
امروزه در قرن بيست و يكم با عبور از تعريف كلاسيك سواد مبني بر توانايي خواندن و نوشتن، مطابق با تعاريف يونسكو، تحصيلات عالي (دانشگاهي)، آشنايي با كامپيوتر و دانستن يك زبان بينالمللي، يكي از سه ضلع مشروط در تعريف باسوادي محسوب ميشود و اين نشان ميدهد، اگر افراد نتوانند خود را با شرايط روز تطبيق دهند در جامعه بازمانده و ارتقا نمييابند.
همچنين سواد عاطفي، سواد ارتباطي، سواد مالي، سواد رسانه، سواد آموزش و پرورش و سواد رايانه بخش جامع اين تعريف با توضيحات مفصلي است كه ديدگاههاي قديم از سواد و بيسوادي را به حاشيه سوق ميدهد.
در حالي كه دنيا تغييراتي جدي را تجربه كرده و سهم بيسوادي در بسياري از كشورها به صورت چشمگيري كاهش يافته، نتيجه تلاشهاي مسئولان بعد از گذشت چند دهه از انقلاب بدين جا ختم شده است كه بالاخره با صرفنظر از ايجاد محدوديت براي بيسوادان به طرحهاي تشويقي روي آورند تا اين چنين شايد بتوانند تنها به ريشهكني بيسوادي طبق تعاريف سي و چند سال پيش دست پيدا كنند.
البته سالهاست كه سازمان نهضت سوادآموزي كشور به عنوان متولي اصلي در اين زمينه، اولويت وزارت آموزش و پرورش را باسواد شدن اولياي دانشآموزان دانسته و درصدد است با اجراي طرحهاي سوادآموزي سالانه بخش قابلتوجهي از اولياي بيسواد، را با سواد كند.
به رغم اينكه سياستهاي سوادآموزي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، سازمان نهضت سوادآموزي را موظف به طرحهاي تشويقي جهت شتاب بخشيدن به روند سوادآموزي در كشور كرده بود، اين سازمان اجرايي شدن برخي محدوديتها (عدم اعطاي پروانه كسب به افراد بيسواد يا تمديد آن از سال ۹۵، تمديد يا اخذ گواهينامه رانندگي منوط به داشتن گواهينامه پايان دوره سوادآموزي براي افراد بيسواد در سال 95) را در دستور كار خود قرار داد و به اين عده فرصت داد تا در كلاسهاي سوادآموزي شركت كنند.
اكنون در پايان سال 95، گويي طرحهاي تنبيهي اين سازمان، مشوقي براي ترغيب افراد بيسواد نبوده است، چنانچه محمد مهديزاده، معاون آموزشي سازمان نهضت سوادآموزي از منتفي شدن اين طرحها و جايگزين پاداشهاي «۱۴۰» و «۷۰۰» هزار توماني براي باسواد شدن خبر داده است.
در حالي كه كشورهاي پيشرفته دنيا با عبور از بيسوادي، مسئله علمآموزي را به عنوان يكي از ابزارهاي قدرت در نظر گرفتهاند، شوربختانه بايد نوشت كه كشور ما در قرن بيست و يكم همچنان در پيچ و خم ساده طرحهاي تشويقي و تنبيهي بيسوادي مانده است و هنوز هم در تعاريف، افرادي بيسواد محسوب ميشوند كه توانايي خواندن و نوشتن را نداشته و نتوانند چهار عمل ساده رياضي را انجام دهند.
شايد بهتر باشد هر چه زودتر از پيچ و خم طرحهاي بينتيجه و غيركارشناسي عبور کنیم و مأموريتهاي جديدي را براي ارائه تعاريف بيسوادي و باسوادي در كشور در نظر بگيريم.