يكي از آسيبهاي جدي كه امروز بدنه علمي كشور را تهديد ميكند استفاده از متون علمي قديمي و كتب دانشگاهي است كه برخي مربوط به 15تا 20 سال پيش است و بر مبناي آخرين تغييرات روز علمي دنيا تغيير نكرده است. اين كتابها بارها تجديد چاپ ميشود بيآنكه محتواي علمي آن بررسي مجدد شود. جداي از اين آسيب جدي مسئله ديگري كه ميتواند زخمي بر سطح علمي كشور باشد اقدام برخي اساتيد و برخي از دانشگاههاي كشور در خلاصه كردن همين كتب نهچندان بهروز است. برخي از اساتيد شايد براي راحتي خود و شايد هم براي رسيدن سريعتر دانشجويان به نمرات و مدارج خود خلاصهاي بر كتاب نوشته يا جزواتي در اختيار دانشجويان قرار ميدهند و اين سبب ميشود آنچه از علم لازم است در اختيار دانشجو قرار نگيرد.
دكتر «محمد مهدي نژاد نوري» معاون سابق پژوهشي وزير علوم در همين خصوص به روزنامه «جوان» ميگويد: براي اينكه يك آموزش خوب برقرار شود يك متن محتوايي خوب بهعلاوه يك استاد خوب و نظام آموزشي خوب لازم است؛ لذا حتي اگر متن محتوايي خيلي خوبي هم داشته باشيد ولي استاد، مسلط به موضوع نباشد مطمئناً آموزش و فراگيري بهدرستي انجام نميشود.
بحراني به نام عقبماندگي كتب دانشگاهي
استاد دانشگاه صنعتي شريف با اشاره به متن و محتواهاي نهچندان بهروز برخي كتابهاي دانشگاهي عنوان ميكند: اين بحث چند دسته است؛ يك دسته مباحث مرتبط با علوم فني مهندسي و علوم پايه است. اين منابع معمولاً از خارج از كشور وارد دانشگاههاي ما ميشوند و ما خود متون تأليفي فني مهندسي يا علوم پايه در كشور نداريم و عمدتاً ترجمه يا برگرفته از منابع خارجي است؛ اينها متكي به بحثهاي آزمايشگاهي نيست و هرچند با تأخير ولي با تغييرات نسبتاً مناسبي آماده شده و در دانشگاههاي كشور آموزش داده ميشود.
وي ميافزايد: شايد در اين عرصه، بحراني از باب منابع و محتوا نداشته باشيم، اما وقتي وارد بحثهاي علوم انساني ميشويم اين بحث شدت زيادي پيدا ميكند به دليل اينكه در اين عرصه مبانياي كه برگرفته از علوم كشورهاي غربي يا حتي شرقي باشد با آنچه بهعنوان علوم انساني اسلامي يا بومي مدنظر است، تفاوت بسياري دارد.
به گفته مهدينژاد برخي از اساتيد بيشتر به دنبال ارائه متنهاي آمادهاي به دانشجويان هستند. در اين مورد هم بعضاً از ترجمه يا متنهايي كه خيلي قديمي بوده و مدتهاي مديدي بدون تغيير و روز آوري مانده، استفاده ميشود، چراكه تلاش زيادي نميخواهد. اين متون از قبل آماده در سال يكي دو باري به شكل تكراري در كلاسهاي مختلف داده ميشود و در موردش نوآوري انجام نميشود.
نگاه كاسبكارانه و عدم توجه به محتواي متون دانشگاهي
مشاور علمي وزير دفاع به ايجاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه از دوره حضرت امام (ره) اشاره ميكند و ميافزايد: اين پژوهشگاه با همين نگاه كه متون و محتواي مناسبي، متناسب با علوم اسلامي و بومي ايران توليد شود، ايجاد شد، ولي در اين زمينه خيلي كم توفيق بوده است و از طرف ديگر نگاه كاسبكارانه به توسعه برخي رشتهها در دانشگاههاي آزاد و غيرانتفاعي سبب شده به اصلاح محتواي متون كتب دانشگاهي كمتر توجه شود.
وي تأكيد ميكند: متأسفانه متون درسي خيلي كم تغيير و بهبود پيدا ميكند و اين معضل بهويژه در رشتههاي جديد و عدم طراحي دقيق محتواي آموزشي آن موجب ميشود هم دانشجو به خاطر يادگيري مطالبي كه در عرصه كار و زندگي به دردش نميخورد ضرر كند و هم كشور متضرر شود، چراكه ميخواهد به يكسري نيروهاي جوان دانشمند و دانا كه متأسفانه دانش عميق و تسلط كامل و كاربردي بر مسائل ندارند، تكيه كند، لذا كشور در اين عرصه از بهرهگيري از اين ظرفيتها و توانمنديها محروم ميشود.
مهدينژاد با اشاره به تشكيل كميته تحول علوم انساني در دورههاي اخير با مسئوليت دكتر حداد عادل عنوان ميكند: آنهم به نظر من توفيقاتش كافي نبوده و از طرفي انگيزه لازم در اساتيد دانشگاهها براي مشاركت بهمنظور تغيير متون، بهبود و متناسبسازي آنها به وجود نيامده است.
دكتر «عليرضا عصاره» دانشآموخته دكتراي برنامهريزي درسي و آموزشي در مقالهاي تحت همين عنوان مينويسد: متون درسي فعال و خلاق امروزه مورد تقاضاي جامعه دانشگاهي ماست تا ابتكار و فعاليت فراگيران براي مواجهه با موضوع يادگيري، جاي خود را به انفعال و كسالت و حفظ طوطيوار مطالب و انباشتگي اطلاعات بدون استفاده بدهد اما اين امر از آسيبهاي جدي كتابهاي دانشگاهي امروز بهويژه در منابع علومانساني است، چراكه عمدتاً خاستگاهي متمايز از فرهنگ ايراني - اسلامي دارند و مورد هنجاريابي بومي نيز واقع نميشوند.
رمز عدم توليد دانش در عرصههاي دانشگاهيوي اين امر را رمز عدم توليد دانش در اين عرصهها عنوان ميكند و در ادامه مقالهاش مينويسد: مادام كه متون و كتب مربوطه سازماندهي لازم را براي مواجهه فعالانه و مبتكرانه با عناوين و مباحث فراهم نكنند و در مراكز دانشگاهي با اقبال لازم مواجه نشوند، نميتوان به توليد و خلاقيت و نوآوريهاي علمي دل بست.
دكتر عصاره در همين خصوص در پاسخ به «جوان» ميگويد: بايد ديد آيا مطالب و سرفصلهاي كتابها ميتواند آسيبي باشد براي اينكه به روز نبودنشان مشكلات خاصي براي ما ايجاد كند؟ در محيط دانشگاه چون اساتيد براي انتخاب كتب و كارهاي درسي شان حق انتخاب دارند بايد از آن مواردي استفاده كنند كه به روز باشند. همانطور كه وقتي يك دانشجو ميخواهد از پايان نامهاش دفاع كند اولين موضوع قابل توجه منابع قابل استفاده است. اگر منابع استفاده كننده براي يك مقاله علمي پژوهشي يا تخصصي كهنه باشد و سنش از ۱۰ سال بيشتر باشد قابل قبول نيست، چراكه بايد از همين يكسال و دو ساله گذشته باشد؛ در حقيقت منابعي كه زياد به آنها مراجعه شده باشد براي فرد مورد امتياز قرار ميگيرد.
استثنائاتي در استفاده از متون كهنه
استاديار گروه علوم تربيتي دانشگاه شهيد رجايي ميگويد: ممكن است استثنائاتي هم داشته باشيم مانند تأليفات دكتر علي شريعتمداري كه آنقدر روز آمد است كه به چاپ چهاردهم يا پانزدهم رسيده يا كتاب مرحوم دكتر هوشيار در علوم انساني كه هنوز مطالبش آنچنان نو و مورد استفاده است كه در مقايسه با منابعي كه جديدتر از ايشان آمده داراي اصالت و قابل استفاده است.
وي معتقد است نميتوان گفت همه كتابهاي ما به روز نيست يا به روز است، بالاخره در همه علوم معياري وجود دارد كه معيار به روز بودن و روز آمدي متون قرار ميگيرد.
دكتر عصاره ميگويد: اگر بخواهيم دانشگاههايمان در تراز دانشگاههاي رتبههاي بالا و ممتاز قرار بگيرند و سطح علمي كشور بالا رود بايد استادان هم غير از متون دانشگاهي روز آمد و كارآمد باشند؛ يعني چه تأليفاتشان و چه مطالب و مقالات ارائهكننده آنها در دانشگاه به روز و در نزديكترين زمان به وضع موجود ما باشد.