يك: رسانهها از قاچاق خاك اين بار از جزيره هرمز خبر دادهاند. مطابق با گفتهها جزيره هرمز خاك ارزشمندي دارد و همين موضوع و نزديكي آن به كشورهاي حاشيه خليج فارس باعث شده كه سودجويان و سوداگران اقدام به فروش خاك اين جزيره به اين كشورها كنند.
دو: جهتگيريهاي سازماني در واكنش به اين اخبار عموماً سير مشخص و تكرارشوندهاي دارد كه همه ما در اين سالها فوت آب شدهايم. همچنان كه معصومه ابتكار، رئيس سازمان حفاظت محيطزيست كشور در واكنش به اين خبر گفته است: «مسئوليت اصلي مقابله با قاچاق خاك با سازمان منابع طبيعي است، اما اگر قاچاق خاك از مناطق حفاظتشده سازمان حفاظت محيطزيست انجام گيرد به طور قطع با آن برخورد خواهيم كرد. متأسفانه در اين منطقه شاهد قاچاق خاك بودهايم، از اين رو بارها نگراني خود را به صورت كتبي به سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور و وزارت جهاد كشاورزي اعلام كرديم.»
البته ابتكار در پايان اظهارات خود مثل بسياري از مسئولاني كه در اين وضعيت قرار ميگيرند، وعده ارائه لايحه حفاظت از خاك را مطرح كرده و گفته است محتواي اين لايحه در حال بررسي است و هرچه زودتر به مجلس ارائه خواهيم كرد.
سه: اگر به سير اظهارات بالاترين مقام محيط زيست كشور در همين مصاحبه كوتاه دقت كنيد، ميبينيد كه او از تكنيكهاي رايج اكثر مسئولان در چنين موقعيتهايي بهره برده است؛ «فرافكني»، اينكه ما مسئول اصلي مقابله با قاچاقهاي محيط زيستي نيستيم و در ادامه، تكنيك «اين مسئله تازگي ندارد» و قبل از ما هم بوده تا به اين واسطه به مخاطب القا كند كه قرار نيست شوكه شود، بلكه اين اتفاقات يك امر طبيعي است و در ادامه تكنيك رايج و تكراري «قانون ارائه ميكنيم» تا حل شود، به مانند و به مثابه پروندههاي مشابهي كه مديران جامعه ما در تنگناهاي مديريتي خود تنها دستاويزي كه برايشان مي ماند، اين است كه لايحهاي بر لوايح پيشين و قانوني بر قانونهاي پيشين اضافه كنند تا موضوع به اصطلاح حل شود، در صورتي كه خود آنها هم ميدانند كه اينها صرفاً تهيه خوراكي براي رسانهها و از تب و تاب انداختن مسئله است.
چهار: قصد اين مطلب آن نيست كه مثلاً انگشت اتهام را به سمت سازمان حفاظت از محيط زيست بگيرد، بلكه ميخواهد بگويد مديران سازمانهاي ما در مواجهه با بحرانهايي كه به نوعي ميتواند مرتبط با فضاي مسئوليت آنها باشد، بيشتر از آنكه به سمت مواجهه منطقي و واقعنگر بروند به نوعي ميخواهند همه چيز را آرام و موجه جلوه بدهند و بگويند هيچ خبر تازهاي نيست چه برسد به اينكه فاجعهاي اتفاق افتاده باشد. آسوده باشيد كه ما با لايحهاي اين موضوع را حل ميكنيم. در واقع اين قبيل مسئولان كه متأسفانه در ميان دستگاههاي مختلف كشور هم كم نيستند، بيشتر از آنكه عميقاً بخواهند صورت مسئله را با صداقت واكاوي كنند و دنبال راهكاري باشند ميخواهند حساسيت افكار عمومي را تخدير كنند وگرنه احتمالاً خود ابتكار و ساير مسئولان ميدانند كه قاچاق يك پديده چندوجهي است و تا زماني كه مؤلفههاي تحريككننده قاچاق به ويژه در نقاط مرزي از معيشت كجدار و مريز مرزنشينان تا مسائل و چالشهاي ديگر حل نشود، نميتوان اميد چندان بست كه مثلاً با افزودن بر تعداد قوانين و لوايح ميتوان موضوع را فيصله داد.