
حضور آشکارا و اعلام حمایت رسمی برخی از روسای فدراسیونهای ورزشی در به رسمیت شناختن یک تشکل سیاسی شناسنامهدار این روزها با واکنشها و البته پرسشهای گوناگویی همراه شده است.
به گزارش ایسنا، مشخص است که برخی افراد به واسطه حضور در فعالیتهای دولتی و ریاست فدراسیونهای ورزشی به چهره شناخته شدهای در جامعه تبدیل شده و با توجه به مناسبات داخلی و خارجی، شبکهای از روابط سازماندهی شده را در ارتباط با هیاتهای استانی در اختیار دارند. شبکهای که با توجه به محبوبیت ورزشکاران و چهرههای ورزشی ذیربط میتواند در آرای انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس تعیین کننده باشد.
حساسیتهای قبلی درباره سمت و سوی سیاسی اعضای هیات رئیسه و ریاست فدراسیون های ورزشی پیرامون همین چالش بوده است. چرا که به هر حال فعالیتهای حزبی و سیاسی رئیس یک فدراسیون با در اختیار داشتن امکانات ملی، دولتی و حاکمیتی ورزش کشور، به یکی از چالشهای اخیر حوزه وزارتی تبدیل میشود.
ورزش یکی از فراگیرترین پدیده های اجتماعی است. بسیاری از عالمان علوم اجتماعی بر این باورند که ورزش بعد از مذهب بیشترین افراد را در جامعه تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو ماهیت ورزش به عنوان یک عنصر فرهنگی و تمدنی مقدم بر حوزه سیاست و در کنش متقابل با آن تعریف می شود.
اخیراً نام و امضای برخی از روسای فدراسیون های ورزشی در ذیل بیانیه اعلام موجودیت یک حزب سیاسی به چشم میخورد، حزبی که با توجه به ترکیب اعضای هیات موسس آن میتوان گرایشات آنها را دریافت.
اعلام حمایت برخی از روسای فدراسیون ها به عنوان راس هرم یک رشتهی ورزشی میتواند قبل از هر چیز جنبه تبلیغاتی و اعلام همراهی با یک تفکر خاص سیاسی داشته باشد، حتی ممکن است در ادامه به اختصاص منابع ملی و حاکمیتی این رشتهها به یک جناح سیاسی خاص منجر شود. موضوعی که همواره در همه دولتها بر پرهیز از آن تاکید شده است.