بيشك هر انساني بايد داراي عزت نفس باشد و عزت نفس به دست آوردني است. اگر هر شخصي خود را درست بشناسد و درباره خود به يك ديد مطلوب و واقعي برسد مطمئناً داراي عزت نفس است. عزت نفس يك نياز در وجود انسان است كه با داشتن آن ميتواند پلههاي ترقي را يكي يكي پشت سر بگذارد و از خود راضي و خشنود باشد. اما كسي كه عزت نفس ندارد هيچگاه خود را به واقعيت نميشناسد و درباره خود ديد مطلوبي ندارد.
عزت نفس در هر انساني يك نياز كلي محسوب ميشود. هر كسي كه داراي عزت نفس باشد در حقيقت به خود احترام گذاشته و براي خود ارزش قائل شده است اما كسي كه در خود عزت نفس ندارد هر از گاهي از خود و كرده خود پشيمان ميشود و هيچگاه واقعيت را آنگونه كه هست و بايد باشد نميپذيرد. عزت نفس آن مقدار ارزش و بهايي است كه هر فرد در هر برههاي از زمان به خود ميدهد و براي خود ارزش قائل است. پس بايد براي خود ارزش قائل شويم تا ديگران نيز به ما بها دهند.
خودانگاره و عزت نفس
چيزي كه در وجود هر انساني تشكيل دهنده عزت نفس است همان خود انگاره (self- esteem ) ناميده ميشود. يعني اينكه شخص تا هنگامي كه خود را نشناخته باشد نميتواند داراي عزت نفس باشد. بايد از خود يك ديد كامل داشته باشد و خود را كامل بشناسد. خود انگاره هر شخصي در زمان كودكي او شكل ميگيرد و تحت تأثير اطرافيان است. اينكه هر شخصي نسبت به ما چه فكر ميكند و به چه ميانديشد ميتواند در بزرگسالي در روحيه ما تأثير بسزايي داشته باشد. شايد ديده و شنيده باشيد هنگامي كه بزرگسالان به كودكان و بچهها حرفهايي در مورد آينده آنان ميزنند. اگر والدين يا افراد ديگر به كودك حرف از بزرگي و منش بزرگ داشتن بزنند و به او بگويند كه انشاءالله در آينده فرد مثمرثمري ميشوي، دكتر ميشوي، معلم ميشوي و... اين افكار مثبت و بزرگ در روحيه كودك تأثير شگرف ميگذارد و او براي رسيدن به جايي كه ديگران و والدينش آرزو دارند تلاش ميكند اما اگر به كودك بگويند حالا چند سال ديگر را كي ديده، حالا درس بخون تا به يه جايي ميرسي، تو با اين درس خوندن به هيچ جا نميرسي و... همه اينها ميتواند در روحيه او تأثير منفي بگذارد. پس ميتوان با صراحت تمام گفت كه تأثير حرفهاي ديگران در دوران كودكي بس مهم و آيندهساز است و حتي اين تأثير ميتواند ديد ما را نسبت به خودمان هم عوض كند. حال اگر اين تأثير مثبت و سازنده باشد، ما هم يك ديد مثبت به خود خواهيم داشت و اگر تأثير منفي و مخرب باشد، ما يك ديد منفي به خود پيدا ميكنيم.
به ديگران عزت نفس هديه كنيم
رويدادهاي ناگوار و نامطلوب در زندگي مثل مورد توهين قرار گرفتن، از محل كار خود اخراج شدن، هميشه ترس از تنهايي داشتن و... ميتواند اثراتي منفي در ما داشته باشد. برعكس آن، مورد تشويق واقع شدن، هميشه همراه جمع بودن، كسب رتبه و... منشأ اثراتي مثبت در ماست. بنابراين ميتوان به صراحت گفت نگرش ديگران نسبت به ما ميتواند منبع مهم و مثمرثمري براي تقويت عزت نفس در وجود ما باشد. پس بهتر است ما هم ياد بگيريم براي ديگران كارايي داشته باشيم تا ديگران در آينده بر اثر حرفهاي مثبت ما به جايي برسند. در واقع ما نيز با رفتار و گفتار خود ميتوانيم به ديگران عزت نفس هديه كنيم.
نقش مادر در عزت نفس فرزنداننقش مادر در ايجاد عزت نفس در فرزندان بيبديل است. كودك در وهله نخست در آغوش مادر تربيت پيدا ميكند و رشد مييابد. وقتي مادر در تربيت خود قاطع باشد و حرفهاي سازنده، مفيد و تأثيرگذار به فرزند خود بزند در حقيقت روحيه عزت نفس را در او پرورش داده است. وقتي كودك شما در دوران طفوليت خود از محبت پدر و مادر سيراب شود باعث ميشود كه او عزت نفس داشته باشد.
ظاهر آراستهكودك خود را هميشه آراسته و با ظاهري خوب و قابل پسند در معرض ديد مردم قرار دهيد، چراكه بين عزت نفس و خوش ظاهر بودن و خوش برخورد بودن رابطه كاملاً مستقيمي وجود دارد. كساني كه ظاهري خوش دارند از كساني كه ظاهري نا خوش دارند بيشتر جلب توجه ميكنند و اين مسئله ميتواند در تقويت عزت نفس كودك كمككننده باشد. در ضمن فراموش نكنيم كه كودك بخش عمدهاي از عزت نفس را از آنچه ميبيند كسب ميكند پس ما نيز بايد ظاهري موجه و داراي اعتماد به نفس داشته باشيم. اينكه پدر و مادر خودشان داراي عزت نفس باشند ميتواند در شكلگيري عزت نفس در كودك نقش اساسي داشته باشد.
تنبيه و ترس در برابر عزت نفستنبيه كردن و كتك زدن كودكان از عوامل مهم پايين بودن عزت نفس است. همچنين اگر كودكي را از چيزي بترسانيد و ترس را در وجود او ريشه دار كنيد، در نوجواني و حتي در سنين بالاتر با جواني روبهرو ميشويد كه به هيچ عنوان عزت نفس ندارد و نميتواند روي پاي خود بايستد.
داشتهها و نداشتههاي عزت نفس برخورداري از عزت نفس نيازمند ملزوماتي است كه فقدان آنها ما را در مواجهه با رويدادهاي زندگي كه نيازمند عزت نفس است دچار مشكل ميكند. فهرستوار به اين موارد اشاره ميكنيم:
1- اينكه خود را آنطور كه هستيم قبول داشته باشيم اما عزت نفس پايين، پذيرش خود را مشكل ميسازد.
2- با داشتن عزت نفس ميتوان آرامش بيشتري را در زندگي تجربه كرد اما عزت نفس پايين، اين آرامش را از ما سلب ميكند.
3- با عزت نفس هميشه و در همه جا اين احساس را داريم كه ديگران به ما نگرشي مثبت و خوب دارند اما عزت نفس پايين، اين نگرش و ديد را از ما ميگيرد.
4- سعي كنيم مسئوليتهاي زندگي را خود به دوش بكشيم. نه اينكه به دوش ديگران بيندازيم اما عزت نفس پايين، اين موهبت را از ما ميگيرد و كارهايمان را هميشه به دوش ديگران مياندازيم.
5- در جمع دوستان هميشه قانع هستيم و احساس خوبي داريم اما عزت نفس پايين، وادارمان ميكند در جمع دوستان احساس حقارت كنيم.
6- از موقعيتهاي اجتماعي و فردي خود كمال رضايت را داريم اما عزت نفس پايين، نميگذارد كه درست تصميم بگيريم و هميشه در اضطراب هستيم.
7- هميشه در پيچ و خمهاي زندگي قانع هستيم و بابت داشتههايمان شكرگزار خداونديم اما عزت نفس پايين، باعث ميشود كه ناراضي باشيم.
8- هيچگاه به ديگران دل بسته نميشويم و روي پاي خود ميايستيم اما عزت نفس پايين، روحيه كمالگرايي را از ما ميگيرد و به ديگران وابسته هستيم.
9- از خود هنر و خلاقيت به خرج ميدهيم اما عزت نفس پايين، روحيه خلاقيت را از ما ميگيرد.
10- هميشه خود را براي تغيير آماده نگه ميداريم اما با عزت نفس پايين، در هر تغييري احساس شكست ميكنيم.
11- از اينكه ديگران به جايي برسند هيچگاه ناراحت نيستيم اما با عزت نفس پايين، از اينكه ديگران به جايي رسيدهاند احساس حسادت ميكنيم.
12- از اينكه انجام دادن هر كاري را در وجود خود ميبينيم احساس شعف ميكنيم اما با عزت نفس پايين، از روبهرو شدن به هر كاري احساس ترس داريم.
13- هميشه در زندگي استقلال كافي داريم اما با عزت نفس پايين، هميشه وابسته به ديگران هستيم.
14- هيچگاه در جمع دوستان، خود را دست بالا نميپنداريم اما با عزت نفس پايين، هميشه سر خورده هستيم.
15- وقتي عزت نفس بالا در ما پديد آيد، ديگران به راحتي از ما الگو ميگيرند اما با عزت نفس پايين، ديگران الگوي ما ميشوند.
16- در آخر اينكه عزت نفس بالا آرامش، مثبت انديشي و شاد بودن را برايمان به ارمغان ميآورد اما عزت نفس پايين، متوسل شدن به مكانيسمهاي دفاعي، به چيزهاي كذب روي آوردن، نداشتن برداشت خوب از خود و در آخر ترس از اينكه تنها هستيم را برايمان به ارمغان ميآورد.
14 پیشنهاد براي تقويت عزت نفس
هر چند شكلگيري و تقويت عزت نفس موضوعي است كه از كودكي آغاز ميشود اما هميشه ميتوان با به كارگيري برخي راهكارها باعث بالا بردن عزت نفس در وجود خود شد. راهكارهاي زير در اين زمينه به ما كمك خواهد كرد تا بدانيم هميشه امكان موفقيت و رضايت از خود فراهم است.
1- اگر دقت كرده باشيد كساني كه در زندگي ثبات كاري و ثبات اجتماعي ندارند هميشه با خود و ديگران درگير هستند. آنها هيچگاه نميدانند از زندگي چه ميخواهند يا اينكه زندگي از آنها چه ميخواهد. گاهي اوقات است كه ما از زندگي خود توقع داريم و گاهي وقتها زندگي از ما توقع دارد. مثلاً توقع اين را داريم كه كارمند بالا رتبهاي شويم يا اينكه در هر سمت كاري كه قرار داريم بهترين باشيم و بدرخشيم. گاهي اوقات است كه از ديگران توقع بيجا داريم كه مثلاً فلان كار را برايمان بدون منت و بيدغدغه انجام دهند. بدون اينكه خود هيچ تلاشي را انجام بدهيم وقتي به سر منزل مقصود نميرسيم تقصير را گردن ديگران مياندازيم. پس بياييم در زندگي براي خود هدف مشخص و كاملي داشته باشيم و براي هدفمان ارزش قائل شويم نه اينكه از اين پله به پله ديگر برويم و بعد هم به هيچ جا نرسيم. اينكه براي زندگي هدف انتخاب كنيم ميتواند در رسيدن ما به عزت نفس كمك شاياني كند. هميشه در زندگي به آن چيزي كه هست توجه كنيم، نه آن چيزي كه بايد باشد و نيست. يعني با توهمات، مبهمات و تصورات بيهوده وقتمان را بيخود نگذرانيم و بيهوده هدر ندهيم.
2- سعي كنيم در زندگي آنچه را كه بايد باشيم به ديگران نشان دهيم. هميشه يك تصوير درست از خود به جا بگذاريم. به قول معروف دوز و كلك در كارمان نباشد. آنچه را كه ميبينيم و درك ميكنيم به ديگران هم انتقال بدهيم. اگر تصوير مثبت يا منفي از چيزي و شخصي داريم همان را به ديگران انتقال دهيم و هيچگاه فيلم بازي نكنيم. مثلاً از چيزي كه خوشمان نميآيد، خيلي رك و پوست كنده به ديگران اعلام كنيم كه ما خوشمان نيامده است و برعكس اين قضيه هم همينطور است.
3- براي رسيدن به هدف مشخص هيچگاه عجله به خرج ندهيم. اهداف خود را تقسيمبندي كنيم تا بدانيم كه بايد در درازمدت انجام گيرد يا در بلندمدت به ما جواب ميدهد.
4- هيچگاه اهداف كوتاهمدت را در زمان زيادي انجام ندهيد و هيچ وقت اهداف بلندمدت را در زمان كوتاه دنبالش نگرديد.
5- در هر زماني كه براي رسيدن به اهداف و هدف خود تلاش ميكنيد و گام مثبتي برميداريد، خود را مورد توجه قرار دهيد و خود را تحسين كنيد.
6- براي رسيدن به هدف راههاي مختلف را ارزيابي كنيد و مطمئنترين راه را براي خود انتخاب كنيد. هيچگاه از اينكه يك راه به شما جواب درست نداد، پشيمان نشويد و راههاي ديگر را هم امتحان كنيد تا جواب مثبت را بگيريد.
7- در زندگي عواملي كه مرتب باعث سر درگمي شما ميشوند را حذف كنيد. بعضي از اين عوامل شما را در رسيدن به هدف بازميدارند. بعضي از آنها تأثيرات منفي را در شما پرورش ميدهند و بعضي تأثيرات مثبت را براي شما به ارمغان ميآورند.
8- كساني كه ميخواهند داراي عزت نفس قوي باشند بايد از هيچ چيز و هيچ شخصي ترس نداشته باشند. اينكه در جمعي صحبت نميكنند كه مبادا غلط املايي داشته باشند، اين اشتباه است. هميشه خود را در ترازوي آزمايش قرار دهيد. از اينكه مبادا جلوي جمع به شما بخندند و شما را مسخره كنند ترس نداشته باشيد.
9- هيچگاه از كمي و كاستيهاي خود نگران نباشيد. همه ما از اول همينطور بودهايم. همه كامل نيستند. اين گذر زمان است كه انسان را كامل ميكند و از او شخصيتي فراتر از آنچه انتظارش را داشت ميسازد. سعي نكنيد كه محدوديتها و ناتوانيتان جلوي پيشرفت شما را بگيرد.
10- با توجه به اينكه همه كامل نيستيم و هر كسي داراي نقيصههايي است بهتر است در رابطه با هر گونه مشكلي، خوب دقت كنيم و مشكل را از سر راه برداريم، اگر نتوانستيم بايد از يك روانشناس كمك بگيريم تا بتوانيم زندگي سراسر خوب و خوشي داشته باشيم.
11- هميشه و در همه حال مسئوليتي كه به عهدهتان نهاده شده است را با دقت تمام انجام دهيد تا به موفقيت برسيد، اگر احياناً به نتيجه دلخواهتان هم نرسيديد مطمئن هستيد كه تمام تلاش خود را كردهايد.
12- هميشه در زندگي شخصي و اجتماعي خود هدفدار زندگي كنيد. هيچگاه به بيراهه نرويد. اگر خواستهتان خيلي دور از دسترس است براي آن برنامهريزي كنيد تا نتيجه مطلوبي بگيريد.
13- در همه حال توسل به خداي تعالي داشته باشيد. در تمام مراحل زندگي از ياد خداي متعال غافل نشويد. همواره خدا را در نظر بگيريد و به خدا توكل كنيد تا به شما دلگرمي و انرژي بدهد.
14- در زندگي روزمره خود افراد منفي باف را از گردونه زندگي خارج سازيد. هميشه با افراد مثبت انديش در ارتباط باشيد.