
«قابليتهاي نظامي ايران به طور اساسي محاسبات راهبردي و توازن قوا در منطقه را تغيير ميدهد»
اين موضعگيري يكي از انديشكدههاي داخلي يا شخصيتهاي برجسته نظام نيست بلكه ديدگاه انديشكده «امريكن اينتر پرايز» در بررسي توان دفاعي و نظامي جمهوري اسلامي ايران است كه روز گذشته به صورت گسترده در فضاي رسانههاي بينالمللي بازتاب داشته است.
امريكن اينتر پرايز در تحليل آخرين تحولات سوريه و مواضع ايران مينويسد: دامنه عمليات رزمي ايران در سوريه نشان ميدهد اين كشور بازيگر مسلط منطقه باقي خواهد ماند و اين صرف نظر از هرگونه تغيير رسمي در مواضع روسيه نسبت به حضور ايران در فعل و انفعالهاي سوريه است.
اين مؤسسه امريكايي همچنين ادامه ميدهد: «براي اولين بار در تاريخ جمهوري اسلامي سران اين كشور تصميم گرفتهاند به توسعه نيروهاي متعارف خود كه ميتواند چالشي عليه ديگر ارتشهاي كلاسيك منطقه باشد، تمركز كنند. اين توازن قوا در منطقه ممكن است براي هميشه با اين تصميم تغيير يابد.» برخلاف باور بسياري از غربگرايان داخلي اين انديشكده امريكايي معتقد است كه توان و قدرت دفاعي- نظامي جمهوري اسلامي ايران به گونهاي است كه برخورد نظامي با ايران هزينههاي فراواني را براي كشور مهاجم در پي خواهد داشت.
گزارش امريكن اينتر پرايز اينگونه ويژگيهاي منحصربهفرد نظامي ايران را تشريح ميكند: «اين قابليت كه تنها تعداد انگشتشماري از كشورهاي جهان آنرا دارند، به طور اساسي محاسبات راهبردي و توازن قوا در منطقه را تغيير ميدهد و پديدهاي گذرا نيست. برنامهريزان نظامي ايران هزاران نيروي خود از واحدهاي مختلف نظامي را در يك عمليات 15 ماهه براي تحقق بازپسگيري شهر حلب در دسامبر 2016 و با حمايت نيروهاي طرفدار «بشار اسد» رئيسجمهور سوريه در اين كشور مستقر كردند. آنها براي اولين بار بعد از خاتمه جنگ ايران - عراق نيروهايي كه به طور سنتي متمركز بر امور دفاعي بودند را با يك نيروي برونمرزي که قادر به اجراي عمليات پايدار نظامي در خارج از كشور است همسو كردند.»
بازخواني اظهارات بخشي از چهرههاي منسوب به جريان غربگرا تفاوت فاحش نگاه انديشمندان انديشكده امريكن اينتر پرايز را مشخص ميكند، به گونهاي كه افرادي در داخل كشور همچنان اصرار دارند ايران توان رويارويي سياسي و حتي نظامي با امريكا را ندارد. در این زمینه ميتوان به اظهارات منسوب به اكبر تركان اشاره کرد كه چندي پيش و در جمع خودروسازان داخلي برخلاف مؤلفهها و مباني حاكم بر اقتصاد مقاومتي بيان ميكند: «بگذاريد با خود روراست باشيم، ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمهسبزي در هيچ تكنولوژي صنعتي برتري نداريم.»
نمونههاي فراوان ديگري را ميتوان از اين دست اظهارات جستوجو كرد كه محور اصلي آن احساس حقارت در مقابل دشمن و خودكمبيني است و اين بدان معناست كه اين افراد قبل از رويارويي با نظام سلطه از پيش تسليم شده هستند و ارادهاي براي مبارزه فعال و پويا با غرب نخواهند داشت، از نمونههاي ديگر اين اظهارات عبارت مشهور «. . . اين وظيفه ما نيست كه اسرائيل را به رسميت بشناسيم يا نه. . . ما از اين منطقه دور هستيم» است. اينها در حالي است كه رهبرمعظم انقلاب در سال 93 در واكنش به اين «فقدان عزت نفس» دربين برخي شخصيتها، با يادآوري سخنان علي رزمآرا نخستوزير دستنشانده پهلوي بيان ميكنند: «همه ابزارهاي فرهنگي و تبليغي در طول صد سال يا بيشتر بهكار گرفته شد تا اين ملت را به خودشان بدبين كنند - يكي از شخصيتهاي سرشناس معروف ميگفت: ايراني، يك لولهنگ نميتواند بسازد! - لولهنگ يعني آفتابه گِلي... اينجور اين ملت را تحقير ميكردند.»
بهراستي چگونه ميتوان با داشتن روحيه حقارت و خودكوچكبيني در مقابل دشمن بيروني ايستادگي كرد و انتظار داشت هدف بالادستي مانند اقتصاد مقاومتي يا حفظ روحيه استكبارستيزي رنگ تحقق به خود بگيرد؟
آيا براي رويارويي هدفمند و اثرگذار نبايد انتظار داشت كه برخي مسئولان داخلي حداقل در بخش توان و قدرت نظامي و دفاعي كشور همانند انديشمندان مؤسسه امريكن اينتر پرايز فكر كنند. بهراستي چطور ممكن است اين انديشكده در گزارش اخير خود به صراحت از توان خيرهكننده كشورمان در منطقه سخن به ميان بياورد و در مقابل جماعتي همچنان مسير فائق آمدن بر كشور را تعامل با غرب القا كنند آن هم در شرايطي كه نتيجه 36 ماه مذاكره فشرده هستهاي تهديدات روزافزون نظامي و تحريمهاي دامنهدار شده است. جالب است كه در بخش ديگري از همين گزارش امريكن اينتر پرايز ميآيد: «اين تحولات پيامي دال بر تغيير راهبردي بزرگتر از سوي رهبري نظامي ايران به سوي ايجاد مواضعي هجوميتر در منطقه است. ايران در حال پي بردن به اين نكته است كه قابليتهاي رزم نامتقارن طراحي شده براي بازداشتن امريكا يا اسرائيل جهت اجراي عمليات متعارف بزرگتر مورد نياز در سوريه يا جاهاي ديگر كافي نيست. اينك ارتش ايران در حال غلبه بر موانع سازماني مهم براي رفع اين نيازهاي جديد است.»
«فقدان كرامت نفس» مانعي جدي براي رشد و توسعه يك كشور است آن هم براي كشوري به نام ايران كه هر روز با تهديدات غربيها مواجه است و هر روز به بهانهاي جديد موجي از تحريمها و محدوديتهاي بينالمللي را عليه جامعه خود مشاهده ميكند. به راستي چنانچه قرار بود با كوتاه آمدن در مقابل دشمن حق جامعه گرفته شود پس چرا در دوراني كه رئيس دولت اصلاحات به جرج بوش تضمين داد كه از حمايت حماس و حزبالله دست بردارد، رئيسجمهور امريكا رسماً ايران را به عنوان محور شرارتها معرفي كرد و از آن روز تاكنون ايران همواره به عنوان كشوري معرفي شده كه برهم زننده ثبات و امنيت منطقه معرفي شده است؟
آيا لازم نيست برخي مسئولان با تقويت اعتماد به نفس در ميان خود گامهاي اساسي در جهت توسعه كشور در حوزههاي مختلف بردارند و در مسير اهداف مهمي مانند اقتصاد مقاومتي حركت كنند؟
بدون شك توسعه خصيصه خودكوچكبيني در مقابل دشمنان نه تنها مانعي جدي بر سر راه توسعه و پيشرفت كشور به حساب ميآيد بلكه ميتواند عامل تضعيفكننده روياروييهاي پيشرو با امريكاييها نيز باشد.