
نويسنده: وحید حاجیپور
با نزديك شدن به دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، افتتاح چندفاز پارس جنوبي در دستور كار قرار گرفته است و در اين ميان، وزارت نفت مانند پروژههاي غرب كارون و ساير پروژههاي پارس جنوبي همه چيز را به نام خود تمام ميكند.
به گزارش جوان، پروژههايي كه امروز در شرف افتتاح هستند داستان جالبي دارد. اين پروژهها درست در روزهايي كه تحريمها عليه ايران آغاز شده بود و شركتهاي خارجي علاقهاي به حضور در ايران نداشتند به دست شركتهاي ايراني به پيش برده شد و با پيشرفت قابل ملاحظهاي به دولت يازدهم رسيد. رويكرد آن روزهاي صنعت نفت چارهاي جز اعتماد به شركتهاي ايراني را پيش روي كشور نگذاشته بود، درست بر خلاف امروز كه يك قرارداد هم امضا نشده و همه چيز به بازگشت شركتهاي خارجي منوط شده است.
گرچه اين پروژهها به دليل تحريمها و افزايش قيمت نفت با افزايش هزينهها و تأخير همراه شد ولي از آنجا كه چارهاي جز توسعه ميدان مشترك با پارس جنوبي نبود كارها به پيش رفت و حالا روبان افتتاح آنها به دولت يازدهم رسيده است. نكته مهم در اين باره، اتخاذ تصميم در روزهاي سخت بود كه منجر به آن شد كه وزير نفت امروز با افتخار بگويد ميزان برداشت ايران و قطر در پارس جنوبي برابر شده است و البته خيلي هم علاقه دارد اين موفقيت را به نام خود تمام كند درحالي كه مهمترين عامل در اين موفقيت، تصميمي بود كه در آن روزها گرفته شد. وزارت نفت فعلي اما براي ناديده گرفتن اين موضوع روي مباحث ديگري مانور ميدهد از جمله بدهيهاي شركت ملي نفت ايران و بدون اشاره به آنكه اين بدهي به دليل سرمايهگذاري در پارس جنوبي و ميادين مشترك ايجاد شده است سعي دارد اين بدهي را مربوط به سوء عملكرد گذشته دانسته و افتخار برابري توليد با قطر را به نام خود تمام كند.
در چنين شرايطي است كه سياسيكاري به اوج خود ميرسد و خيابانهاي تهران پر ميشود از بنرها و بيلبوردهايي كه افتخار افتتاح فازهاي پارس جنوبي را به نام دولت يازدهم تمام ميكند. به بيان سادهتر، وزارت نفت روي «تصميماتي» موجسواري ميكند كه خود فاقد اتخاذ آن است و به هيچ عنوان علاقه ندارد روي توان داخل حساب باز كند ولي از آنجا كه انتخابات در پيش است، از توان داخل ميگويد.
در گذشته، براي عقب نماندن از پروژههاي پارس جنوبي «تصميم» گرفته شد ولي اين روزها همه چيز معطل ورود شركتهاي خارجي است زيرا به اعتقاد وزير نفت شركتهاي ايراني بايد پيشكار شركتهاي خارجي باشند كه اگر چنين تفكري در گذشته حاكم بود، وزارت نفت در دوره فعلي بايد به ديوارها چشم ميدوخت و مديرانش به حضور در سخنرانيهاي خستهكننده سرگرم ميشدند.
تفاوت ديدگاهها در پارس جنوبي به خودي خود نشان ميدهد كه هرگاه روي توان داخل – ولو با فاصله از استانداردهاي جهاني- حساب باز كنيم موفقتر از آنيم كه چشم انتظار شركتهاي خارجي باشيم و هيچ قراردادي امضا نشود. بر اساس آمارهاي شركت نفت و گاز پارس، ميزان پيشرفت فيزيكي پروژههايي كه قرار است در هفتههاي آينده افتتاح شوند نشان ميدهد كه وزارت نفت با كمترين زحمت آنها را به مرز افتتاح رسانده است.
به عنوان نمونه دولت يازدهم، فازهاي 17 و 18 پارس جنوبي را با پيشرفت فيزيكي 78 درصد دريافت كرد و در طي چهار سال آن را به بهرهبرداري خواهد رساند. همچنين در فاز 19 ميزان پيشرفت 65 درصد بود كه طي اين چهار سال به 97 درصد رسيده است. در فازهاي 20 و 21 اما فعاليت بهتري صورت گرفته است و ميزان پيشرفت فيزيكي از 50 درصد به افتتاح نزديك شده است كه تمامي اين پروژهها توسط شركتهاي ايراني انجام شده است.
هرچند به دلايل مختلف كه قطعاً سوءمديريت نيز شامل آن ميشود، خلأهايي در روند اجراي پروژه ديده ميشود ولي وقتي هزينه- فايده تصميم واگذاري پروژهها به شركتهاي ايراني را در نظر بگيريم هيچ راهي براي تخريب توان داخل وجود ندارد كه وزير نفت به هر طريقي روي آن مانور ميدهد. نميتوان از ياد برد كه وزيرنفت براي حضور خارجيها در صنعت نفت كه با اعطاي امتياز همراه بود، بارها به شركتهاي ايراني حمله كرد و با بيان ادعاهاي خلاف واقع، شركتهاي خارجي را فرشته نجات صنعت نفت ناميد و شركتهاي ايراني را هدردهنده منابع ناميد و با الگويي كه طراحي كرد، ايرانيها را پيشكار شركتهاي خارجي قلمداد كرد ولو غيرمستقيم. حالا كه انتخابات نزديك است وزيرنفت مجبور است به چيزي افتخار كند كه خود منتقد اصلي آن است؛ به ظرفيتهاي داخلي بايد ببالد هرچند كه چنين توفيقي سعي ميشود به اسم مديريت كارآي اين وزارتخانه ثبت شود كه طنز تلخ و عجيبي است. اين وزارتخانه در حال سواري بر موجي است كه چشم ديدنش را ندارد ولي فعلاً مجبور است به آن فخر بورزد زيرا تقريباً در اين چهار سال هيچ كاري انجام نشده است مگر تكميل «تصميمات» گذشته.