دستيابي به موفقيت در عرصههاي مختلف بدون شك نيازمند وجود فاكتورها و معيارهاي مشخصي است. براي مثال داشتن برنامهاي كامل، امكانات لازم چه زيرساختي و چه فني ميتوانند از جمله موارد مهم و حائز اهميت در راه كسب موفقيت باشند، اما گاه براي رسيدن به موفقيت، كمبودها و كاستيها هم ميتوانند مفيد فايد و مثمرثمر باشند. كمبودهايي كه اگرچه در نگاه اول بزرگترين سد براي دستيابي به موفقيت به نظر ميآيند، اما نوع نگاه به آن است كه ميتواند از اين سد بزرگ، پلي براي رسيدن به موفقيت بسازد. مسئلهاي كه بارها و بارها نيز ثابت شده است. در واقع محدوديت خلاقيت ميآورد و هميشه هم نميتواند سدي باشد براي عدم دستيابي به موفقيت. درست مثل شرايطي كه اين روزها براي برخي باشگاههاي فوتبال ايران رخ داده است.
جريمهاي كه چندي پيش فيفا براي برخي باشگاههاي ايراني در نظر گرفت و آنها را از جذب بازيكنان جديد محروم كرد، از جمله همين محدوديتهاست كه نوع نگاه به آن، ميتواند اين مسئله را به سدي نفوذناپذير براي رسيدن به موفقيت تبديل كند يا پلي براي دستيابي به موفقيت باشد. جريمهاي كه پيشتر، باشگاههاي بزرگ دنيا چون بارسلونا نيز با آن مواجه شده بودند، اما به جاي زانوي غم به بغل گرفتن، در پي يافتن راهي براي دور زدن اين مشكل بودند و اين محروميت آنها را ناچار به استفاده هرچه بيشتر از بازيكنان تيمهاي پايه خود كرد. مسئلهاي كه البته برخلاف باشگاههاي ايراني، توسط بارساييها خيلي هم مورد بيتوجهي قرار نگرفته بود، اما اين محروميت آنها را ملزم به استفاده هرچه بيشتر از نيروهاي خودي كرد. راهحلي كه حالا ميتواند بهانهاي باشد براي روي آوردن باشگاههاي محروم ايران به استفاده از نيروهاي تيمهاي پايه خود. بازيكنان كمسن و سالي كه بدون شك توجه و سرمايهگذاري روي آنها نه فقط ميتواند چهرههاي جديدي را به جامعه فوتبال ايران معرفي كند، كه ميتواند گامي بلند باشد در صرفهجوييهاي مالي باشگاهها و دور زدن قانوني محروميتي كه نوع نگاه به آن ميتواند مانعي باشد براي زمينگير شدن تيم و باشگاه جريمه شده!
در واقع محروميتي كه اين روزها يقه برخي باشگاههاي ايراني را گرفته، ميتواند توفيقي اجباري باشد براي استفاده از نيروهاي خودي. مسئلهاي كه برخي باشگاهها چون فولاد خوزستان و فجر سپاسي طي سالهاي گذشته توجهي اساسي به آن داشته و استفادههاي زيادي از قبال آن بردهاند، اما نوع نگاه و تفكر اشتباهي كه در فوتبال ايران وجود دارد باعث شده تا اين باشگاههاي بازيكنساز به كارخانهاي براي تأمين نيازهاي فني ساير تيمها تبديل شوند و نتوانند آنطور كه بايد و شايد از مهرههاي خود استفاده كنند كه در اين زمينه فجريهاي شيراز بيشترين ضربه را متحمل شدهاند؛ چراكه بلافاصله با رو كردن چهرهاي شاخص، شاهد از دست دادن آن بودهاند. چهرههايي كه بدون شك ميتوان نظير آنها را در تركيب تيمهاي پايه باشگاههاي پرسپوليس، استقلال و تراكتور نيز ديد، اما از آنجايي كه مرغ همسايه هميشه غاز است و در باشگاههاي بزرگ ريسك استفاده از بازيكنان جوان و كمتجربه كمتر است، اين باشگاهها بيش از بازيكنسازي چشم به ساخته دست ساير تيمها و استفاده از ستارههاي آنها دارند. حال آنكه محروميتي كه اين روزها گريبان دو تيم مطرح فوتبال ايران را گرفته، ميتواند بهانه خوبي باشد براي توجه هر چه بيشتر به تيمهاي پايه اين باشگاهها و چه بسا اين توفيق اجباري در آيندهاي نهچندان دور، بازيكنان مطرحي را معرفي كند كه بيخ گوش همين تيمها و در ردههاي پايه آنها مشغول به تمرين بودند و بيتوجهي به آنها مانع از ديده شدنشان شده باشد.
جريمهاي كه فيفا براي استقلال و تراكتور در نظر گرفته و دور نيست روزي كه براي برخي ديگر از تيمهاي مطرح ايران استفاده كند، اگرچه در نگاه اول محروميتي سنگين است و ميتواند مخل دستيابي به موفقيت باشد، اما همين جريمه ميتواند بهانهاي باشد براي رسيدن به موفقيت. البته به شرط آنكه نگاهمان را به مشكلات تغيير داده و هميشه نيمهخالي ليوان را نگاه نكنيم و در برخورد با هر مشكلي، به دنبال يافتن راهحل و چارهاي مفيد باشيم نه بغل گرفتن زانوي غم و گله كردن. در آن صورت است كه مشكلاتي از اين دست ميتواند پلي باشد براي دستيابي به موفقيت نه سدي براي عدم دستيابي به آن.