
خادمي در گفتوگو با مهر به نكات جالبي اشاره كرده است كه بخشهاي مهم آن در ادامه ميآيد:
نمايندگاني در مجلس حضور داشتند كه زماني كه بنده به پرونده IPC ورود كردم، شديداً با من مخالفت ميكردند اما الان دائم ميآيند و نسبت به اين نوع قراردادها انتقاد كرده و ميگويند حتي اگر ميخواهيد استيضاح وزير را بياوريد، ما امضا ميكنيم چون بعد از يك مدت فهميدند قراردادها آنگونه كه فكر ميكردند، نيست.
من سالها مدير نفتي بودم. از سال ۸۸ قبل از وزارت آقاي قاسمي، در همه دولتها مدير نفتي بودم. به آقاي زنگنه در دوران اول مديريتش هم نقد داشتم، زيرا آقاي زنگنه خيلي از زيرساختهاي نفت را قبول نداشت و درصدد برهم زدن آن بود. در زمان وزارت اول آقاي زنگنه، بنده در نفت جنوب بودم. وقتي وزير شد، ديد كه شركتي بزرگ و قوي به نام شركت مناطق نفتخيز جنوب در وزارت نفت وجود دارد. اين شركت كل ايران را سرويس ميداد. راندمان آن موقع اين شركت در ۲۷ سال گذشته سه برابر امروز بود.
براي حفاري در درياي خزر آقاي قاسمي دستها را بالا برد و گفت ما كمك ميكنيم، شما فقط اين پروژه را راهاندازي كند. از اينجا مسئوليت راهاندازي دستگاه نيمهشناور ايران البرز از خارجيها و صدرا گرفته شد و به ما واگذار كردند. دستگاه را راهاندازي كرديم اما كسي آن را حركت نميداد. در جلسات شوراي عالي امنيت ملي نقطه انتقال و فعاليت دستگاه را نيز مشخص كرديم. كشور آذربايجان مخالف بود. بالاخره يك شب دستگاه را حركت داديم. قيد همه چيز را زدم و بدون هماهنگي دستگاه را حركت دادم. يك تيم انگليسي را براي عمليات لنگراندازي دستگاه به ايران آورديم اما به محض اينكه ميخواستيم دستگاه را حركت دهيم، طرف انگليسي پياده شد و گفت دستگاه را حركت نميدهم، لنگراندازي نميكنم. به ملوان ايراني اعلام كردم كه با آقاي احمدينژاد تماس ميگيرم و به شما خبر ميدهم. اما بنده هيچ دسترسي به رئيسجمهور نداشتم و تنها از اين ابزار براي انجام خواستهام استفاده كردم.
متأسفانه تفكري در وزارت نفت استقرار يافته كه مخالف خودكفايي و قدرتمند شدن شركتهاي داخلي است، اين تفكر شركت مناطق نفتخيز جنوب را براي تضعيف آنها تقسيم كرد، الان هم ميگويد شركتهاي ايراني بلد نيستند كار كنند تا شركتهاي خارجي را بياورند.
يك مدير نفتي نميتواند در مورد جراحي قلب توضيح دهد. در مورد نفت و توانمنديهايش نيز بايد از نفتيها سؤال كرد. آقاي زنگنه توانمنديهاي نفتي ايران را نميشناسد. آقاي زنگنه در جواني وقتي فارغالتحصيل شد، وزير جهاد سازندگي و بعد از آن وزير نفت شد. اگر از كارشناسان نفت سؤال كنيد هيچكدام منكر تواناييهاي شركتهاي ايراني در استخراج نفت نميشوند، اما متأسفانه امثال آقاي زنگنه منكر تواناييها ميشوند.
شركتهاي نفتي داخل نيز كاملاً با الگوي جديد قراردادهاي نفتي مخالف هستند. شركت مناطق نفتخيز جنوب، IPC را قبول ندارد. من پيش از اين در مصاحبهاي اين موضوع را اعلام كردم، روز بعد مديرعامل شركت نفت جنوب را مجبور كردند كه طي نامهاي اعلام كند الگوي جديد قراردادهاي نفتي را قبول دارد.
بلافاصله شركت مناطق نفتخيز جنوب به خاطر اينكه اين الگوها را قبول نداشتند خودشان الگوي جديد ديگري را پيشنهاد دادند و وزارت نفت هم به آنها اجازه داده طبق الگوي مورد نظرشان كار كنند. وقتي بزرگترين شركت نفتي IPC را قبول ندارد و اجرا نميكند، حتماً اين الگو ايرادي دارد.
3/5 سال از عمر دولت يازدهم ميگذرد، اما اتفاق خاصي در قراردادهاي خارجي شركت نيفتاده است. در مدت باقي مانده نيز يا اتفاقي نخواهد افتاد و قراردادي بسته نخواهد شد يا قرارداد بسيار بدي بسته خواهد شد كه براي بستن آن با عجله حاضرند همه چيز را بدهند تا در پرونده وزارت نفت يك قرارداد خارجي ثبت شود.
مسئولان وزارت نفت، افرادي كه از وزارت نفت قير و محصولات پتروشيمي ميخرند يا ساختمانسازي ميكنند عضو باشگاه نفت و نيرو هستند. اتفاقاً همين افراد از مدافعان جدي IPC هستند. هيچ دليلي ندارد كه مسئولان وزارت نفت، باشگاهي را با حضور برخي افراد رانتخوار تشكيل دهند، كساني كه از IPC دفاع كردند، اصلاً از كارشناسان و مسئولان وزارت نفت نيستند، اين افراد، افراد رانتخواري هستند كه در وزارت نفت پيمانكاري دارند، اين افراد دلال هستند؛ دلالهايي كه بابت ارتباط نزديكي كه با حاكميت دارند، تأثيرگذار هستند.