سقوط آوار پلاسكو نشان داد اگر ذرهاي از استانداردها تخطي كنيم قطعاً روزي گريبان عده بسياري را خواهد گرفت. حال ميتواند وقوع فاجعه در حد يك ساختمان چند طبقه مانند حادثه چند هفته گذشته در ورامين باشد يا پلاسكويي كه تعداد زيادي از آتشنشانها را در خود بلعيد.
متأسفانه ساختمانسازي در ايران به جاي يك علم يك راه براي رسيدن به پولهاي نجومي است به طوري كه منفعت شخصي به اندازهاي در نظر گرفته ميشود كه جان انسانها در اولويتهاي آخر هم جايي ندارد. ساختمانسازي در ايران به جاي يك وسيله براي ساختن يك سرپناه، يك هدف براي ثروتمند شدن است. به عبارتي هر قدر كه سازنده بتواند از هزينههاي ساخت به ويژه در سفتكاري كم كند، سود بيشتري به دست آورده است. اين مسئله در سالهاي گذشته به ويژه توسط انبوهسازان به اندازهاي افراطي شده كه عمر مفيد بسياري از خانههاي نوساز به كمتر از 8 سال تنزل پيدا كرده كه اگر بخواهيم با ديدي موشكافانه به آنها بنگريم، بسياري از خانههاي نو و كليد نخورده در ايران از ابتدا فرسوده هستند.
در سالهاي گذشته به دليل افزايش قيمت و هزينههاي ساخت و ساز بسياري از خانهسازان به سمت استفاده از بتن و تيرچه بلوكهاي سيماني رفتهاند اما هستند كساني كه براي برپايي بناي خود از تيرآهن استفاده ميكنند. استفاده از اسكلت فلزي هزينه بسيار زيادي دارد اما مقاومت ساختمان در برابر زلزله و حوادث طبيعي بسيار بيشتر است اما در همين ايمني بيشتر اصولي رعايت نميشود كه اسكلت فلزي خطرناكتر از چيزي ميشود كه ميتوان تصور كرد.
به گزارش تيتر شهر در كشورهاي اروپايي استفاده از متريال بسته به آب و هوا و شرايط زماني و مكاني و البته نظر كارشناسان خبره با هم فرق ميكند. كسب مجوز خاكآزمايي و مقاومسنجي، آزمايشهاي اين چنيني است كه عمر مفيد بنا را در كشورهاي پيشرفته از 75 تا 110 سال تعيين ميكنند. در شهرهاي نسبتاً كم باران و خشك از تيرآهن استفاده ميشود كه اين مقايسه با هواي ايران به ويژه شهرهايي مانند تهران يك مسئله درست و حساب شده است. اما بحثي كه بايد روي آن توقف كرد بحث جوش دادن اسكلت فلزي يك مسئله بسيار مهم است كه در ايران در بدترين شرايط اتفاق ميافتد و اين مسئله تا زمان وقوع يك زمين لرزه مشخص نميشود.
جوشهاي كارخانهاي زير نظر كارشناسان يك مسئله لازم است اما در ايران تنها براي سازههاي بالاي 10 طبقه از اين نوع سازههاي جوش خورده استفاده ميشود، از طرفي در ايران ساختمانهاي مسكوني اسكلت فلزي به وسيله كارگران معلق در زمين و هوا و در شرايط بسيار سخت انجام ميپذيرد كه اين خود به دور از چشم ناظرين يك فاجعه است. اينكه آيا اين بخش از اسکلت به خوبي جوش داده شده است يا خير؟ آيا به راستي كارگر جوشكار آشنايي لازم و تخصص كافي را دارد يا تنها بر اساس دانش فردي و تجربه شخصي اين عمل بسيار مهم را انجام ميدهد؟ فاجعه زماني شديدتر ميشود كه پروژههاي رها شده با بدنه فلزي مجدداً در مسير ساخت قرار گرفته و تيرآهنهاي آبخورده و سرماديده در شرايطي بار ساختمان را به دوش ميكشند كه نقاط اتصال جوش آنها دچار آسيبهاي فراوان شده است. حال در كشورهاي اروپايي با سنجش دما و بررسي انبساط و انقباض فلزي در شرايط بسيار ويژه عمل برپايي سازههاي فلزي انجام ميشود.
ساختمانهايي كه در ظاهر فقط زيبا هستند و در باطن به شدت فرسوده، و همين مسئله پاشنه آشيل مشكلات ساخت و ساز در كشور است.
اما بسياري از مهندسين ناظر در ايران هيچ گاه زحمت رفتن و ديدن محل اتصال را به خود نميدهند، نظارت در ايران با چشمان بسته انجام ميشود و همين است كه بسياري از ساختمانها در كمتر از 20 سال با شديدترين مشكلات اصولي مواجه ميشوند، شهرداريها تنها با دريافت پول راضي ميشوند و بسياري از كارشناسان هم كه تنها عنوان ناظر را يدك ميكشند سر ساختمان حاضر هستند.
اتصالهاي جوش نخورده در فشار شديد از هم باز شده و ساختمان در كمترين مقاومت از هم گسسته خواهد شد. قيمت مسكني كه در ايران با متري 2 ميليون آن هم در گرانترين حالت ساخته ميشود با متري بالاي 5 ميليون به دست مشتري ميرسد كه نه عمر كافي دارد و نه از سلامت و استاندارد برخوردار است. چه بخواهيم چه نخواهيم دزدي در روز روشن به دليل اهمالكاريهاي شديد مسئولان ناظر و حوزه شهرسازي جان بسياري از مردم ايران را تهديد ميكند.