مشكل اصلي دووميداني به ناپختگي، بيبرنامگي و خودبرنامگي و مهمتر از همه مشاورههاي اشتباهي است كه به رئيس فدراسيون داده ميشود. وقتي بيش از بيست ورزشكار بيانيه ميدهند، ديگر نميتوانيم بگوييم كه مشكل شخصي است. مشكل زماني شخصي ميشود كه كميته فني به منفعت خود ميانديشد نه به منافع ملي. براي اين ورزشكاران از بيتالمال هزينه شده است. نميتوان به راحتي چشم برآنها بست و گفت نميخواهند بيايند، نيايند. اتفاقي نميافتد. چرا ميافتد. اتفاقي ميافتد. اتفاقاً اتفاقهاي بدي هم ميافتد. سرمايههاي يك ورزش را از دست ميدهيم. سرمايههايي كه براي به اينجا رسيدن آن هزينه هنگفتي شده است. نميتوانيم به راحتي چشم بسته و از كنار آن بگذريم. بايد برويم دنبالشان. بنشينيم پاي حرفهايشان و ببينيم چرا كار به اينجا رسيده؟ فدراسيون برنامههاي خوبي دارد. تغيير نسل و جوانگرايي و تأمين بودجه خيلي هم خوب است، اما اينها به حرف نيست. نوشتن يك برنامه قشنگ كه كاري ندارد.
شايد با يك نويسنده خوب و با قلمي زيبا كار راه بيفتد. اين برنامه نياز به كسي دارد كه توانايي جامه عمل پوشاندن به آن را داشته باشد، اما متأسفانه عدهاي در فدراسيون دور رئيس را گرفتهاند كه با مشاورههاي اشتباه نميگذارند دووميداني نفس كشيده و گامهاي بلندي براي موفقيت در آينده بردارد. عدهاي كه از ورزشكاران بزرگ ميترسند چون فقط به خود و منفعت خود فكر ميكنند. چرا نبايد از تواناييهاي دووميداني استفاده كرد. اگر ليلارجبي خداحافظي ميكند، كمك كنند او دو نفر مثل خود تربيت كند. ورزشكاران بيانيه ميدهند، چرا نمينشينند و با نماينده آنها صحبت نميكنند ببينند مشكل از كجاست. چون عدهاي ميگويند نميخواهند بيايند، نيايند، مهم نيست. چرا مهم است. اين سرنوشت دووميداني و آينده آن است، چطور مهم نباشد؟ رئيس فدراسيون بايد مشاوران امتحان پس دادهاش را تغيير دهد تا بتواند برنامههاي خوبي را كه دارد اجرايي كند. آن زمان مطمئن باشيد كه مشكلات حل ميشود. دووميداني پتانسيل خوبي دارد، فقط بايد از آن استفاده شود. البته اگر بگذارند!