
نویسنده: شيوا نوروزي
شناخت ظرفيتهاي واقعي ورزش از جمله اقداماتي است كه ميتواند بخش اعظمي از مشكلات ورزش ايران را حل كند. با توجه به اينكه مقام معظم رهبري امسال نيز همانند سال گذشته تأكيد زيادي بر اقتصاد مقاومتي داشتهاند و امسال را «اقتصاد مقاومتي، توليد و اشتغال» ناميدند انتظار ميرود مسئولان ارشد ورزش با درس گرفتن از كمكاريها و اشتباهات گذشته منويات رهبري را به واقع در دستور كار قرار دهند تا بلكه اثري از اقتصاد مقاومتي در اين عرصه مهم ديده شود. بها دادن به اين مقوله مهم ميتواند موضوع توليد و اشتغال را در ورزش حل كند.
بها دادن به دانش داخلي
كم نيست تعداد مربياني كه از بيمهريهاي مداوم و بيتوجهيهاي هميشگي مسئولان گله دارند و صداي اعتراضشان نيز به جايي نميرسد. متأسفانه عدماعتماد به دانش فني مربيان ايراني ويروسي است كه سالهاست به جان ورزش كشور افتاده و ضررهاي زيادي از اين بابت به رشتههاي مختلف تحميل شده است. فرصت ندادن به مربياني كه در همين مرز و بوم پرورش يافتهاند و دانش خود را با حضور در عرصههاي بينالمللي به روز ميكنند آن هم به بهانههاي غيرحرفهاي، معضلي است كه بايد هرچه زودتر فكري به حالش كنيم تا پتانسيلهاي وطنيمان به جرم ايراني بودن حيف نشوند و مجالي براي نشان دادن تواناييهاي خود پيدا كنند. در اين صورت است كه ميتوان با به كارگرفتن نيروهاي داخلي ضمن احترام گذاشتن به شايستگيهاي آنها از خروج بيمورد ارز از كشور جلوگيري كرد و قدمي در راه اقتصاد مقاومتي، توليد و اشتغال برداشت. دادن دستمزدهاي دلاري به مربيان خارجي تنها در شرايطي قابل توجيه است كه مربي مورد از هر نظر يكي از بهترينهاي دنيا محسوب شود و بتواند سطح فني تيمهاي ايراني را بالا ببرد.
كشف استعدادهاي ناب و توجه به جوانان
نتيجه ناديده گرفتن تيمهاي پايه و بيبرنامگي در اين بخش را بايد در تيمهاي بزرگسالان و باشگاههايي جستوجو كرد كه براي نتيجه گرفتن دست به دامن بازيكنان بيكيفيت فرنگي ميشوند. در برخي رشتههاي ورزشي و به ويژه در رشته پرهزينه و بدون بازده فوتبال اساساً اعتقادي به كشف استعدادها و پرورش آنها در قالب تيمهاي ردههاي سني ندارند. در حالي كه ساير كشورها با برنامهاي دقيق و مدون از تمام قدرت و تواناييهاي نونهالان، نوجوانان و جوانان بهره ميگيرند و نيروهاي باانگيزه را به تيمهاي ملي و باشگاهيشان تزريق ميكنند. منتها اينجا و بالاخص در فوتبال تنها به خريد بازيكنان دسته چندمي و بيكيفيت خارجي بسنده ميكنيم تا هم كمكاري مديران در برنامهريزي به چشم نيايد و هم هزاران دلار از بودجه بيتالمال حيف و ميل شود. در صورتي كه با داشتن برنامهريزي حرفهاي يافتن استعدادهاي ناب ايراني از دل شهرهاي مختلف كشور كار دشواري نخواهد بود. راهي كه رشتههايي چون واليبال، تكواندو، بسكتبال، كشتي و برخي رشتههاي ديگر طي كردهاند ميتواند الگوي مناسبي براي مديران و مسئولان كمكار در بحث پشتوانهسازي باشد. اگر در دهههاي اخير مديران غيرفوتبالي فوتبال به جاي آنكه اسير حاشيه شوند دغدغههاي غيرفوتباليشان را كنار ميگذاشتند و اندكي به فكر تيمهاي پايه و پشتوانهسازي بودند، حالا دلالان و اختاپوسها نميتوانستند بازيكنان بيكيفيت را با قراردادهاي چندهزار دلاري به تيمهاي مطرح و پرطرفدارمان قالب كنند؛ بازيكناني كه حتي يك دقيقه هم به ميدان نميروند اما هزاران دلار از بودجه دولتي را به جيب ميزنند. ضررهايي كه در همين چند سال اخير از بابت خسارت دادن به خارجيهاي دسته چندمي متحمل شدهايم كم از يك بحران اقتصادي جدي ندارد و نه فقط براي عمل به شعار سال بلكه براي نجات فوتبال ايران بايد هرچه زودتر اقدامي جدي در اين خصوص صورت گيرد.
توليديهاي داخلي را فراموش نكنيد
سالهاست كه بحث استفاده تيمهاي باشگاهي و ملي از لباسهاي بيكيفيت و عقد قراردادهاي هنگفت با شركتهايي كه هيچ جايگاهي در ورزش حرفهاي روز دنيا ندارند مطرح است اما مسئولان ما در سايه عدمنظارت همچنان به تداوم اين مسئله اصرار دارند. لباسهايي كه در اختيار مليپوشان و بازيكنان برخي تيمها قرار گرفته به قدري بيكيفيت بوده كه در جريان بازيهاي درگيرانه پاره شده و آقايان براي حفظ آبرو اقدام به وصله كردن آنها كردهاند! همان مديراني كه دم از مديريت حرفهاي ميزنند گويا خبر ندارند كه توليديهاي داخلي زيادي در عرصه توليد پوشاك ورزش حرفهاي فعال هستند و اتفاقاً لباسهايي در حد استانداردهاي بينالمللي توليد ميكنند. برندهاي داخلي در سالهاي نه چندان دور پيراهنهاي تيمهاي پرطرفدار فوتبال ايران را تأمين ميكردند، آن هم با قيمت بسيار مناسبتر و كيفيتي قابل قبول. ولي انگار مدتهاست كه مديران به اين نتيجه رسيدهاند كه همكاري با شركتهاي وطني چندان به صرفه نيست و همكاري با برندهاي بيكيفيت چيني و مثلاً اروپايي ناشناخته سود بيشتري دارد!
به روز كردن امكانات
نبود امكانات سختافزاري كافي و به روز از جمله دلايل و بعضاً توجيهاتي است كه براي اعزام تيمهاي مختلف به خارج از كشور مدنظر قرار ميگيرد. جدا از تيمهاي ملي و ورزشكاراني كه براي حضور در رقابتهاي مختلف بينالمللي و كسب آمادگي لازم براي رقابت با بهترينهاي دنيا به اردوهاي برونمرزي اعزام ميشوند، هستند باشگاههايي كه همه ساله با شروع تعطيلات نيمفصل ليگ برتر فوتبال و حتي پش از شروع فصل بار سفر به سوي كشورهاي خارجي همسايه ميبندند. نداشتن زمين چمن مطلوب، سرماي زمستان و نبود امكانات بينالمللي بهانههايي است كه سفر به امارات، قطر و تركيه را به خوبي توجيه ميكند. در اين بين اعتراض و انتقادها نيز تأثيري در تصميمات مديريتي ندارد و اين سفرهاي غيرضروري همه ساله انجام ميشوند. در اين بين هزينه سنگين و دلارهايي كه از بيتالمال به كشورهاي منطقه سرازير ميشوند، عملاً مغاير با اقتصاد مقاومتي در ورزش است. با كمي تأمل و برنامهريزي بلندمدت ميتوان پولهاي اضافي را كه صرف خريد بازيكنان و پوشاك بيكيفيت و سفرهاي غيرضروري به خارج از كشور ميشود براي ساخت اماكن ورزشي استاندارد در شهرهاي مختلف، به روز كردن امكانات سختافزاري موجود و ايجاد كمپهاي بينالمللي هزينه كنيم تا براي برگزاري يك اردوي پيشفصل و نيم فصل مجبور به استفاده از امكانات جزيرهاي كوچك نشويم.