
رمان «ظلمت سفيد» كه پيش از اين عنوان اثر برگزيده جشنواره داستان انقلاب در سال ۱۳۹۳ را نيز به دست آورده است، اثري است نوجوانانه كه در فضايي روستايي ميگذرد. خالقي در رمان خود كوشيده در فضايي فانتزي به روايت نقش قوميتهاي مختلف در پيروزي انقلاب اسلامي توجه كند و از اين منظر به سراغ داستاني در فضاي استان چهارمحال و بختياري رفته است. در بخشي از اين رمان ميخوانيم: همانطور كه دراز كشيده بود و بالاي سرش را نگاه ميكرد، خرخر آرامي را از پشت سرش شنيد. به زحمت بر ميگشت؛ ميان سفيدي مه، دو چشم درشت سياه به چشمهايش زل زده بود. چشمهاي گرگ بود. خواست بلند شود و فرياد بزند. خواست تكان بخورد، اما نتوانست. رمان «مسافر جمعه» اثر سميه عالمي نيز اثري است با تم روستايي و در فضاي سالهاي دهه ۴۰ رخ ميدهد. قهرمان اين رمان جواني است اهل سبزوار كه تصميم دارد با دخترخالهاش ازدواج كند. نويسنده از درون توصيف زندگي او و حوادثي كه در آن رخ ميدهد، موضوعاتي مانند اصلاحات ارضي، حادثه فيضيه و قيام پانزده خرداد را شرح ميدهد. در واقع شخصيت رمان «مسافر جمعه» عاشق دخترخاله خود است و به همين دليل به قم ميآيد ولي بدون اينكه عشق زميني را رها كند به عشق حقيقي كه براي او در وجود امام خميني(ره) جلوه ميكند، دست پيدا ميكند.
در بخشي از اين رمان ميخوانيم: مرد با پايش صندلي را هل داد و رسول پخش زمين شد. مشت و لگدي كه ميخورد را حس نميكرد. بدنش از درد سر شده بود كه يكباره مثل مار مچاله شد و فرياد زد. درد تا قلبش رفت و تمام رگهاي بدنش تير كشيد. انگار از صورتش، درد پمپاژ شود به همه بدنش. دستش را روي صورتش برد. خون ميجوشيد.
رمان «آن مرد با باران ميآيد» اثر وجيهه علي اكبر ساماني نيز داستاني است كه به عنوان اثر تقدير شده در جشنواره داستان انقلاب پيش از اين در انتشارات سوره مهر و در ويراست تازه از سوي نشر كتابستان منتشر شده است. اين كتاب نيز اثري است با محوريت نوجوان و با موضوع انقلاب اسلامي. قهرمان اين داستان نوجواني است كه وارد ماجراي مبارزات عليه رژيم پهلوي ميشود.