کد خبر: 822271
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۸
بررسي برخي آثار ادبي- فلسفي غرب
بعضي از متفكران، براي بيان انديشه‌هاي خود، از تكنيك‌هاي تخيل و خلاقيت در رمان و داستان بهره گرفته‌اند.
بعضي از متفكران، براي بيان انديشه‌هاي خود، از تكنيك‌هاي تخيل و خلاقيت در رمان و داستان بهره گرفته‌اند. فلسفه معمولاً خشك و بي‌روح است و بيش از آنكه با هنر سروكار داشته باشد با رياضيات دمخور است. اما برخي از فلسفه‌ها، در رابطه با زبان، شيطنت يا حساسيت شاعرانه نشان مي‌دهند. اثر بزرگ هگل، «پديدارشناسي روح» را مي‌توان به‌عنوان رماني مطالعه كرد كه در آن شخصيت‌ها، يعني ارواح تجسد يافته، در جهان و تاريخ گام‌به‌گام به پيش مي‌روند.
فلسفه معمولاً خشك و بي‌روح است و بيش از آنكه با هنر سروكار داشته باشد با رياضيات و دادگاه دمخور است، اما برخي از فلسفه‌ها، در رابطه با زبان يا صور روايي، شيطنت يا حساسيت شاعرانه نشان مي‌دهند و حتي برخي، به‌معناي ادبي يا خيالي كلمه، نظرورزي مي‌كنند. براي نمونه، ژان بودريار اصطلاح «داستان نظريه‌اي»۱ را وضع كرد و درباب سناريوهايي براي جهان‌هاي واقعي در آينده به تأمل پرداخت كه از داستان‌هاي علمي- ‌تخيلي نيز عجيب‌تر و هيجان‌انگيزتر بودند. درمورد او، اين بخشي از خواست طغيان عليه بي‌معنايي نشانه‌ها و معاني بود.
هنگامي كه كاپيتاليسم صنعتي، با جنگ‌ها و كارخانه‌هايش، اروپا را به لرزه انداخت، فرم ادبي به موضوعي حياتي براي فيلسوفان ناخرسند تبديل شد، به‌ويژه آن فيلسوفاني كه در آلمانِ شكست‌خورده و در مكتب هگلي، با معناي خاصش از تاريخ جهان و روش ديالكتيكي، آموزش ديده بودند. برخي شعر حماسي جهانِ به‌ظاهر هماهنگ و نظام‌يافته باستان را در دوره مدرن دسترسي‌ناپذير مي‌ديدند. دوران مدرن رمان را به دنيا عرضه كرده بود: فرمي ادبي كه به‌صورت فردي نوشته و خوانده مي‌شد. نظريه رمانِ جرج لوكاچ كه در زمان جنگ جهاني اول نوشته شد، پرسوناژهاي سقوط‌كرده زندگي مدرن را به‌مثابه افراد بي‌خانه (به‌معناي غيرمادي كلمه) و تهي از معاني برتر توصيف مي‌كند.
صور رمان در جهاني شكل گرفت كه در آن زندگي دروني افراد، انقلاب و سرخوردگي همراه شدند و با هم درآميختند. در اوايل قرن بيستم، رمان فرسوده شده بود و آشفتگي، قيل‌وقال و جاروجنجالِ زندگي مدرن را به خود گرفته بود. لوكاچ، به‌عنوان يك كمونيست، به اين پيشنهاد روي آورد كه رمان‌نويسان جهان‌هاي عقلاني و عملي ابداع كنند، شبيه به آنچه قبلاً در آثار والتر اسكات يا بالزاك تجسم يافته بود.  برخي از آثار ادبي فلسفه محور را در ادامه از نظر مي‌گذرانيم.

 1- قصه‌گو۲، اثر والتر بنيامين

بنيامين به‌خاطر فلسفه ماركسيستي و منجي‌گرايانه و پيچيده‌اش شناخته‌شده است كه گاهي اوقات، براي مثال در كتاب درباب مفهوم تاريخ خود، از تمثيل، استعاره و توصيف شاعرانه استفاده مي‌كند. آنچه كمتر درباره بنيامين شناخته شده، اين واقعيت است كه به‌طور تفنني به ادبيات مي‌پرداخت: تعداد زيادي نمايشنامه راديويي، شعر، طرح‌نامه فيلم، داستان، رمان كوتاه و مجموعه‌اي از فرم‌هاي ادبي ديگر كه معمولاً فرم‌هاي كوتاه بودند، يعني حكايت‌هاي تمثيلي كافكايي، قطعات طنزي راجع به شرايط زندگي خود او، داستان‌هاي سوررئال و خيالي، اسطوره‌هاي اوليه براي كودكان و داستان‌هايي كه از نظر روان‌شناختي واقع‌گرايانه بودند.
 اين نوشته‌هاي ادبي درست همانند نوشته‌هاي فلسفي او، راجع به سفر، بازي، قمار، عشق، سرنوشت، سنت ادبي، روابط ميان نسل‌ها و كنش و واكنش‌ها هستند. نام يكي از نخستين داستان‌هاي او شيلر و گوته؛ بصيرت يك مرد عامي است. اين داستان، توهمي شگفت‌انگيز راجع به تاريخ ادبيات آلمان است كه حول يك هرم شكل مي‌گيرد و تا مرز تباهي و سقوط به‌دست شيطان پيش مي‌رود.

2- هم‌خوني داوطلبانه۳، اثر يوهان ولفگانگ فون گوته

گوته مرد بسيار بزرگي است؛ شاعر، مدير، سياستمدار، نمايشنامه‌نويس، نويسنده داستان‌هاي كوتاه و رمان‌نويس. او به‌سوي ديدگاهي فلسفي كشيده شد كه نوشته‌هاي ادبي او را - به‌اندازه آزمايش‌هاي طبيعي‌فلسفي او درباب نظريه رنگ‌ها و نورشناسي، گياه‌شناسي و تكامل- تحت‌تأثير قرار مي‌داد. اين رمان علايق مختلف او را در تحقيقات شيمي انساني، جاذبه‌ها و دافعه‌ها، خويشاوندي و واكنش‌هايش در خود جمع كرده است.

3- عقرب و فليكس۴؛ يك رمان طنز، اثر كارل ماركس

ماركس، در سال ۱۸۳۷در 19 ‌سالگي، اين متن را به‌مثابه بخشي از يك رمان نوشت. اين رمان ابزورد، شيطنت‌آميز و پر از بازي با كلمات و عناصر سبك تريسترام شندي۵ بود. همچنين اين رمان بخشي از بحثي درحال‌شكل‌گيري با فلسفه ايدئاليستي آلمان است و فهم خوبي درخصوص نيازهاي مادي خود و تقسيم جامعه به طبقات به دست مي‌دهد:«انسان معمولي، كسي كه به‌هيچ‌وجه حق برتري و ارشدبودن و اشراف‌زادگي ندارد، با طوفان‌هاي زندگي مي‌جنگد، خود را در درياي متلاطم مي‌افكند و مرواريدهاي حقوق پرومته‌اي را از اعماق آن صيد مي‌كند.
 پس صورت دروني ايده در برابر چشمانش در شكوه و عظمت پديدار مي‌شوند و او با شجاعت بيشتري برمي‌خيزد، اما كسي كه القاب نياكان اشراف‌زاده خود را به دوش مي‌كشد فقط قطرات باران را تاب مي‌آورد و از كوشيدن و آسيب‌ديدن مي‌هراسد و در دستشويي پنهان مي‌شود.»

4- نشانه‌ها۶، اثر ارنست بلوخ

بلوخ داستان نمي‌نوشت، اما برخي از نخستين نوشته‌هاي فلسفي او، مانند اين مجموعه، با استفاده از مقالات، داستان‌ها، قصه‌هاي پريان و حكايات خنده‌دار شروع مي‌شوند كه شيوه مناسبي براي پرتوافكندن بر ابهام لحظات زيسته و پرداختن به موضوعاتي است كه هنوز نتيجه قطعي ندارند. اين يعني فلسفه به‌مثابه شعر.

5- گينستر۷، اثر زيگفريد كراكائر

گينستر رماني اتوبيوگرافيك است با قطعات فيلم‌هاي كمدي چاپلين و نگاهي مملو از طنز تلخ به جهان، كه راوي آن بيگانه‌اي از نسلي مرده است. اين رمان با طنزي نااميدانه و تلخ به توصيف تجزيه انسان در عصر معاصر و ازبين‌رفتن فرديت در جامعه توده‌وار مي‌پردازد. اين رمان به‌زبان آلماني نوشته شده و هنوز به هيچ زبان ديگري ترجمه نشده است.

6- دكتر فاوستوس۸، اثر توماس مان

مان و تئودور آدورنو، درحالي‌كه زير آفتاب سوزان «كاليفرنياي آلماني» رمق خود را از دست مي‌دادند، با يكديگر روي اين رمان عظيم كار مي‌كردند. اين داستان، كه درباره بربريت و عقلانيت است، آهنگ‌سازي را به تصوير مي‌كشد كه چيزي شبيه به آرنولد شوئنبرگ است. كارِ آدرين لوركوهن - اين آهنگ‌ساز خيالي، اهريمني و سفليسي- در خطوطي از فلسفه موسيقي جديد آدورنو توصيف شده است.
 خود آدورنو به‌عنوان شيطان، در هيئت يك «نظريه‌پرداز و منتقد، كه خودش هم تا جايي كه فكركردن به او اجازه دهد، آهنگ مي‌سازد» در اين رمان حضور دارد.

7- گنجِ ايندين جو۹، اثر تئودور آدورنو

آدورنو اين ليبرتو (متن يك اپرا) را در اوايل دهه ۱۹۳۰ تحت‌تأثير تندباد در جامائيكا اثر ريچارد هيوز نوشت. اين داستان راجع به دوستي دو پسر در يكي از روستاهاي امريكا در قرن نوزدهم است، اما موضوع اصلي آن ترس و گناه است. در اين داستان قتل، خانه ارواح و اعدام وجود دارد و از داستان هاكلبري فين و تام ساير براي جست‌وجوي امكانات اسطوره‌زدايي استفاده شده است. اين اثر فقط به آلماني موجود است.

8- طرحي براي يك رمان درباره نويل چمبرلين۱۰، اثر ماكس هوركهايمر

هوركهايمر، جامعه‌شناس و نظريه‌پرداز مكتب فرانكفورت، كتابي به‌نام سپيده دم و غروب نيز نوشت كه مطالعه‌اي شاعرانه درباب جامعه آلمان و نهادهاي ضدانقلابي آن در قالب كلمات قصار و مقالات كوتاه است، اگرچه اين نوشته بسيار غيرعادي شگفت‌انگيزتر است. اين نوشته اثري طنزآميز است كه ورود چمبرلين به جهان پس از مرگ و ملاقاتش با قادر مطلق را توصيف مي‌كند. بر خلاف انتظار او خداوند زن است، اما موافق با شك و ترديدهاي او همدلي‌هاي سوسياليستي و دموكراتيك دارد.
 منبع: ترجمان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها