
امير مهديزاده پرافتخارترين كاراتهكاي كشورمان است كه در مسابقات جهاني اتريش كه ماه گذشته برگزار شد توانست دومين مدال طلاي قهرماني جهان را به ويترين افتخاراتش اضافه كند. مهديزاده يكي از قهرماناني است كه فعاليت حرفهاياش را از باشگاه مقاومت آغاز كرد و توانست با طي كردن پلههاي موفقيت، امروز يكي از افتخارات ورزش كشورمان باشد. به بهانه هفته بسيج، قهرمان كاراته جهان در گفتوگو با « جوان» از نقش تأثيرگذار بسيج در افتخارات ورزشياش صحبت كرده و معتقد است كه پشتوانهسازي بسيج تاكنون قهرمانان زيادي را در رشتههاي مختلف به ورزش كشور معرفي كرده است.
از ورودتان به مجموعه بسيج صحبت كنيد، شما يكي از اعضاي تيم كاراته باشگاه مقاومت بوديد كه در اين تيم مسابقه ميداديد. من از سال 84 عضو تيم باشگاه مقاومت بسيج تهران شدم، تا آخرين سالي كه بسيج در كاراته فعاليت ميكرد با وجود پيشنهادات زيادي كه از تيمهاي داخلي و خارجي داشتم در باشگاه مقاومت ماندم و اين باشگاه را به هيچ باشگاهي ترجيح ندادم. مقامها و افتخارات خوبي هم در سوپر ليگ كاراته كسب كرديم و واقعاً يك باشگاه تأثيرگذار و بازيكنساز بود. خودم و خيلي از قهرماناني كه در كشور توانستند افتخار كسب كنند، شروع كارشان با باشگاه مقاومت بود و از اين باشگاه به كاراته كشور معرفي شدند و به تيم ملي راه پيدا كردند و بعد از آن در ميادين بينالمللي توانستند مدال كسب كنند. از جمله خود من كه توانستم دو مدال طلاي جهان، طلاي بازيهاي آسيايي، طلاي قهرماني آسيا و طلاي دانشجويان جهان را كسب كنم.
يعني اين مسيري كه براي موفقيتتان طي كرديد در باشگاه مقاومت شكل گرفت؟بله، مسيري كه طي كردم و توانستم به اين موفقيتها برسم در باشگاه مقاومت شكل گرفت و رشد كردم و خدمت سربازي هم در اين تيم سپري شد و اين بزرگترين لطفي بود كه باشگاه مقاومت به من كرد و باعث شد بين ورزش قهرمانيام فاصله نيفتد. اين لطف باعث شد تا اين روند را ادامه بدهم و امروز اين افتخارات را براي كشورم كسب كنم. باشگاه مقاومت در اين مسير بيشترين كمك را به من كرد كه الان هم نتيجه را ميبينم و من به عنوان نماينده ايران براي كشورم اين افتخارات را به دست ميآورم.
چه دلايلي باعث شد براي ورزش حرفهاي باشگاه مقاومت را انتخاب كنيد؟از باشگاههاي ديگري هم پيشنهاد داشتم اما شرايطي كه باشگاه مقاومت براي ورزشكار فراهم كرد باعث ميشد تا به اين باشگاه بيايم. اول كه بازيكن ميآيد ناشناخته است اما وقتي يك ورزشكار مطرح ميشود خيلي از تيمها پيشنهاد ميدهند. باشگاه مقاومت زماني كه كسي كه امير مهديزاده را نميشناخت با من كار كرد و همين موضوع باعث شد كه من بعد از اينكه شناخته شدم و مدالهاي زيادي هم كسب كردم به اين باشگاه وفادار باشم و تا آخرين سالي كه بسيج در ليگ كاراته تيمداري ميكرد، در اين تيم بمانم. چون يادم بود زماني كه مطرح نبودم باشگاه مقاومت من را جذب و كمك كرد كه مطرح بشوم. به همين خاطر خودم را به باشگاه مقاومت مديون ميدانم ولي خب متأسفانه نميدانم به چه دليلي اين باشگاه از تيمداري در كاراته صرفنظر كرد. با اين حال اگر روزي دوباره باشگاه مقاومت بخواهد در كاراته فعاليت كند، اولين شخصي خواهم بود كه براي اين تيم مسابقه خواهم داد.
ميشود اينطور گفت كه بسيج روي ورزشكاران ناشناخته سرمايهگذاري و به نوعي براي آينده ورزش كشور پشتوانهسازي ميكند؟ دقيقا همينطور است، من خودم يكي از اين ورزشكارها هستم كه اينجا ساخته شدم و براي كشور افتخار كسب كردم. نه من بلكه خيلي از ورزشكاران ديگر هم در اين باشگاه ساخته و به ورزش كشور معرفي شدهاند. آقاي داودآبادي كه برنز آسيا را گرفت، آقاي عليپور برنز گرفت، آقاي نجفي كه قهرمان آسيا شد، آقاي بهرامي، بنيحسيني و خيليها ديگر ورزشكاراني هستند كه از باشگاه مقاومت به ورزش معرفي شدند و در مسابقات جهاني و آسيايي مدال كسب كردند. باشگاه مقاومت براي كاراته كشور پشتوانهسازي كرد و اين افتخاراتي كه الان كاراته در مسابقات بينالمللي كسب ميكند، زمينهساز آن باشگاه مقاومت بود. در رشتههاي ديگر هم پشتوانهسازي براي ورزش كشور توسط بسيج صورت ميگيرد و اين سياست باشگاه مقاومت است. اميدوارم مسئولان بسيج با توجه به اينكه كاراته المپيكي شده است، نظرشان تغيير كند دوباره در كاراته تيمداري كنند.
چه ويژگيهايي در تيمهاي ورزشي بسيج وجود دارد كه شما را جذب باشگاه مقاومت كرد؟فضايي كه در بسيج وجود دارد از جنس مردم و خودماني است. فرقي كه باشگاه بسيج با باشگاههاي ديگر دارد، اين است كه تجملگرا نيست، چون اين باشگاه را مردم تشكيل ميدهند. تفاوتي كه بسيج با بقيه نهادها دارد اين است كه چون از جنس مردم است، به قشرهاي ضعيف و پايين جامعه توجه ميكند. در ورزش هم به سمت افرادي ميرود كه ناشناخته هستند و روي ورزشكاراني مانند من سرمايهگذاري ميكنند. كاري كه تيمهاي مقاومت براي ورزش كشور انجام ميدهند، بزرگ و تاثيرگذار است. مثلاً در فوتبال، تيم مقاومت فجر سپاسي چقدر بازيكن تحويل فوتبال داد و بازيكنان زيادي از اين باشگاه شناخته شدند و به تيمهاي بزرگتر رفتند. باشگاه مقاومت آنها را مطرح كرد و در رشتههاي ديگر هم ميتوان ورزشكاراني را ديد كه از بسيج به ورزش كشور معرفي شدهاند. به همين خاطر باشگاه مقاومت را ميتوان يك باشگاه واقعي به حساب آورد، باشگاهي مانند بارسلونا از پايه تيم ميسازد و در تمامي رشتهها تيم دارد. در ايران فقط اگر بخواهيم يك باشگاه واقعي را نام ببريم، باشگاه مقاومت بسيج است كه در اكثر رشتهها تيم دارد و از پايه كار ميكند. باشگاههايي مانند استقلال و پرسپوليس فقط در فوتبال فعاليت ميكنند و نميتوانند يك باشگاه باشند. باشگاه يك مجموعه متشكل از تيمهاي رشتههاي مختلف است كه باشگاه مقاومت اين خصوصيت را دارد و اميدوارم در كاراته تجديدنظر كنند و باشگاه مقاومت در كاراته هم فعاليتش را دوباره از سر بگيرد، چون واقعاً به ورزش كشور كمك ميكند.
با توجه به بياخلاقيهايي كه هر چند وقت يكبار در ورزش كشور مشاهده ميشود، توجه به بحثهاي اخلاقي و فرهنگي در تيمهاي بسيج جزو اولويتها است، در اين باره بيشتر صحبت ميكنيد؟صددرصد همينطور است، كارهاي فرهنگي در تيم هميشه برقرار بود و برگزار ميشد، هميشه به ما ميگفتند كه ما نميخواهيم در اين باشگاه قهرمان درست كنيم، بلكه ميخواهيم پهلوان تربيت كنيم. تيم مقاومت هر وقت در قم اردو برگزار ميكرد، به زيارت جمكران ميرفتيم يا شبهاي مسابقه به حرم ميرفتيم. اين بخشي از برنامههاي معنوي و فرهنگي بود كه بسيج در اين زمينه پيشقدم بود و در برنامههايمان قرار داشت.
توجه به اين مسائل قطعاً در زندگي شخصيتان هم تأثيرگذار بود؟ صددرصد، ورزش تنها بخشي از زندگي ماست و ميخواهيم سالهاي سال زندگي كنيم، شايد عمر قهرماني يك ورزشكار 10 سال باشد ولي اينكه در تمام زندگياش يك انسان صالح و سالمي ميشود، اين تفكري است كه بسيج در باشگاههاي ورزشياش ترويج ميكند، اينكه يك ورزشكار از ائمه اطهار مدد بگيرد تا در زندگي آدمهاي موفقي باشند. به نظر من بحث فرهنگي از تيمداري جهت قهرماني مفيدتر و مثمرثمرتر است.