اتفاقات به تدریج پیش رفت و گرهها یکی یکی باز شد تا ماجرا به 9 دی رسید. بالاخره پس از 8 ماه آشوب و بلوا، حضور گسترده مردم همه چیز را تغییر داد. پس از آن بسیاری از هنرمندان و فعالان اجتماعی و فرهنگی که فریب فضای فتنهگون را خورده بودند با جریان اقتدارگرا و آشوبطلب بصورت جدی فاصله گرفتند و به خط مردم پیوستند.
در این سالها بارها حوادثی مانند دستگیری فتنهگران و عوامل محرک آن صورت گرفته که روال قانونی ماجرا برای دستیابی به نتیجه طی شده است. برخی دوران محکومیت خود را پشت سر گذاشتند و حالا با تجربهای تلخ اما پر عبرت زندگی میکنند. اما هنوز هم هستند کسانی که دوران محکومیت خود را میگذرانند و هر از چندی اخبار آنها توسط رسانههای معاند نظام و انقلاب در تیتر یک حوادث و اتفاقات ایران مطرح میشود.
حالا چند روزی است اخبار مربوط به اعتصاب غذای یک مجرم امنیتی در روزهای پرآشوب سال 1388 تبدیل به اخبار رسانههای ضد انقلاب شده است. برخی از کاربران شبکههای اجتماعی کمپینی را برای آزادی او براه انداختهاند که در این میان و پس از مدتها بازهم نام برخی از بازیگران سینما دیده میشود. چرا باید اعتبار هنر یک هنرمند و فعال فرهنگی صرف منافع حزبی اقتدارگرایان و آشوبطلبان شود؟ کسی که جرمش مشخص است و ارتباطاتش با بیگانگان در راستای فتنهانگیزی و ایجاد نا امنی در داخل کشور برای دادگاه معین شده است، چرا باید با بازی رسانههای معاند و با وارونه جلوه دادن حقایق توسط آنها، بعنوان انسانی مظلوم معرفی شود؟
در این میان دوباره موضع گیری برخی هنرمندان شروع شده است؛ هنرمندانی که نان امنیت جمهوری اسلامی را میخورند و حالا نادانسته و ناخواسته پیگیر آزادی یک برانداز و آشوبگر هستند. همانقدر که واژههایی مثل "دموکراسی" و "آزادی" برای هنرمندان و روشنفکران زیباست، رفتار کسی که نتیجه دموکراسی را نپذیرفته، به آن حمله میکند و مخل آزادی عمومی مردم است هم باید زشت و کریه باشد.
هنرمندان و بازیگران ایرانی انسانهای پاکطینت و خوش سیرتی هستند که برخی از آنها در چنین مواقعی باز هم فریب بازیهای جناحی و سیاسیِ اقتدارگرایان داخلی و دشمنان خارجی را میخورند. حتی حمایت از کسی که علیه دموکراسی شوریده است، خلاف پز های مرسوم روشنفکری است!