با نزديك شدن به دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، رسانهها و برخي از شخصيتهاي امريكايي ضمن تحليل انتخابات پيش رو، تمايل خود را نسبت به برخي از كانديداهاي انتخاباتي يا جريانات سياسي ابراز و عوارض روي كارآمدن كانديداي جريان انقلابي در انتخابات را براي امريكاييها تشريح كردهاند.
امريكاييها معتقدند انتخاب يك گزينه انقلابي به عنوان رئيسجمهور آينده ايران ميتواند به تهديد بيشتر منافع اين كشور در منطقه غرب آسيا منجر شود و شتاب پيشرفت ايران را در حوزههاي مختلف افزايش دهد چراكه عموم گزينههاي انقلابي با توجه به اقتصاد درونزا كشور را از مسير وابستگي به غرب جدا ميكند و در رويارويي با غرب به ويژه در صنعت دفاعي سنگ تمام خواهد گذاشت. امريكاييها تمايل دارند فردي بر جايگاه رياست جمهوري در كشورمان تكيه بزند كه به مسير مذاكره و تعامل با غرب خوشبين باشد و بتواند به صورت زير پوستي مؤلفههاي اساسي گفتمان انقلاب اسلامي در حوزه سياست خارجه را تغيير دهد و نگاه جامعه ايراني به دشمنيهاي غرب را تعديل كند.
تجربه سالهاي گذشته و به عنوان نمونه در دوران اصلاحات(76تا84) نشان ميدهد گزينههاي مورد حمايت جريان تجديدنظرطلب بهراحتي ميتوانند با خواستههاي غرب كنار بيايند و مطالبات غربيها در سياست داخلي و خارجي را مبناي رفتار خود قرار دهند، به گونهاي كه مجموع اتفاقات شكل گرفته در همان دوران نه تنها بخشهاي مهمي از خواستههاي امريكاييها را تأمين بلكه آنها را نسبت به فروپاشي جمهوري اسلامي ايران نيز اميدوار كرده بود.
شكلدهي غائله 18تير سال 78، تحصن نمايندگان مجلس ششم، متهمسازي جمهوري اسلامي ايران به دروغگويي و تلاش فراگير براي ساخت بمب هستهاي از تريبون رسمي مجلس شوراي اسلامي و دهها اتفاق تلخ ديگر در همين بستر زماني امريكاييها را به استحاله حاكميت اسلامي اميدوار ساخت تا جايي كه با شكلدهي فتنه سال 88 توسط اين جريان، نتانياهو بهصراحت اصلاحطلبان را سرمايه واقعي خود در ايران معرفي ميكند.
به گواهي اسناد و مدارك متقن رئيسجمهور جريان مدعي اصلاحطلبي در همان سالها به بوش پسر نامه نوشته و تأكيد ميكند كه ايران حاضر است از حمايت حماس و حزب الله دست بردارد تا نيروهاي نظامي اين كشور به خاك ايران تجاوز نكنند.
بايد پذيرفت چنانچه مقامات كشور ديگري جز ايالات متحده بودند نيز قطعاً از روي كار آمدن كانديداي اختصاصي جريان تجديدنظرطلب حمايت ميكردند چراكه با وجود آنكه امريكاييها در بودجههاي سالانه خود دهها ميليارد دلار هزينه فروپاشي و ضربه زدن به جمهوري اسلامي ايران ميكنند، اما هستند جماعتي در درون كشور كه با مواضع و رفتارهاي خود اهداف امريكاييها را تأمين ميکنند و خواستههاي آنها را در داخل پوشش ميدهند، بنابراين عقلاني است كه بخشي از هزينههاي مادي و معنوي امريكاييها در جهت حمايت از عناصر و كانديداهاي انتخاباتي اين طيف در هر دوره قرار بگيرد. انتخابات پيش رو نيز از انتخابات قبلي مستثنا نيست و بر اساس تجربيات سالهاي گذشته و اخير رسانهها و انديشكدههاي امريكايي لزوم پشتيباني از مهرههاي مورد حمايت اين جريان را به مقامات امريكايي گوشزد و تأكيد ميكنند كه انتخاب اين افراد نسبت مستقيمي با تأمين منافع امريكاييها خواهد داشت.
انديشكدههاي نگران امريكايي
به عنوان نمونه رند يكي از انديشكدههاي معروف امريكايي با اشاره به انتخابات اخير كشورمان با تأكيد بر اينكه« از بين بردن برجام از هر طريقي، به منافع امريكا صدمه ميزند»، مينويسد: «منتقدان امريكايي اغلب برجام را عاملي براي جسورتر شدن ايران ميدانند ولي برجام نبايد علت اصلي قدرت رو به رشد ايران تلقي شود. شرايط داخلي در ايران و تحولات منطقه از بزرگترين عوامل هستند. امريكا روشهاي بسياري براي اعمال فشار بر ايران دارد و گاهي اوقات بايد از آنها استفاده كند اما از بين بردن برجام از هر طريقي، به منافع امريكا صدمه ميزند.»
چند روز پيش بود كه فارن افرز نشريه شوراي روابط خارجي امريكا ضمن تأكيد بر اينكه« واشنگتن بايد «ميانهروها» در ايران را تقويت كند»، تأكيد كرد: «دولت اوباما تلاش اندكي براي كمك اقتصادي به ايران انجام داد و با نزديك شدن انتخابات رياستجمهوري ايران، غرب در حال از دست دادن وقت براي تقويت گروههاي ميانهرو در ايران است.» اين نشريه امريكايي همچنين استدلال ميكند: «با توجه به باقي ماندن تحريمهاي امريكا در زمينه اقدامات ادعايي ايران در زمينه تروريسم و عدم تمايل بانكهاي بينالمللي براي تعامل با ايران، برجام به بهبود اوضاع اقتصادي در ايران منجر نشده است. تقابل با ايران هيچ دستاورد مفيدي براي امريكا به همراه نخواهد داشت، مگر تقويت جناح مقابل روحاني! «جان كري وزير خارجه سابق امريكا و ديگران ميدانستند كه ميانهروهاي ايران به تقويت اقتصادي پس از توافق نياز دارند تا جايگاه خود را ارتقا دهند.»
در نمونهاي ديگر جروزالم پست به نقل از مير جاودانفر ادعا ميكند: «روحاني سرمايهگذاري غرب را ميخواهد و ميداند كه شعار مرگ بر اسرائيل كسب آن را سخت ميكند! فكر نميكنم روحاني اسرائيل را دوست داشته باشد، اما او ميخواهد بر مسائل داخلي تمركز داشته باشد تا درخواست براي محو اسرائيل يا نفي هولوكاست. اگر با روحاني بود، ايران مسئله اسرائيل را رها ميكرد!»
مصاديق تنها به اين موارد خلاصه نميشود، به طوري كه سي انان نيز در گزارشي به ترامپ پيشنهاد ميكند از كانديداي جريان تجديدنظرطلب داخلي حمايت و براي رأي آوري وي تلاش كند: « مشوقهاي بيشتر به عناصر ميانه روتر در ايران ميتواند برد توافق هستهاي را براي مدت نامحدود افزايش دهد!»
نويسنده با تأكيد بر اينكه دونالد ترامپ و تيم او در زمان جاري بودن رقابتهاي انتخاباتي وعده لغو برجام را داده بودند، نوشته است: «الان ديگر از آن لحن توافق را پاره كنيد خبري نيست و نخواهد بود. واقعيت اين است كه ترامپ به توافق هستهاي ايران دست نخواهد زد و به نظر ميرسد اسرائيل هم از اين مسئله ناخشنود نيست.»
اينها در حالي است كه طي هفته اخير راديو فرانسه با اشاره به انتخابات رياست جمهوري كشورمان اعلام كرد: «حسن روحاني از تقلب در انتخابات رياست جمهوري آينده به ويژه از سوي نيروهاي نظامي ابراز نگراني كرده است.» روزنامه ديلي صباح، چاپ تركيه هم نوشت: «روحاني به متهم ساختن رقباي خود در انتخابات روي آورده است. بسياري از ايرانيها بر اين باورند كه وي نتوانسته منافع اقتصادي مورد نظر از برجام را به دست آورد و در عمل به ديگر وعدههاي خود نيز شكست خورده است.»
شينهوا خبرگزاري مطرح چيني نيز در گزارشي با تأكيد بر اينكه «ايرانيها همچنان منتظر تحقق وعدههاي روحاني و كاهش نرخ بالاي بيكاري هستند»، موفقيت رئيسجمهور فعلي كشورمان را دور از ذهن دانسته و تأكيد كرده: «افكار عمومي به دنبال پاسخ به اين پرسش هستند كه چگونه مهار تورم و ركود اقتصادي مشكل بيكاري را كه نرخ آن از حدود 8/10 درصد به ۱۲ درصد پس از توافق هستهاي افزايش يافته، حل ميكند. او بايد با نظام ديوانسالاري ادارات براي ارتقاي شفافيت كاري و ممانعت از بروز فساد و پرداختهاي مالي دولتي مقابله كند. ديگر چالشهاي حسن روحاني از ديد تحليلگران داخلي نحوه عقد قراردادهاي جديد نفتي براي جلب سرمايهگذاران خارجي است و در اين مسير ايران بايد صادرات نفت خام خود را به ۶ميليون بشكه در روز برساند.»
همچنين المانيتور نيز همين مسئله را با ادبيات متفاوت مطرح و بيان ميكند: «گزارش ماه گذشته اداره آمار ايران نشان ميدهد از 21 مارس 2014 تا 20 مارس 2015 نابرابري در ايران افزايش يافته است... چنين اخباري براي «حسن روحاني» رئيسجمهور ايران كه برنامه اصلاحات اقتصادي وي از سوي مخالفان سياسياش به دليل آنكه در بهبود زندگي اقشار ايرانيان شكست خورده و مورد انتقاد قرار دارد، خبري ناخوشايند است.»
حال با توجه به جهتگيريهاي رسانهها و انديشكدههاي غربي بايد منتظر ماند و ديد كه ناتواني رئيسجمهور فعلي كشورمان در تحقق شعارهاي انتخاباتي خود و تلاشهاي جهتدار و هزينهزاي جريان تجديدنظرطلب در انتخابات اخير چه واكنشي را از سوي جامعه ايراني به دنبال خواهد داشت و صندوق آراي كدام كانديداي انتخاباتي، امريكاييها را به واكنش وادار ميكند.