نميتوانستيم پول كارمندان را بپردازيم نيز از اين نوع نگرش به برجام است.
دليل چهارم براي ناكارآمدي برجام ادعاي خود مسئولان دولتي است، به طوري كه رئيس بانك مركزي دستاورد برجام را تقريباً هيچ برشمرده بود. از طرفي اعتراف وزير امور خارجه در مجلس شوراي اسلامي به اينكه هيچ اتفاقي نيفتاده و در بحث برجام كلاه سر ايران رفته است و همچنين اشاره رئيس سازمان انرژي اتمي به دبه درآوردن امريكاييها و اينكه مبادلات و روابط اقتصادي در آن حدي كه انتظار داشتيم محقق نشدهاند، همگي بخشي از اعترافات به ناكارآمدي برجام است.
با مواردي كه ذكر شد، اگر برجام بيشتر نقد شود و در قضاوت اذهان عمومي قرار گيرد در چند زمينه اصلي هراسهايي جدي براي دولت يازدهم ايجاد خواهد شد. اول، ميزان تعهد مسئولان به اقتصاد مقاومتي براي حل معيشت و مشكلات اقتصادي است. ابتدا ادعا شد، برجام تسهيل كننده اقتصاد مقاومتي است. اكنون ادعا ميشود بايد نخست كشورمان را گل و بلبل کنیم، سپس بتوانيم از بارش برجام بهرهمند شويم. دوم، محرمانههاي برجام است؛ مواردي كه ظريف تهديد ميكند در صورت استيضاح هم حاضر به بيان نيست. خطوط قرمز مدنظر رهبري كه رعايت نشدند؛ مواردي كه وزير امور خارجه فرانسه به آن ايراد گرفتند و نيز نقش اسرائيل در مذاكرات، همگي بخشي از محرمانههاي برجام هستند. سوم، نابودي انرژي هستهاي و نفوذ جاسوسان به مراكز حساس هستهاي و تعهداتي كه بر كشور تحميل شد، هستند. همچنين دروغ حق غنيسازي با برجام است، پس اولين نتيجه نقد برجام از بين رفتن اعتبار و حيات سياسي براي افرادي خواهد بود كه برجام را بر كشور تحميل كردند.