کد خبر: 836145
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۵
آيا تكنولوژي مي‌تواند ما را نجات دهد؟
چندين سال پيش زماني كه لباس‌هايي با طرح‌هاي چرك و پاره، در فروشگاه‌هاي بزرگ زنجيره‌اي
  چندين سال پيش زماني كه لباس‌هايي با طرح‌هاي چرك و پاره، در فروشگاه‌هاي بزرگ زنجيره‌اي داشت به‌سرعت به مد روز تبديل مي‌شد، اميدي كاملاً جديد نيز براي آينده تمدن، در حال ظهور بود. سياستمداران، منتقدان اجتماعي و بسياري از دانشگاهيان اينگونه توصيف و تمجيد كردند كه اينترنت جهان را يكسره آزاد و دموكراسي را در همه‌جا برقرار خواهد كرد. اينترنت جريان اطلاعات و مبادله كالاها را آزاد خواهد ساخت. با تمامي نيروهايي كه اينترنت به ارمغان مي‌آورد، هر شخص، خود، مؤلف مي‌شد. اينترنت به كاربران امكان مي‌داد تا با هويت‌هاي خود بازي كنند و در برابر پذيرش مفاهيم قديمي و ثابتِ خويشتن (1) مقاومت كنند. نظريه‌پردازان ادعا مي‌كردند كه خاصيت غيرمتمركز و همه‌جايي‌بودن اينترنت - آنچه «ريزوم» مي‌ناميدند و از واژه‌هاي رايج در آن زمان بود-  در برابر تماميت‌خواهي مقاومت مي‌كند. بيل كلينتون، طي سفري به چين، به گزارشگران چنين گفت كه محدودكردن اينترنت «تقريباً مثل آن است كه بخواهيد ژله را به ديوار بچسبانيد.»
تقريباً دو دهه از آن موقع گذشته است و دولت چين يك ديوار بسيار بزرگ دارد. در چين و جاهاي ديگر، فيلترينگ الكترونيكي، تغيير مسير در دسترسي به وب سايت‌ها، نظارت و دستكاري محتوا در اينترنت رايج است. در توصيف توان آزادي‌بخشي اينترنت بسيار غلو شده بود. هم از نظر سياسي و هم اقتصادي، سرمايه هنوز در دست تعداد محدودي باقي است و تنها نحوه سرمايه‌گذاريشان تغيير كرده است. همانطور كه اخيراً كنتارو توياما در نشريه آتلانتيك گفته است؛ «همان‌قدر كه فانوس‌ها (با علامت‌هاي رمزي‌شان، مثل «يك سيگنال يعني ورود كشتي‌هاي بريتانيايي، دو سيگنال يعني قصد پياده‌كردن نيرو روي خشكي») علت اصلي انقلاب امريكا بودند، اينترنت هم علت اصلي و نظام‌مند تغيير واقعي سياسي است.»
در اينجا اشتباه عميق ديگري نيز وجود دارد و آن نه‌تنها به اينترنت، بلكه به‌طور كلي به تكنولوژي مربوط مي‌شود. اين اشتباه عبارت است از انتظار ما از اينكه تكنولوژي مي‌تواند مشكلات را حل كند و چنين نيز خواهد كرد؛ اينكه آينده بهتر خواهد بود، چراكه تكنولوژي آينده را بهتر خواهد ساخت؛ اينكه بسياري از ما منتظر دستگاه‌ها و كدنويسي‌ها هستيم تا مشكلات را حل كنند.
چنين چيزي تعجب برانگيز نيست. هدف تكنولوژي حل مسئله است. همانطور كه ارسطو در مطالعه خود درباب «تخنه» يا مهارت مطرح نموده، عقلانيت تكنولوژي عقلانيتي ابزاري است. تكنولوژي فرصت‌هايي را مهيا مي‌سازد كه بدون آن غيرممكن مي‌بود و چنين كاري را نيز با اطمينان به انجام مي‌رساند يا قرار است كه چنين كند. تكنولوژي وسيله‌اي مشخص است براي اهداف مشخص.
ساده‌انگارانه است كه باور كنيم نوآوري‌هاي تكنولوژيك همواره اهداف مدنظرِ ما را دربرمي‌گيرند يا اينكه فقط چنين اهدافي را محقق خواهند ساخت. واضح است كه مهندسان و دانشمندان ابزارها و وسايل را صرفاً به اين دليل نمي‌سازند كه براي نتيجه اهميت قائلند. ديويد هيوم در رساله‌اي درباره طبيعت آدمي (2) مي‌گويد كه متخصصان در پاره‌‌اي مواقع به اين دليل كار مي‌كنند كه از كارِ خود لذت مي‌برند، نه به اين دليل كه براي رفاه جامعه خود اهميت وافري قائل هستند.
هدف نهايي بسياري از محصولات ساخته ما، سود مالي است و نه كارايي؛ ارزش مبادله‌اي و نه ارزش كاربردي. چنين منطقي مي‌تواند بيش از حل مسئله، مصيبت به بار آورد. هنگامي كه بنگاه‌هاي اقتصادي عمدتاً با عايدي و سود صاحبان سهام به تحرك مي‌افتند و پيش مي‌روند، نبايد تعجب كنيم كه ابزارك‌هاي توليدي آن بنگاه‌هاي اقتصادي در بهترين حالت «سطحي‌»اند و با چرب‌زباني و وعده‌وعيد بي‌پايه به فروش مي‌رسند تا چند دلار سود كسب شود.
درحقيقت چنين چشم‌اندازي، حتي زماني كه تكنولوژي‌ها كارآمد و مفيدند، مي‌تواند عميقاً خطرآفرين باشد. حمل‌ونقل، تداركات، ارتباطات و انرژي، كه همه اين تكنولوژي‌ها را به راه مي‌اندازد، همگي براي زندگي مدرن حياتي‌اند و با اين‌حال، در مقياس جهاني، موجب توليد زباله و آلودگي مي‌شوند. بخشي از اين وضعيت ناشي از آن است كه يا زيست‌كره (بيوسفر) ارزشي ندارد يا ارزشي به‌مراتب كمتر از سود دارد. بنگاه‌هاي اقتصادي اين ضرورت را يا در حكم نوعي انعام مي‌بينند يا آن را موهوم مي‌پندارند. نتيجه اينكه معضلات بين‌المللي شايد بيش از آن هولناكند كه بتوانند حل شوند.
خوش‌بينان به تكنولوژي از استفاده از ابزارها نيز غافلند. دولت چين از بسياري از ابزار‌هايي استفاده مي‌كند كه شركت‌هاي تجاري در غرب نيز از آنها استفاده مي‌كنند و درحقيقت، در اغلب مواقع، اين دولت از همكاري آنان نيز برخوردار است. اما اهداف اين دو متفاوت است؛ كنترل‌كردن مخالفان به‌جاي بهبود حاشيه سود. عين همين موضوع براي دولت‌هاي غربي صادق است. درحالي‌كه سياستمداران به‌طور علني آزادي و حريم خصوصي را تمجيد مي‌كنند، نهادهاي آنها به حوزه خصوصي افراد تعدي مي‌كنند. اطلاعات شخصي افراد را از بنگاه‌هاي اقتصادي مختلف جمع‌آوري مي‌كنند، به سِرورها و كابل‌هاي زير دريا نفوذ مي‌كنند و شركت‌هاي مختلف را قانع مي‌كنند كه شيوه رمزگذاري داده‌ها را در اختيارشان بگذارند. همه اينها در حالي است كه اطلاعات خود را به‌بهانه محرمانه‌بودن فعاليت تجاري يا امنيت ملي از دسترس خارج نگه مي‌دارند. اين امر نه آزاديخواهانه است و نه به مبارزه‌اي آشكار ميان خودمختاري و اقتدار اشاره مي‌كند.
به‌عبارتي كلي‌تر، وجود انساني با تضاد ارز‌ش‌ها سروكار دارد. ارسطو بر اين نظر بود و هانا آرنت نيز آن را تأييد كرد كه ما انسان‌ها حيوانات سياسي هستيم. نه به اين خاطر كه ما به‌عنوان عضوي از احزاب سياسي فعاليت مي‌كنيم، بلكه به اين دليل كه ما را از وضعيت متكثر اجتماعي گريزي نيست. هيچ فضاي معجزه‌‌آسايي جدا از مجاهده سياسي و اخلاقي وجود ندارد و ابلهانه است اگر باوركنيم كه مي‌توان از تكنولوژي استفاده كرد بدون آنكه مصادره به مطلوب اهداف انساني شود.
مسائلي نيز وجود دارد كه تكنولوژي قادر به حل آنها نيست. نه به اين دليل كه تكنولوژي بسيار كند يا شكننده است يا از دقت و حساسيتِ خوبي برخوردار نيست، بلكه به اين دليل كه همه مسائل ابزاري نيستند. ماشين‌ها از اخلاق سر درنمي‌آورند، چون گرفتار بحران وجودي نمي‌شوند. مي‌توانند كمك كنند كه شرايط تغيير كند، اما نمي‌توانند درباره ارزش يا اخلاقيات خود بينديشند. براي مثال، يك پمپ آب ارزان مي‌تواند در زمان خشكسالي به افزايش تأمين آب كمك كند و از درگيري‌هاي خشونت‌بار جلوگيري كند، اما تكنولوژي نمي‌تواند جامعه‌اي را به نصب، بهره‌برداري و نگهداري اين پمپ متقاعد كند يا نمي‌تواند به سازمان‌ها كمك كند كه به‌جاي برنامه توزيع لپ‌تاپ ارزان، از اين پروژه حمايت كنند.
اين مسئله ارتباط نزديك اما نامتقارن ميان بشريت و ابزارهايش را برجسته مي‌سازد. ما موجوداتي ابزارساز هستيم، اما خودمان ابزار نيستيم. ما براي خود اهدافي داريم؛ درحقيقت ما خود اهدافيم. تكنولوژي مي‌تواند ترغيب كند، تشويق نمايد يا برانگيزاند؛ مي‌تواند تقويت يا تضعيف كند؛ مي‌تواند سرعت ببخشد يا سرعت را كاهش دهد. تكنولوژي ناظري بي‌طرف و خنثي نيست. بااين‌حال عامليت او محدود است و از آگاهي برخوردار نيست.
ما بايد تصميم بگيريم كه چه چشم‌اندازي از يك زندگي خوب ما را برمي‌انگيزاند و سپس به آن متعهد شويم. بشريت سؤالي است پاينده و جاري و تكنولوژي نمي‌تواند از جانب ما به آن پاسخي دهد.

منبع: وب‌سایت ترجمان - ترجمه احسان یزدانی از پایگاه نیوفیلاسافر
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها