
به گزارش خبرنگار ما، 23 ديماه امسال بود كه مردي وارد كلانتري 131 شهر ري شد و براي پيدا كردن برادرش از پليس كمك خواست. او گفت: برادرم مردي 32 ساله به نام وحيد است. برادرم صبح ديروز از خانهاش بيرون رفته و ديگر برنگشته است. وقتي پرونده براي رسيدگي بيشتر به اداره يازدهم پليس آگاهي فرستاده شد، شاكي جزئيات بيشتري از ماجراي گم شدن ناگهاني برادرش را شرح داد. او گفت: مدتي قبل بود كه برادرم 500 ميليون تومان در يك شركت واردات خودرو سرمايهگذاري كرد. مدير شركت مردي به نام پوريا فروهر است كه دفتر محل كارش در خيابان ميرداماد است. وقتي زمان تعهد شركت به قرارداد رسيد، پوريا از دادن سود طفره ميرفت. اين موضوع برادرم را خيلي ناراحت كرده بود. او ديروز با من تماس گرفت و گفت، ميخواهد به دفتر پوريا برود. بعد از آن هر چه با تلفن همراه برادرم تماس گرفتم، گوشي او خاموش بود.
با نشانيهايي كه اين مرد در اختيار پليس گذاشت، كارآگاهان راهي دفتر پوريا شدند. اولين بررسيها نشان دادكه اين شركت كاغذي است و به صورت غيرقانوني فعاليت ميكند. همچنين معلوم شد كه هويت واقعي مدير شركت خسرو. ن است. خسرو مردي 36 ساله بود كه بررسي سوابقش حكايت از اين داشت كه قبلاً به اتهام كلاهبرداري به زندان افتاده بود. او چهار سال قبل با سپردن وثيقه از زندان مرخصي گرفته و بعد از آن متواري شده بود.
در شاخه ديگري از بررسيها، مأموران پليس دوربينهاي مداربسته ساختمان را بررسي كردند. تصاوير به دست آمده نشان داد كه وحيد، ساعت 9:30 روز چهارشنبه، 22 ديماه وارد دفتر خسرو شده، اما هرگز از آنجا خارج نشده است. سرنخ اصلي، اما زماني به دست مأموران پليس افتاد كه ادامه تصاوير را بررسي كردند. براساس تصاوير به دست آمده كه زمان آن ساعت 13:30 روز جمعه 24 ديماه ثبت شده بود، خسرو بسته بزرگ مشكوكي را از دفتر كارش خارج و بعد بسته را به پاركينگ منتقل كرد و آن را در صندلي عقب يك خودروي پژو آردي گذاشت و از ساختمان خارج شد.
مالك خودرو مردي از كاركنان ساختمان محل كار خسرو بود. او وقتي مورد تحقيق قرار گرفت، گفت: روز جمعه خسرو از من خواست تا ماشينم را به او امانت بدهم كه قبول كردم، اما درباره بسته مشكوك چيزي نميدانم.
با به دست آمدن اين مدارك خسرو 16 اسفندماه به عنوان مظنون به قتل بازداشت شد. او در اولين بازجوييها به قتل وحيد اعتراف كرد. متهم گفت: وحيد 500 ميليون تومان در شركت من سرمايهگذاري كرده بود. وقتي موعد پرداخت سود رسيد با هم اختلاف پيدا كرديم. او آن روز براي حل اختلاف به دفترم آمد كه مشاجرهمان شد. وقتي مشاجره بالا گرفت دست به تيغ موكتبري بردم و چند ضربه به گردنش زدم كه كشته شد. بعد از آن بايد براي انتقال جسد راهي پيدا ميكردم. جسد را با نايلون بستهبندي كردم، اما براي انتقال آن بايد تا روز جمعه كه ساختمان تعطيل بود، صبر ميكردم. ظهر روز جمعه خودروي يكي از دوستانم را كه در ساختمان كار ميكرد، امانت گرفتم و به ساختمان برگشتم. بعد جسد را با خودروي او به منطقه پلور لاريجان بردم. جسد را در درهاي رها كردم و به خانه برگشتم، اما فكرش را نميكردم كه دوربينمداربسته من را گرفتار كند.
بعد از اعتراف متهم بود كه تيمي از مأموران پليس راهي محل شدند و بقاياي جسد را كشف كردند.
سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: تحقيقات بيشتر از متهم در اداره دهم پليس آگاهي در جريان است.