
غيبت مليپوشان المپيکي در تمرينات اردوي تيم ملي به بيانگيزگي و نداشتن هدف آنها مربوط ميشود، اما دوري فرنگيکاران المپيکي از روند آمادهسازي و تمرينات دروناردويي تبعات خوبي ندارد. شايد مليپوشاني که در المپيک ريو به ميدان رفتند هماکنون ترجيح ميدهند در شهر و محله خود به تمرينات اختصاصي بپردازند، اما دوري و غيبت طولاني و احساسي آنان از تمرينات منسجم اردوي تيم ملي، نشانگر آن است که آنها انگيره کافي براي آينده را ندارند مسئلهاي كه البته از آزادكاران شاهد نيستيم. زماني که هدف و برنامه مشخصي داشته باشيد از هر فرصتي براي رسيدن به هدف خود استفاده ميکنيد و حتماً فرنگيکاران المپيکي قصد خداحافظي دارند که در تمرينات تيم ملي حضور ندارند. البته کادر فني اعلام کرده که المپيکيها در صورت تمايل ميتوانند در اردو حضور يابند، اما با گذشت چندين اردو بعد از المپيک و غيبت مکرر آنان طبيعتاً بايد دنبال دليل ديگري باشيم.
زماني که شما ميبينيد حسن يزداني به عنوان قهرماني المپيک يا کميل قاسمي و حسن رحيمي بلافاصله بعد از المپيک ريو به اردوي تيم ملي آمدند، نشان ميدهد آنان همچنان تشنه کسب مدال هستند و انگيزه و هدف دارند. طبيعتاً اگر برخلاف اين موضوع بود مثل برخي از فرنگيکاران المپيکي رغبتي براي بازگشت به خانه کشتي و تمرين نداشتند. خداحافظيهاي احساسي هم به يك معضل تبديل شده است. اين رفت و آمدهاي احساسي، سرانجام خوبي در ورزش ندارد. يا بايد ماند و تلاش کرد يا اينکه رسماً با عزت و احترام از دنياي قهرماني خداحافظي کرد. مطمئناً اين رفت و آمدها، معنا و مفهوم خوبي در ورزش حرفهاي ندارد. به هر حال هنوز براي تصميم و اظهارنظر در خصوص آينده فرنگيکاران المپيکي زود است و بايد منتظر برگزاري رقابتهاي انتخابي تيم ملي و حضور يا عدم حضور آنان در اين مسابقات باشيم.