آتشبس در سوريه از بامداد جمعه گذشته شروع شده و هر چند كه در اين چند روز اوليه برخي درگيريهاي پراكنده بين نيروهاي ارتش سوريه و مخالفان مسلح گزارش شده، اما اين آتشبس آرامش نسبي در بخش عمدهاي از كشور سوريه ايجاد كرده است. اين آرامش نسبي بيشك براي مردم سوريه آن هم در ابتداي سال نو ميلادي مغتنم و برنامه كاري در نظر گرفته شده هم نويدي از صلح ميدهد. اين برنامه در وهله نخست عبارت از آزمون آتشبس است تا معلوم شود كه دو طرف توافق آتشبس تا چه حد به آن پايبند هستند و بعد هم بايد هيئت مخالفان تا دو هفته بعد يا تا 16 ژانويه معلوم شود تا مذاكرات صلح دولت سوريه با اين هيئت در 23 ژانويه و در آستانه، پايتخت قزاقستان، انجام شود. گام بعدي در صورت موفقيت مذاكرات آستانه به سوي ژنو، پايتخت سوئيس، خواهد بود تا شايد هدف نهايي در آنجا محقق بشود كه عبارت از صلح بين دولت و معارضان است. اين برنامهاي است كه آتشبس فعلي پايه و اساس آن را تشكيل داده اما با توجه به تجربه آتشبسهاي ناموفق گذشته و عوامل متعدد داخلي و خارجي در جنگ سوريه نميتوان نه به آتشبس فعلي و نه ادامه برنامه مورد نظر تا ژنو چندان خوشبين بود.
اولين علائم اين عدم خوشبيني از حالا نمودار شده كه جداي از درگيريهاي پراكنده گروه به اصطلاح ارتش آزاد سوريه بيانيهاي صادر كرده و مدعي شده نسخههاي توافق آتشبس در دست ارتش سوريه و آنها با هم تطابق ندارند و چند نكته اصلي و غيرقابل گفتوگو در نسخه ارتش سوريه حذف شده است. بهانهجوييهاي اين گروه در بيانيه خود از درگيريهاي پس از آتشبس براي كشاندن پاي حاميان غربي و ديگر كشورها به موضوع آتشبس است چنانكه در يكي از بندهاي اين بيانيه از شوراي امنيت خواسته شده مسئوليت توافق صورت گرفته در آتشبس را به عهده بگيرد. روشن است كه حاميان اين گروه در جبهه غربي-عربي و در رأس آنها امريكا نميتوانند به طور مستقيم چنين درخواستي را داشته باشند چرا كه در حال حاضر روسيه ابتكار عمل را چنان به دست گرفته كه جايي براي عرض اندام آنها باقي نمانده و تنها به طور مستقيم و از طريق اين بيانيه يا موارد شبيه آن است كه ميتوانند خود را وارد قاعده بازي بكنند. پس، اين بيانيه را بايد نتيجه دخالت اين كشورها دانست تا به اين صورت غيرمستقيم در جريان آتشبس و توافق انجام شده بر سر آن دخالت بكنند و همين نيز ميزان شكنندگي آتشبس و روند برنامه مورد نظر را نشان ميدهد. واقعيت اين است كه حتي گروههاي تحت نفوذ تركيه مثل همين ارتش آزاد سوريه هم تنها از يك عامل خارجي مثل تركيه حمايت نميشوند و كشورهاي ديگري در جبهه غربي-عربي آن قدر در اين گروهها نفوذ دارند كه كار آتشبس را ناكام كنند.
اين نكتهاي است كه حتي از ديد تركيه نيز مخفي نمانده و فكري ايشيك، وزير دفاع تركيه، با تأييد عدم نقض آتشبس به كشورهايي هشدار داده كه به قول وي، «در پس پرده كارهايي ميكنند كه ميتواند به فروپاشي اين توافقنامه بينجامد.» واقعيت اين است كه رجب طيب اردوغان، رئيسجمهوري تركيه، بعد از سقوط حلب به دست ارتش سوريه و متحدانش از يك سو متوجه شد كه سرمايهگذاري او در جنگ سوريه تا چه ميزان نامطمئن است و حالا كه با آتشبس قصد حفظ داراييهاي خود در سوريه را دارد نگران كارشكني متحدان ديروز خود است و خوب ميداند كه آنها به معامله او با ولاديمير پوتين، رئيسجمهوري روسيه، بر سر جنگ سوريه رضايتي ندارند و به قول وزير دفاعش، در پس پرده هر كاري ميكنند تا اين آتشبس شكست بخورد. اين دخالت و كارشكني تنها محدود به نفوذ آن كشورها در ميان گروههاي مشمول آتشبس نميشود بلكه مسئله اصلي بر سر گروههايي است كه مشمول اين آتشبس نميشوند يا حاضر به قبول آن نشدهاند. جداي از داعش، جبهه فتح الشام مشمول آتشبس نيست و دو گروه احرارالشام و نورالدين زنكي هم حاضر به قبول آن نشدهاند و جبهه اسلامي وابسته به عربستان در منطقه غوطه شرقي دمشق هم هر چند كه در توافقنامه آتشبس تحت شمول آن است اما منير السيال، رهبر جبهه اسلامي، حاضر به قبول توافقنامه نشده است. همه اين موارد جداي از حزب اتحاد دموكراتيك است كه به طور كلي در توافقنامه آتشبس ناديده گرفته شده و صالح مسلم، رهبر اين گروه، به توافقنامه و آتشبس آن بدبين است و ميگويد: «معتقدم آتشبس شكست خواهد خورد و به اهداف خود نخواهد رسيد زيرا خيلي از گروههاي مسلح در سوريه اين آتشبس را قبول ندارند. » اين عوامل باعث ميشود تا آتشبس فعلي با گامهايي بسيار لرزان به سوي آستانه حركت بكند و رسيدن آن هم بستگي به ميزان دخالت عوامل خارجي دارد تا آنجا كه اين عوامل ميتوانند آن را قبل از رسيدن به آستانه به طور كامل زمينگير بكنند.