امروز كسي سراغ مديران جشنواره در دهه 60 نميرود و از آنها براي نديدن محمد كاسبي جوان و پركار در آن سالها نميپرسد، اما تا دير نشده ميشود از دوستاني كه در هيئت انتخاب جشنواره هستند پرسيد چرا بعضي از فيلمها را عامدانه ناديده گرفتهاند. براي اينكه نكند سالهاي بعد تأسف بخوريم كه چرا روزي كه ميشد از يك فيلم خوب دفاع كرد و زمينه ديده شدنش را فراهم كرد، سكوت كردهايم. از اينكه اگر سالهاي بعد پرسيدند سينماي استراتژيك چه سهمي از جشنواره فجر داشت با سرافكندگي نگوييم كه بيرون از جشنواره ماند و اجازه ديده شدن به دست نياورد، حتي براي اينكه اگر بخواهيم پرونده سينمايي دولت يازدهم را بسنجيم بگوييم كه دولت آگاهانه اجازه داد فيلمي در راستاي اهداف سينماي استراتژيك و پيرو سياستهاي كلي نظام كه حمايت از جبهه مقاومت و نفي تروريسم در منطقه است، در جشنواره سيوپنجم فيلم فجر ديده شد. آيا قرار است سالهاي بعد پرويز شيخطادي نيز بگويد چرا زماني كه «امپراطور جهنم» را ساختم كسي نگفت چه خوب كردهاي كه خطر تروريسم سلفي و حاميان وهابي و عربي و عبري آن را گوشزد كردهاي؟
راه نيافتن امپراطور جهنم به بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر در حالي كه 33 فيلم در رقابت مسابقه سينماي ايران حضور دارند كه بخش قابلتوجهي از آن را فيلم اوليها تشكيل ميدهد، عجيب است. آيا ميشود گفت كيفيت فيلم پرويز شيخطادي در فهرست بهترينهاي سينماي ايران در سال 95 حتي به رده سي و سوم هم نميرسيده است! كارگرداني كه جوايز متعددي از جشنواره فيلم فجر گرفته است به اندازهاي كارنابلد است كه سيوسه فيلم بالاتر و بهتر از اثر وي ساخته شده است؟! يعني از نظر هيئت محترم انتخاب، امپراطور جهنم حداقلهاي حضور در جشنواره را هم نداشته است؟ دير يا زود اهالي سينما اين فيلم را خواهند ديد و اگر كيفيت فيلم فراتر از حداقلهاي مدنظر جشنواره بود، كساني كه كار شيخطادي را رد كردهاند، چه پاسخي براي افكار عمومي خواهند داشت؟ البته بايد اميدوار بود اگر جوابي هم قرار است به اين بيتدبيري داده شود مانند پاسخ ايوبي، رئيس سازمان سينمايي نباشد كه در جواب نامه اعتراضي تهيهكننده امپراطور جهنم نوشت: «نامهاي را دريافت كردم كه از من ميخواهد كه باور كنم كه هفت شخصيت فرهيخته و نامآشنا يعني دكتر حسين كرمي، دكتر طه مرقاتي، دكتر عماد افروغ، آقاي جمال اميد، آقاي سيدضيا هاشمي، خانم نرگس آبيار، دكترمحمدعلي حسيننژاد (با پوزش فراوان و عرض ادب و احترام به اين عزيزان) «كج سليقه»، «ناتوان از درك ضرورتهاي فرهنگي و اجتماعي»، «ناپخته»، «ترسو»، «ضعيف»، «غافل» و «محافظهكارند». امپراطور جهنم هم باور نميكند...»! و اين جواب را در كانال تلگرامياش منتشر كرد! يك مدير ارشد آيا پاسخ نامههاي واردهاش را در كانال تلگرامي ميدهد و در پاسخ به يك دادخواهي با گوشه و كنايه صحبت ميكند؟! امروز محمد كاسبي از تجليل بيموقعاش متعجب است و اهالي سينما از حذف بيمورد يك فيلم از جشنواره سيوپنجم، جشنوارهاي كه نخواست به «امپراطور جهنم» فرصت ديده شدن بدهد و بگذارد اگر فيلم بدي است مخاطبان سينما و منتقداني كه در سالن سينما هستند درباره بد بودنش نظر بدهند! اين عمل آيا مصداق همان ناپختگي و محافظهكار بودن نيست؟