يكي از مهمترين مسائل براي كشورهاي درحال توسعه، بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاههاست چون جهت آموزش افراد براي دستيابي به مهارتها و شغل، هزينههاي بسيار زيادي ميشود، حال آن كه بيكاري فارغالتحصيلان اثرات زيانباري بر جامعه بر جاي خواهد گذاشت. در واقع بيكاري اين قشر سبب هدر رفتن سرمايههاي عظيم انساني ميشود و از آنجا كه اكنون رقابت اقتصادي، بيش از پيش به نيروي انساني آموزشديده و متخصص وابسته است، با اين اوصاف بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاهها، به معني از دست رفتن سرمايههاي مادي، علمي و فرهنگي است.
تنها با نگاهي به آمار دانشگاهيان ميتوان فهميد دانشگاهها بدون توجه به نيازهاي واقعي بازار كار اقدام به جذب و پذيرش دانشجو ميكنند. بسياري از كارفرمايان معتقدند كه نيروي كار فارغالتحصيل از دانشگاهها كاربلد نيستند و نياز به آموزش عملي در محيط كار دارند كه بعضاً مقبول است به گونهاي كه دانشگاهها و دانشجوها صرفاً به دنبال نمره و مدركگرايي هستند، بيتوجه به اينكه براي ورود به بازار كار تنها نمرات معيار نيستند و معيار و ملاك مهمتر توانايي فرد در انجام كارهاي مورد نياز كارفرماهاست. «تا زماني كه مشكل بيكاري در كشور حل و فصل نشود، هيچ يك از تصميمات فرهنگي امكان تحقق نخواهد داشت.» اين جمله يكي از اظهارنظرهاي رئيسجمهور درباره اهميت بيكاري جوانان است. بارها از همان ابتدا در شعارهاي انتخاباتي آقاي روحاني شاهد وعدههايي در مورد كاهش نرخ بيكاري بودهايم و همچنين بارها عنوان كرده بودند كه ميتوان در قالب يك برنامه دقيق و عملياتي به وضعيت بيكاري جوانان پايان داد، اما اكنون كه تنها چند ماه از عمر دولت يازدهم باقي است، شاهد آن هستيم كه وضعيت نه تنها بهتر نشده بلكه بدتر هم شده است و بر تعداد افراد بيكار جامعه نسبت به قبل افزوده شده است.
در وضعيت كنوني سالانه بيش از ۳۵۰ هزار دانشجو از دانشگاهها و مراكز آموزش عالي فارغالتحصيل ميشوند! و اين در حاليست كه طبق گفته رئيس اتاق بازرگاني ايران هر ساعت ۱۵۰ نفر به جمع بيكاران ايران اضافه ميشود! همچنين طبق اعلام مجله اقتصادي فوربس و تحقيقات انجام گرفته در مجمع جهاني اقتصاد، ايران با تربيت سالانه ۲۳۳ هزار و ۶۹۵ دانشجو به نسبت جمعيت، در رتبه اول تربيت مهندس در دنيا قرار ميگيرد و اين مسئله به كابوسي براي دانشجويان در مورد آينده شغليشان تبديل شده است!
حال اين سؤال پيش ميآيد كه هدف دولت از تربيت اين تعداد از افراد با تمامي هزينههاي گزاف كه براي آنها اختصاص داده ميشود، چيست؟ برنامه دولت براي سر و سامان وضع بيكاري در چه مرحلهاي است؟
آيا بهتر نيست به جاي كارخانههاي مونتاژ و واردات بسياري از محصولات از ساير كشورها، به قشر جوان و تحصيلكرده اعتماد كرد و مجراهايي براي رشد و شكوفايي خود آنان و كشور باز كرد؟ آيا بهتر نيست كارهاي كشور را به جاي مستشاران خارجي به دستان توانمند جوانان ايراني سپرد؟
*دبير انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه صنعتي شيراز