چند سالي است كه با ورود آزادگان به حوزه خاطرهنگاري و انتشار كتاب در زمينه روزهاي آزادگي، ادبيات اسارت توانسته از مهجوريت گذشته خارج شود. تا پيش از اين اينگونه ادبي نتوانسته بود آنطور كه بايد و شايد در ديگر حوزههاي ادبيات دفاع مقدس حركت كند و اطلاعات ما از روزگار سختِ آزادگي به تك گفتوگوها يا نقلقولهاي آزادگان در مجالس محدود ميشد. خوشبختانه با ورود آزادگان به اين حوزه و انتشارات خاطراتشان اطلاعات مردمي كه شرايط اسارت را تجربه نكرده بودند خيلي بيشتر از گذشته شده است. «پايي كه جاماند» و «من زندهام» دو نمونه بسيار موفق و مخاطبپسند از كتابهايي است كه در رابطه با دوران اسارت نوشته شده و اطلاعات خوبي را به خوانندهاش منتقل ميكند.
به گزارش «جوان»، كتاب خاطرات ابراهيم اعتصام به نام «به سمت پرواز» يكي ديگر از كتابهايي است كه فضاي خوبي از روزهاي اسارت رزمندگان را برايمان ترسيم ميكند. اعتصام آزادهاي است كه در آموزش و پرورش به عنوان معلم مشغول به تدريس بود و در عمليات تك شلمچه اسير ميشود و به مدت دو سال و سه ماه اسارتش به طول ميانجامد. او در شهريور ۱۳۶۹ همراه با جمع آزادگان به وطن اسلامي بازميگردد.
براي بررسي بيشتر «به سمت پرواز» جلسه نقد كتاب در مؤسسه پيام آزادگان برگزار شد و نويسنده كتاب به همراه جواد كامور بخشايش توضيحاتي درباره اثر منتشرشده ارائه داد. اعتصام با بيان اينكه تا قبل از سال 1391 تصميمي براي نوشتن كتاب نداشته، ميگويد: عراقيها بابت نوشتن مطلب و نامه خيلي به آزادگان سخت ميگرفتند و نوشتن يكي از سختترين كارها در دوران اسارت بود. من يادداشتهايم از اسارت را در جلوي پيراهني كه تنمان ميكرديم جا دادم و با خودم آوردم. وقتي به وطن برگشتيم تيترها را براي خودم يادداشت كردم تا اينكه سال 91 به مناسبت ورود آزادگان ديداري با رهبري داشتيم و ايشان از اينكه درباره اسارت مطلب قابل توجهي نوشته نشده گلايه داشتند و فرمودند كه خاطرات آزادگان صرفاً مربوط به شخص آنها نيست بلكه اسناد عزت ملي ملت ايران است و بايد ثبت و ضبط شود.
اعتصام 826 روز اسارت را در يكي از مخوفترين اردوگاههاي بعثي تجربه كرده است. سازمان صليب سرخ از اردوگاه 12 تكريت هيچ اطلاعي نداشت و اسامي اسراي آن به مراجع بينالمللي داده نشده بود به همين خاطر، امكان بروز هر اتفاقي در آن ميرفته است. سپري كردن همين روزهاي سخت و دشوار خاطرات نابي را براي اعتصام به يادگار گذاشته و او سعي كرده در كتابش اين خاطرات را با خوانندگان به اشتراك بگذارد.
يكي از اقدامات جالب توجه فرهنگي كه آزادگان در روزهاي اسارت انجام ميدادند گفتن حديث و رواياتي از پايداري و مقاومت بوده و همين باعث ميشده تا با نقل اين مسائل شكنجهها را تاب بياورند و عزت نفسشان را حفظ كنند. نويسنده كتاب «به سمت پرواز» عنوان ميكند: هنگام اسارت در مقابله با جنگ نرم دشمن دست ما خالي بود اما آنچه باعث نجات ما شد برنامهريزي بر اساس محتواي آيات قرآن، احاديث و روايات، داستان عاشورا و به خصوص تاريخ اسارت اسراي كربلا بود كه سبب ريزش اندك و بيشترين رشد در بين ما شد.
اين نويسنده و منتقد در ادامه توضيح ميدهد: كتاب در چند فصل اول فلشبكهاي خوب و جالب توجهي دارد ولي هر چه به جلو ميرويم نويسنده كمتر به گذشته پناه ميبرد. در صورتي كه نگارنده ميتوانست در فصلهاي بعدي با استفاده از فلشبك توضيحات بيشتري از موقعيت همسر و فرزندانش بدهد. نزديك به دو سال از آقاي اعتصام هيچ خبري نبوده و همين ميتوانست دستمايه خوبي براي جذابتر شدن كتاب شود. همچنين در كتابهايي از اين دست احساس و عاطفه عنصري مهم در خواندنيتر شدن كتابهاي خاطرهنگاري است. يكي از تاثيرگذارترين جملات كتاب مربوط به بازگشت ابراهيم اعتصام به وطن و ديدار خانوادهاش است كه پسر بزرگش ميگويد حالا من هم ديگر پدر دارم!
كامور بخشايش با اشاره به اينكه نوعي زلالي و صداقت در اين خاطرات خودنوشت، ديده ميشود، ميافزايد: اين كتاب خيلي دلي و صميمانه نوشته شده و باعث ميشود خواننده به راحتي با اثر ارتباط برقرار كند. در فصلهاي ابتدايي كتاب، اطلاعات جامعهشناختي خوبي از زادگاه نويسنده روستاي سدكي داده ميشود كه به لحاظ شناخت بافت اجتماعي و فرهنگي مردمان اين منطقه ارزش فراواني دارد. راوي در فصلهاي بعدي كتاب بيشتر نگران همبنديها و همرزمانش است و در فصل آخر همبندانش را معرفي ميكند و در كل من ِ محوري در اين كتاب خيلي كم ديده ميشود. با سير تاريخي يك شخصيت روبهرو هستيم و كتاب متناسب با 826 روز اسارت است.