
امروز، حوزه علميه از زمان خودش خيلي عقب است. حساب يك ذرّه و دو ذرّه نيست. مثل اين است كه دو نفر سوار بر اسب، در وادياي همراه يكديگر بروند و يكي اسبش از ديگري تندروتر باشد و آنكه اسبش كندروتر است، بعداً به اتومبيل دست پيدا كند. طبيعي است آنكه اسبش تندروتر است، به گرد او هم نميرسد. الان وضعيت اين گونه است. در حال حاضر، امواج فقه و فلسفه و كلام و حقوق، دنيا را فراگرفته است. ما وقتي به خودمان برگرديم، خيلي فاصله داريم.
حتّي در «اخلاق» هم اينگونه است. يكي از اَعلام حوزه (عَظمالله بقائه) - كه الان در اينجا تشريف دارند - چند سال قبل از اين، سفري به انگلستان كرده بودند و در آنجا كتابخانهاي را ديده بودند. به من فرمودند: «يك طبقه از اين كتابخانه، كتب اخلاقي بود كه فرنگيها در چند سالِ اخير نوشتهاند»! در آن چند سال، حوزه علميه قم، چند كتاب اخلاق بيرون داده بود؟ يك هزارم آن؟ يك ده هزارم آن؟ گمانم هنوز هم كمتر از اين مقدار است! اين تازه اخلاق است كه ميدانيد غرب با اخلاق، چندان سر آشتي ندارد. البته كتب اخلاقي آنها بيشتر، فلسفه اخلاق و رد اخلاق و بيان اخلاقِ غيرمعنوي و اخلاق مادّي است. ما بعد از «معراجالسعاده» و «جامعالسعادات»، در حوزههايمان، چه كتابي نوشتيم؟ البته بعدها در چند سال اخير، چند كتاب اخلاق نوشته شده است؛ چيزي كه بشود به عنوان يك كتاب علمي ارائه كرد.
ما در گذشته عقب نبوديم و هر كس چيزي ميگفت، فوراً جوابش حاضر بود؛ ولي امروز اين قدر مباحث كلامي در دنيا مطرح ميشود كه حوزه علميه از آنها مطّلع نيست. ميدانيد امروز چقدر در دنيا مسئله دينشناسي و فلسفه دين، مورد بحث است و چه كساني مينويسند و ميگويند و تحقيق ميكنند و ما خبر نداريم؟ اين عيب بزرگي است. البته كساني از آحاد منتسب به حوزه، كارهاي با ارزشي كردند و ميكنند؛ اما اين كار، كار حوزه - در شكل نظام يافته آن - نيست. كارهاي افراد، غير از كارِ نظام است. نظام حوزه بايستي جواب بدهد. حالا يك نفري پيدا شد و وارد منطقهاي گرديد و كاري كرد و محصولي هم داد؛ نميشود اين را به حساب حوزه گذاشت. انصافاً حوزه در اين زمينه كاري نميكند.
بيانات رهبر انقلاب
در ديدار جمعي از نخبگان حوزوي- 13/9/1374