
در روزهايي كه فوتبال كشورمان درگير حاشيههاي ريز و درشت است، خواندن صحبتهاي عليرضا جهانبخش كه اين روزها در آلكمار هلند ميدرخشد و يكي از بهترين لژيونرهاي كشورمان است، ميتواند باعث روشن شدن كورسوي اميدي در فوتبال شود كه فوتبال از بازيكنان بزرگي كه بزرگ فكر ميكنند تهي نشده است. هر چند هر سال ميگذرد با توجه به عدم فرهنگسازي، فوتباليستهاي كشورمان نااميد كنندهتر ميشوند، با اين حال بايد گفت در همين فوتبال تك بازيكناني پيدا ميشوند كه متفاوت از اكثر فوتباليستهاي ديگر ظاهر ميشوند و همين فاصله گرفتن آنها از جو قالب بر فوتبال سبب شده تا موفقتر باشند. صحبتهاي جهانبخش در مصاحبه با يك رسانه هلندي درباره روزهاي بازنشستگياش به خوبي اين تفاوت را نشان ميدهد. او گفته است: «آكادمي فوتبال خواهم زد تا به استعدادهاي جوان كمك كنم و تجربياتم را در اختيار آنها قرار دهم. دوست دارم باعث شوم كودكان ايراني به رؤياي فوتباليست شدنشان جامه عمل بپوشانند. تا زماني كه آنها هدف داشته باشند و خودشان را باور كنند، ميتوانند پيشرفت كنند و بهتر شوند و من هم افتخار ميكنم الگو و الهامبخش آنها باشم.» جهانبخش هم مانند مهدي مهدويكيا ميخواهد با به راه انداختن آكادمي فوتبال، تجربياتي كه در سالهاي حضور در فوتبال را به دست آورده را در اختيار نونهالان و نوجواناني قرار دهد كه ميخواهند «كيا»ها و «جهانبخش»هاي آينده فوتبال كشورمان باشند. هدف جهانبخش را بايد تقدير كرد و آرزو كرد كه فوتبال ايران بازيكناني مانند وي كه به فكر فوتبال پايه و پشتوانهسازي براي آينده فوتبال است، در فوتبال ايران تكرار شوند.
راهي كه جهانبخش براي روزهاي پس از خداحافظي اش انتخاب كرده را مهدويكيا چند سالي است آغاز كرده و توانسته با تشكيل آكادمي كيا، در ردههاي پايه، بازيكنان مستعد را حتي از دورترين نقاط كشورمان شناسايي كند و آنها را در يك مجموعه پيشرفته و علمي آموزش دهد. خودش هم در تيمهاي پايه هامبورگ مربيگري ميكند تا بتواند علاوه بر آموزههايي كه از روزهاي بازي كردن به دست آورده، در زمينه مربيگري هم دانش روز دنيا را داشته باشد تا بتواند در ايران صورت علمي به فوتباليستهاي نونهال و نوجوان آموزش دهد و آنها را براي آينده فوتبال كشورمان تربيت كند. عليرضا جهانبخش همان راهي را كه مهدويكيا رفت، تا امروز طي كرده است، او هم مانند كيا از تيمهاي پائينتر در فوتبال اروپا آغاز كرد و پله پله بالا ميرود و با ادامه اين روند ميتواند يكي از بهترين لژيونرهاي تاريخ فوتبال كشورمان در اروپا باشد. او هم مانند كيا به دنبال انتقال تجربياتش به نسل آينده است و به همين خاطر ميگويد، ميخواهد آكادمي فوتبال راه بيندازد.
اين در حالي است كه خيلي از هم دورههاي مهدويكيا و جهانبخش، ترجيح دادند مسير ديگري را بروند و بدون اينكه مراتب مربيگري را طي كنند، به يكباره از نيمكت تيمهاي بزرگ سر درآوردند و سعي دارند همچنان توي چشم باشند. همين ميشود كه برخي مليپوشاني كه اين روزها ديگر بازي نميكنند و بلافاصله پس از خداحافظي، سريعاً وارد دنياي مربيگري ميشوند و بدون اينكه دانش فني لازم را داشته باشند و پلهپله بالا بيايند، روي نيمكت تيم ملي يا تيمهاي بزرگ پايتخت مينشينند، اتفاقي كه سرانجامي هم براي آنها ندارد و نميتوانند در فوتبال كشور تأثيرگذاري خاصي داشته باشند و به درستي تجربهاي كه از سالهاي بازي كردن كسب كردهاند را به شاگردانشان منتقل كنند.
اما بازيكناني مانند جهانبخش و مهدويكيا كه سوداي روي جلد رفتن و توي ديد بودن ندارند، ضعف اصلي فوتبال كشورمان كه همان عدم سرمايهگذاري و توجه به فوتبال پايه آن هم از طريق بر پا كردن آكادميهاي علمي فوتبال است را هدف قراردادهاند و ميخواهند قدمي براي آينده فوتبال بردارند. آنها ميخواهند برخلاف هم نسلان خود تجربياتشان را نه به بازيكنان بزرگسال بلكه به نونهالان و بازيكناني كه ابتداي راه هستند، انتقال دهند، كاري كه كيا شروع كرده و جهانبخش هم براي روزهاي بازنشستگي در برنامههايش قرار داده است. فوتبال ايران به ستارههايي از جنس كيا و جهانبخش بيشتر از هميشه احتياج دارد تا نسل آينده فوتبال كشور را بسازند و بازيكناني مانند خودشان را به فوتبال تحويل دهند و آينده تيم ملي را بيمه كنند، آن هم به دور از هياهوهاي كاذبي كه اين روزها فوتبال را در برگرفته و سبب شده تا تولد ستارههايي مانند كيا و جهانبخش كه فكرهاي بزرگي براي آينده دارند، سخت شود.