دو: اهداي عضو بيشتر از آن كه يك موضوع پزشكي باشد، يك موضوع فرهنگي است. اگرچه يك بعد قضيه به مسايل پزشكي برمي گردد - آنجا كه مي توان عضوي از بدن يك انسان را در شرايطي خاص و با استفاده از داروهايي كه سيستم ايمني بدن را ضعيف تر مي كنند تاامكان پس زدن پيوند كم تر باشد - اما موضوع اينجاست كه پيوند عضو بيشتر، بعد ذهني و فرهنگي دارد . با وجود اين كه فتاواي مراجع و علما از مدت ها پيش راه را براي اين امر حياتي باز كرده است و در سال هاي گذشته هم تحركات بسيار خوبي در اين زمينه صورت گرفته است اما همچنان در جامعه ما مقاومت هايي در اين باره وجود دارد.
سه: وضعيت اهدا مسلما نسبت به دو دهه پيش بسيار بهبود يافته است. امروز خيلي از شهروندان با مراجعه به مراكز مربوطه كارت اهداي عضو تهيه ميكنند و هم خود و هم خانواده هايشان از حيث فرهنگي و ذهني به اين باور رسيده اند كه وقتي حتي در لحظه مرگ هم مي توان به كسي زندگي بخشيد و منشأ زندگي بود، چرا بايد دريغ ورزيد و امتناع كرد. اما توجه كنيد كه حتي اگر به آمارها هم نگاه كنيم تا رسيدن به نقطه مطلوب بسيار فاصله داريم. اگر هر روز 7 تا 10 نفر در كشور به خاطر نبودن عضو پيوندي جان خود را از دست مي دهند اين به آن معناست كه حدود3هزار نفر در سال به خاطر يك ضعف ذهني و فرهنگي ما جان خود را از دست مي دهند در حالي كه با كمي تصحيح ذهني و كار فرهنگي مي توان جلوي اين مرگ و ميرها را گرفت، از اهداي قلب و كليه بگيريد تا اهداي كبد و نجات دادن زندگي ها، آوردن لبخند بر لبان دختركي كه پدرش نياز به پيوند قلب دارد، يعني تداوم حضور يك پدر براي يك خانواده و يك دختر، اين ها ارزش هاي والايي هستند كه با هيچ خط كشي قابل مقايسه نيست .
چهار: موضوع ديگري كه جا دارد به آن پرداخته شود استفاده از ظرفيت هاي رسانه به ويژه آثار نمايشي براي نهادينه سازي فرهنگ اهداي عضو در بدنه جامعه است. خوشبختانه در سال هاي گذشته تحركات بسيار خوبي در اين زمينه صورت گرفته و چه در سينما و چه در تلويزيون آثار قابل اعتنايي از سوي هنرمندانساخته شده كه در ارتقاي فرهنگ اهداي عضو و ترغيب افراد و خانواده ها به بخشش عضوي از بدن عزيزان شان در لحظه اي كه ديگر امكان برگشت حيات به كالبد جسماني وجود ندارد نقش مهمي ايفا كرده است اما جا دارد همچنان كه في المثل در تقويم برنامه ريزي سازمان هاي بالادستي سينمايي يا رسانه ملي برنامه اي براي توليد آثاري در حوزه دفاع مقدس صورت مي گيرد، برنامه ريزي اي هم براي توليد آثار نمايشي با پيام هاي مهم فرهنگي روز از جمله در حوزه اهداي عضو انجام شود.
پنج: مسأله مهم ديگر سايه سياه يك چالش معيشتي است كه متأسفانه بر سر اهداي عضو افتاده است و تصويري منفي و تاريك از آن ارائه مي كند. كافي است كه نگاهي دقيق تر به در و ديوار معابر به ويژه در كنار بيمارستان ها و مراكز خدماتي بيندازيم تا ببينيم آدم هايي كه گرفتار مشكلات معيشتي شديد هستند، آگهي فروش عضوي از بدن خود را به در و ديوار چسبانده اند در حالي كه بدن آن ها به آن عضو نياز دارد اما فقر شديد كارد را به استخوان رسانده و فرد را وادار به چنين كاري كرده است. به نظر مي رسد قواعد و مقرراتي براي اين منظور بايد تدوين شود و بازنگري هايي صورت گيرد تا اهداي عضو زير سايه تاريك اين ماجرا قرار نگيرد.