نويسنده: مصطفي مولوي
عطوفت و مهرورزي رسول خدا بر هيچ كس پوشيده نيست و كسي نيست كه لقب پيامبر رحمت، به گوشش نخورده باشد. همه در ادوار مختلف، چه قبل از اسلام و چه بعد، چه در صدر اسلام و چه الان، رسول خدا را به مهرباني و خوشخلقي ميشناسند. به راستي او خود اسوهاي از مكارم اخلاق و بعثتش نيز براي به كمال رساندن مكارم اخلاق بود، إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاق. چه خوش بر جان مينشيند، كلام پيشواي مهر و محبت، حضرت صادق(ع) در بياني كه ميفرمايند: خداوند، زماني كه پيامبرش را به معراج برد به او وحى فرمود: اى محمد! بر خود و خاندانت درود فرست. پيامبر(ص) فرمودند: درود خدا بر من و خاندانم! آن گاه حضرت توجه كرد و صفهايى را از فرشتگان، فرستادگان و پيامبران ديد. به وي گفته شد: اى محمد! بر آنان سلام بگو. فرمود: سلام و مهرباني و بركات خدا بر شما باد! آن گاه خداوند به او وحى كرد: سلام و درود و مهر و بركات، تو هستي و فرزندان تو هستند! شخص پيامبر خود را اين گونه معرفي ميفرمايند: أنا رَسولُ الرَّحمَة: من پيامبر مهر و رحمت هستم.
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ
رسول مهربانيها، بخشندهترين، دليرترين، صادقترين، خوش عهد و پيمان و نرمخوترين مردم و رفتارشان از همه بزرگوارانهتر بود. هر صفت نيكويي كه به ذهن آيد، پيامبر گرامي اسلام آن را در حد كمال دارا بود و از اين جهت است كه خداي مهربان ميفرمايند: تو اى پيامبر- سجاياى اخلاقى عظيمى داري.
اين آيه شريف هر چند به خودى خود حسن خلق رسول خدا(ص) را مىستايد و آن را بزرگ مىشمارد اما با در نظر گرفتن خصوص سياق، به خصوص اخلاق پسنديده اجتماعيشان، نظر دارد؛ اخلاقى كه مربوط به معاشرت است. از همين جهت است كه اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايند: هر كس با وى مىآميخت و او را مىشناخت، دوستدارش مى شد، نظير او را در گذشته و حال نديدهام.
حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِين رَؤُوفٌ رَحِيمٌ
خداوندي كه مهربانياش وصفناپذير است، پيامبر خود را وصف كرده و از مهر او نسبت به مردم، اينگونه سخن ميگويد: اى مردم! پيغمبرى از جنس خودتان آمده: قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؛ آنقدر به شما مهر دارد كه خسارت ديدن شما، بر او سخت ميآيد و ناراحت ميشود: عَزِيزٌ علَيهِ مَا عَنِتُّمْ، يعنى او نه تنها از ناراحتى شما خشنود نمىشود، بلكه بىتفاوت نيز نخواهد بود. او به شدت از رنجهاى شما رنج مى برد، او سخت به هدايت شما علاقهمند بوده و به شما عشق مىورزد: حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ: در آخر خداي ودود ميفرمايند: بدانيد او مهرورز و نسبت به مؤمنين رئوف و مهربان است: بِالْمُؤْمِنِين رَؤُوفٌ رَحِيمٌ.
رسول مهرباني آن قدر به مردم و هدايت مردم علاقهمند بودند كه قرآن شدتش را اينگونه بيان ميكند: گويى مىخواهى جان خود را از شدت اندوه از دست دهى بهخاطر اينكه آنها ايمان نمىآورند! لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ.
بِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ
خداوند مهربان، مهرباني و نرمخويي بينظيري را به حضرت رسول(ص) عنايت فرمودند: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ، به بركت رحمت الهى، در برابر مردم نرمخوي و مهربان شدى. مردم به انسان مهربان و رئوف، دل ميبندند، از همين رو پيامبر(ص) را رها نكردند، چون آن حضرت نه جفاكار بود و نه سنگدل: ولَو كُنتَ فَظّاً غَليظَ القَلبِ لأنفَضّوا مِن حَولِك. بلكه به فضل الهي رفتاري سرشار از وفا و عطوفت و مهرباني داشت.
انس بن مالك ميگويد: با پيامبر(ص) راه مىرفتم و حضرت بردى نجرانى با حاشيهاى زبر و درشت بر تن داشت. عربى باديهنشين از راه رسيد و رداى ايشان را محكم كشيد. من به گردن پيامبر نگاه كردم. ديدم حاشيه ردا، از شدت كشيدن، روى گردن حضرت اثر گذاشته است.
آن باديهنشين با گستاخي صدايش را بلند كرد و درخواست پول كرد. پيامبر(ص) به طرف او برگشت و خندهاى كرد و دستور داد به او چيزى عطا كنند. پيامبر مهربان و معروف به رسول مهرباني است. ايشان خود فرمودند: من رسول مهرورزي هستم. خداوند مرا رسول مهرباني قرار داد. خداوند مرا براى مهرورزي فرستاد نه براى نافرمانى و بىمهري. از همين رو است كه رَحْمَةً لِلْعالَمين است. او همه چيزش دوستي و مهرآفريني است. پس مهرورزي و مهرباني را از رسول مهرباني، حضرت محمد(ص) بياموزيم.