
توافق هستهاي يا همان برجام نبايد به وسيلهاي براي فشار بر ملت و كشور ايران تبديل شود. دولت امريكا علاوه بر آن قولها و تعهداتي كه در قضيه برجام انجام نداده يا ناقص عمل كرده است و مسئولان دستاندركار برجام هم صراحتاً به اين موضوع اشاره كردهاند، اكنون برجام را وسيلهاي براي فشار مجدد بر ايران قرار داده است.
در طول ماههاي گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامي در سخنان مختلف خود بر اين نكته تأكيد كردهاند كه تحريمهاي جديد به خصوص تمديد تحريمهاي يكجانبه امريكا عليه ايران نقض برجام است و ميتواند به واكنش عليه ايران منجر شود. سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين باره را شايد بتوان واكنشي در قبال نقض مداوم برجام در طول يك سال گذشته و به خصوص از زمان اجراي برجام دانست كه امريكاييها با تحريمهاي يكجانبه به خصوص عليه برنامه موشكي ايران تلاش ميكردند تا ساختار تحريمهاي يكجانبه و به نوعي ابزار فشار خود را عليه ايران حفظ كنند. از همين رو بود كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با بسيجيان سراسر كشور و در واكنش به اين مسئله تصريح كردند: گر اين تمديد، اجرايي و عملياتي شود، قطعاً نقض برجام است و بدانند جمهوري اسلامي ايران حتماً در مقابل آن واكنش نشان خواهد داد.
برجام نبايد بهانهاي براي فشار بر ايران شود
شايد بد نباشد كه به روندي اشاره كرد كه امريكاييها پس از برجام براي فشار بر كشورمان در پيش گرفتند. واضحترين نمونه اين اتفاق تحريم تعدادي از شركتها و اشخاص ايراني به جرم مشاركت در برنامه موشكي ايران بود كه اتفاقاً پس از اجراي برجام هم صورت گرفت. در حقيقت مقامات امريكايي به خصوص مقامات خزانهداري امريكا بارها به اين نكته اشاره كردهاند كه امريكا در اعمال تحريمهاي غيرهستهاي هيچ گاه از مواضع خود كوتاه نيامده و با تمام قدرت آن را اعمال خواهد كرد، البته بحث تحريمهاي غيرهستهاي حتي پيش از آغاز اجراي برجام نيز براي ايران هزينهساز شده بود.
زماني كه امريكاييها شركت هوايي ماهان را به اتهام حمل و نقل نيرو براي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تحريم كردند و حتي برخي شركتهاي خارجي را به دليل فروش هواپيما به اين شركت جريمه كردند، از همان زمان روشن شد كه امريكاييها بر سر تحريمهاي هستهاي ايران سر بازگشت ندارند.
تحريمهاي غيرهستهاي ادامه مييابد
يكي از آشكارترين سخناني كه مقامات امريكايي در اين باره بيان كردند، اظهار نظر معاون هماهنگكننده سياست تحريمهاي وزارت خزانهداري امريكا در اين باره بود.
وي طي اظهار نظري درباره دلايل بازگشت استمرار تحريمها در صورت اجراي برجام ميگويد: با توافق هستهاي همه تحريمهاي ما عليه ايران برداشته نخواهد شد. تحريمهايي وجود دارد كه بهعلت حمايت ايران از تروريسم اعمال شده است. اين تحريمها به قوت خود باقي خواهند ماند. تحريمهاي مربوط به نقض حقوق بشر در ايران نيز همچنان باقي خواهند ماند. تحريمهايي وجود دارد كه به حمايت ايران از رژيم بشار اسد، رئيسجمهور سوريه مربوط است و اين تحريمها نيز باقي خواهند ماند.
اين اظهار نظر به خوبي نشان ميدهد امريكا به اين زودي قصد ندارد ابزار تحريمها را عليه ايران رها كند، به خصوص آنكه اميد امريكاييها براي تغيير رفتار ايران پس از اجراي برجام عملاً بر باد رفته است و ايران سياست حمايت خود را با قدرت تمام از روسيه و حزبالله لبنان ادامه ميدهد.
سقوط حلب و سيطره نيروي سوريه بر اين شهر و خروج تروريستها نشانهاي از اين نكته است كه ايران هيچگاه منطقه را رها نكرده است.
نكته جالب ديگر اينجاست كه اين مسئله تنها محدود به بحثهاي تروريستي نيست و امريكاييها قصد دارند بحث حقوق بشر را در حوزه تحريمها باز كنند، البته فعلاً زيربناي لازم در حوزه سازمانهاي بينالمللي براي اين كار وجود ندارد، اما به طور حتم بحث ايجاد تحريمهاي يكجانبه در حوزه حقوق بشر در دستور كار جدي امريكا قرار دارد.
تام مالينوفسكي، مشاور وزيرخارجه در امور دموكراسي، حقوق بشر و كار امريكا در همين باره ميگويد: تحريمهاي تحميل شده عليه ايران در پاسخ به تجاوزات اين كشور به حقوق بشر بيتوجه به توافق منعقد شده ايران و شش كشور ديگر باقي خواهد ماند. بيتوجه به نتيجه گفتوگوهاي ايران، ما در حال ادامه دادن ايستادگي در مسئله حقوق بشر در ايران هستيم. اگر هر تحريمي بهواسطه توافق از بين برود، تحريمهاي حقوق بشر باقي خواهند ماند.»
در اين ميان اتحاديه اروپا نيز يك ليست تحريم حقوق بشري جداگانه عليه برخي مقامات ايراني در اختيار دارد كه هر چند يك بار نيز بحث تشديد تحريمهاي يكجانبه نيز مطرح ميشود. اين مسئله نكتهاي جدي است كه با وجود امضاي برجام دشمن از آن به عنوان حربهاي براي فشار بر ايران استفاده خواهد كرد و در اين ميان با استفاده از برجام هر گونه واكنش ايران را نسبت به اين مسئله نوعي نقض برجام اعلام ميكند.
درگير كردن ايران در پروتكلها و قوانين بينالمللي
يكي ديگر از ابزارهايي كه امريكا با استفاده از برجام درصدد تحميل آن به ايران است، وارد كردن كشور به معاهدهها و موافقتنامههايي است كه در سطح بينالمللي دست امريكا را براي فشار بر ايران باز خواهد گذاشت. امريكاييها در مقاطع مختلف اين موضوع را به صورت علني مطرح كردهاند كه هر گونه بهرهمندي از تمام مواهب برجام، در صورت پذيرفته شدن تمام الگوهاي مالي موجود در سطح جهاني توسط ايران عملي خواهد شد.
استفان مول نماينده وزارت امورخارجه امريكا براي اجراي برجام طي اظهاراتي در جمع نمايندگان كنگره امريكا در همين رابطه ميگويد: ايران براي اينكه به طور كامل از فرصتهاي اقتصادي ايجاد شده (در توافق هستهاي) بهرهمند شود، بايد مسائل داخلياش را كه در تصميمگيريهاي اقتصادي در سطح بينالمللي اثرگذار است، حل كند. اين مسائل شامل عدموجود شفافيت در بخشهاي مالي و تجاري، همچنين اقدامات تحريكآميز مانند آزمايش مكرر موشكهاي بالستيك، حمايت دولتي از تروريسم و بازداشت اتباع داراي تابعيت مضاعف ميشود. نكته جالب اينجاست كه تمام موارد فوق جزو مسائلي محسوب ميشود كه عامل اصلي ايجاد دفتر منطقهاي براي ايران است. در اين باره فشار غربيها براي اجراي كنوانسيونهاي مبارزه با پولشويي و ضرورت دسترسي به اطلاعات شبكه بانكي ايراني كاملاً روشن است.
حتي در همينباره موگريني كميسر سياست خارجي اتحاديه اروپا به اين نكته اشاره كرده بود كه ايران بايد چارچوبهاي موجود در FATF را بپذيرد تا بتواند موانع و مشكلات بانكي خود را با ساير كشورها بهخصوص بانكهاي جهاني حفظ كند. همين مسئله موجب شد به رغم پذيرش اوليه اين توافق توسط دولت در نهايت شوراي عالي امنيت ملي به اين نتيجه برسد كه پذيرش نهايي آن براي اجراي اين توافق بايد به تعويق بيفتد تا در نهايت بررسيهای بيشتري در اين باره انجام شود.
ضرورت واكنش دستگاه سياست خارجي به سوءاستفاده از برجام
در مجموع آنچه به عنوان يك تجربه در مقابل جمهوري اسلامي ايران قرار دارد، بدعهدي و پيمانشكني امريكا در موضوع هستهاي و به خصوص برداشته شدن تحريمهاست، از اين رو دستگاه سياست خارجي بايد اين نكته را مدنظر داشته باشد تا از برجام سوءاستفاده بيشتري براي فشار عليه جمهوري اسلامي ايران انجام نشود و در صورت هرگونه سهمخواهي بيشتر امريكا واكنشي صحيح به اين مقوله صورت پذيرد.