
نویسنده: كامران حاجي حسني
بررسي و پژوهش پيرامونِ تحولات اجتماعي جامعه ايران، دغدغه بسياري از پژوهشگران حوزه علوم اجتماعي طي سالهاي اخير بوده است. تأكيد بر حركت شتابانِ جامعه ايراني به سمت مدرنيزاسيون، شاهبيتِ غالب تحليلهاي جامعهشناختي منتشرشده در اين حوزه است. با اين حال، همين تحليلگران از تركيب چنين تحليلي با واقعياتي چون افزايش هر ساله تعداد زائرين ايراني اربعين، شركت كنندگان در مراسم اعتكاف و. . . در ميمانند. ما در اين مجال، قصد واكاوي اين تناقضِ تحليلي را نداريم، بلكه ميخواهيم به تشريح يكي ديگر از نقيضهاي موجود در زمينه حركت جامعه ايراني به سمت مدرنيزاسيون و تسلط ارزشهاي غربي بپردازيم: اردوهاي جهادي!
گسترش حجم اردوهاي جهادي طي سالهاي اخير، همزمان با افزايش تعداد آنها در سطح دانشجويي، با تعميم اين اردوها به ديگر اقشار جامعه نيز همراه بوده است. اكنون برگزاري اردوي جهادي دانشآموزي، پزشكي و... نيز امري معمول است. اردوي جهادي در واقع، تلاشي داوطلبانه، غيرانتفاعي و ايماني است كه در آن داوطلب، از وقت، قدرت بدني و بعضاً پولِ خود براي رفع محروميت از مردم مناطق محروم كشور استفاده ميكند. مسئلهاي كه ميتوان آن را در تقابل كامل با ارزشهاي سودمحور و فردگرايانه غرب دانست. حاكميت و گسترش چنين تفكري در سطوح دانشگاهي كشور، آن هم پس از گذشت چهار دهه از عمر انقلاب اسلامي، به خوبي نشان ميدهد غرب در فرآيند استحاله معنوي لايههاي اجتماعي ملت ايران شكست سنگيني خورده است. در طليعه دهه پنجم انقلاب، دانشجويان متولد دهه 70 نه تنها تحت تأثير جنگ رسانهاي عظيم غرب، در دامن ارزشهاي ليبراليسم نيفتادهاند، كه در قامتِ نابترين حاملان ارزشهاي انقلاب اسلامي، بدون هيچ چشمداشت مادي، تعطيلات نوروزي خود را هم به خدمت بيمنت به محرومين اختصاص ميدهند.
ما در اينجا البته قصد رجزخواني، شعار دادن و تبليغات پر هياهو و خالي از واقعيت را نداريم. نگاهي گذرا به حجم شركتكنندگان در اردوهاي جهادي دانشجويي (و نه ديگر اردوهاي جهادي!) اين مدعا را به خوبي اثبات خواهد كرد. 16 اسفند ماه سال گذشته، داوود گودرزي، رئيس سازمان بسيج دانشجويي طي نشستي خبري به رسانهها گفته است: « از 1385 گروه اردوي جهادي تا به امروز اعزام شدهاند كه 55 هزار دانشجو در آن شركت كردند كه يكسوم آن خواهر و مابقي برادران بودهاند. » اشاره گودرزي البته تنها به اردوهايي است كه در زيرمجموعه بسيج دانشجويي برگزار شدهاند. حال آنكه طي سالهاي گذشته، ديگر تشكلهاي دانشجويي انقلابي نيز به جرگه برگزاركنندگان اردوهاي جهادي دانشجويي پيوستهاند و دانشجويان را براي خدمت به مناطق محروم كشور اعزام كردهاند.
گودرزي با اشاره به خدماترساني گروههاي جهادي به 4 هزار روستاي كشور در سال 95، گفته است: «گروههاي جهادي در سال 95، خدمات مختلف بهداشتي، فرهنگي، درماني، عمراني و كشاورزي آموزشي را داشتهاند.» گودرزي در تشريح دستاوردهاي كلي اردوهاي جهادي( اعم از دانشجويي و غيردانشجويي) نيز گفته است: «امسال 600 پزشك، 1000 روحاني، 200 مشاور براي امور مشاورههاي خانواده و 100استاد برجسته و مطرح در اردوهاي جهادي شركت كردند. 123 هزار نفر در سال 95 خدمات درماني داشتيم و 7 هزار كار فرهنگي و 1800 پروژه عمراني انجام شده است كه استانهاي كرمان، تهران و كهگيلويه و بويراحمد بيشترين تعداد اعزام را داشتهاند. » اردوهاي جهادي برگزار شده در نوروز 96 اما به نوعي ركوردزني در اين عرصه به شمار ميرود. صادق مفرد، معاون جهاد سازندگي سازمان بسيج دانشجويي اخيراً در همين زمينه گفته است: «300 گروه جهادي غير از مناطق جنوبي كه شامل 12 هزار نفر ميشود در اردوهاي جهادي تعطيلات نوروز شركت خواهند كرد.»
وي در بخش ديگري از گفتوگوي خود با رسانهها با تأكيد بر اينكه 900 جهادگر از زمان حادثه سيل سيستان و بلوچستان در اين استان حضور يافتهاند، گفته است: «گروههاي جهادي شيراز در حادثه جهرم از همان ابتدا حضور پيدا كردند. در صورتي كه مسئولان يك هفته بعد در آنجا حضور يافتند. » اين يعني آنكه برگزاري اردوهاي جهادي، تأثير قابل توجهي در رفع معضل كارآمدي نظام اسلامي در بخشهاي مختلف داشته است. برگزاري اين حجم عظيم از اردوهاي جهادي البته بدون هزينه هم نبوده است. به صورتي كه به گفته مفرد، طي سال گذشته، سه دانشجوي جهادي به دليل امكانات كم در اين حوزه، شهيد شدهاند. بر اين اساس، افزايش اشتياق دانشجويان دهه هفتادي به شركت در اين اردوها، مستلزم تأملي ويژه و مجزا خواهد بود. دانشجويان با حضور در اردوهاي جهادي، در واقع يك سازندگي دوسويه را شكل ميدهند.
آنها از سويي به سازندگي مناطق محروم كشور مدد ميرسانند و از سويي ديگر، با به تن كردن رختِ كارگري براي خدمت به فرودستترين اقشار اجتماع، بتِ نفس و خودپرستي را در درون خود شكسته، مسلمانتر ميشوند! شايد به جرئت بتوان گفت اين سازندگي مقدسترين غنيمت باقي مانده از اين سفرها است چراكه همياري و كمك به سايرين براي ساختن فضاي فرهنگي و مذهبي در محيطي كه رنگي از ريا و نمايشهاي شهري ندارد، خودسازي در درون را به اوج ميرساند. طبيعتاً چنين فردي پس از حضور مجدد در سطح دانشگاه، خود تبديل به يك موتور تبليغات فرهنگي و سدي آهنين در مقابل نفوذ فرهنگي و سياسي غرب در جامعه دانشگاهي خواهد شد. اردوهاي جهادي درواقع، بستر پرورش مجاهداني است كه حاضرند در مسير تداوم راه شهداي انقلاب اسلامي، در عرصههاي مختلف، جهاد كنند. امام(ره) فرمود: «تنها كساني با ما تا آخر خط ميمانند كه درد فقر و محروميت را چشيده باشند. » و اردوهاي جهادي دقيقاً همان جايي است كه دانشجويان فرصتِ چشيدنِ طعم فقر را پيدا ميكنند.
مرور خبرهاي اعزام گروههاي جهادي دانشجويي در نوروز 96، از عزام گروههاي 1000 نفري دانشجويان هر استان به مناطق محروم كشور خبر ميدهد. اين يعني آنكه در آستانه دهه پنجم انقلاب، پتانسيلهاي نرمافزارانه موجود در متن جامعه دانشگاهي كشور براي ادامه راه صحيح انقلاب اسلامي، نه تنها دچار كاستي نشده، كه رو به فزوني رفته است. طبيعتاً در چنين فضايي، تحليل فرآيندهاي اجتماعي موجود در جامعه ايراني با تكيه يكسويه بر تمايل تودههاي مختلف به سمت مدرنيزاسيون، مصداق مسلم يك اشتباه علمي خواهد بود. با توجه به طيف متنوع دانشجويان شركتكننده در اردوهاي جهادي شايد بتوان اين اشتباه علمي را چنين تصحيح كرد كه: ظاهر شدن مظاهر زندگي مدرن در سبك زندگي ايرانيان، هرگز به معناي غلبه ارزشهاي غربي در جامعه ايراني نيست. چنانكه پيش از اين گفته شد، مصاديق مورد استناد اين ادعا تنها گسترش كمي اردوهاي جهادي نيست. پرشورتر شدن هر ساله مراسم عاشورا، اعتكاف، اربعين و... نيز ديگر مصاديق همين موضوعند.