
وزنهبرداري ايران، جوانان با استعداد زيادي دارد که ميتوانند حرفهاي زيادي براي گفتن داشته باشند. اگر با برنامهريزي و در مسير درست پيش برويم همين پشتوانههاي جوان ميتوانند در آينده بار ديگر جاي قهرمانان نامي ما را بگيرند. البته بحث مديريت ورزشي اهميت بالايي دارد و بايد به درستي از آن بهره برد. تغييرات در مديريت و کادر فني باعث ميشود که نظرات يک مربي و برنامه مورد نظر او با اين تغييرات تباه شود و نفر بعدي اقدام به پياده کردن برنامههاي خودش کند؛ در حالي که اگر چارچوب مشخصي تعريف شود و در همان چارچوب مربيان بعدي اقدام به پياده کردن برنامههاي تدوين شده، كنند موفقيت براي وزنهبرداري ايران تضمين شده خواهد بود. از سال 99 ميلادي که درخشش وزنهبرداري ايران آغاز شد ثابت کرديم که حرفهاي زيادي براي گفتن داريم و هنوز هم اين توانايي در جوانان با استعداد ما وجود دارد.
خيلي نبايد به اين موضوع فکر کنيم که آيا وزنهبردار داريم يا نه، بلکه بايد نگران مديريت وزنهبرداراني باشيم که در اختيار داريم و اينکه وزنهبرداراني که ميآيند، آيا بستر فراهم است تا جاي پاي قهرمانان نامي خود بگذارند. به عنوان مثال شرايطي که رستمي و سليمي دارند باعث ميشود از قهرماني دور شوند. بايد در مديريت تمرکز بيشتري داشته باشيم. هر جواني که به صحنه وزنهبرداري ميآيد به اميد قهرماني در مسابقات جهاني و المپيک اين رشته را شروع ميکند. علي مرادي هم خودش فرد کمتجربهاي نيست، اما اينکه چقدر در پايان چهارسال ميتواند از کارنامهاش دفاع کند خودش بهتر از هر کسي ميداند، اما اگر نگاه دلسوزانهاي داشته باشيم کارها خيلي بهتر پيش ميرود. بايد به اين واقعيت توجه کنيم که ورزشکاران ما با توجه به فشارهايي که تحمل ميکنند زودرنج ميشوند و از طرفي توقعاتي در ذهن خود ايجاد ميکنند که کار را براي خود سخت ميکنند. سهراب مرادي حالا حالاها ميتواند از قهرماني خود در المپيک دفاع کند. رستمي هم که بهترين وزنهبردار سال 2016 سال جهان شد خيلي قبلتر توانمندي خود را ثابت کرده است. نبايد به راحتي آنها را از دست بدهيم و تخريب کنيم بلکه بايد با مديريت صحيح آنها را در مسير درست هدايت کنيم.