در آغاز شايد شوخي تلگرامي به نظر ميرسيد، اينكه برخي رسانههاي ايراني طوري انتخابات امريكا را جدي گرفتهاند و مدام نظرسنجي «به نظرتان چه كسي رئيسجمهور امريكا ميشود» را گذاشتهاند كه انگار قرار است مردم ايران در انتخابات هفتم نوامبر شركت و بين كلينتون و ترامپ يكي را انتخاب كنند، اما براي برخي رسانههاي اصلاحطلب اين ماجرا واقعاً جدي بود و به وضوح از هيلاري كلينتون دفاع ميكردند. آنها ميترسند اگر نه هيلاري هم جناحي اوباما، بلكه ترامپ از حزب مقابل اوباما رأي بياورد، بزند زير ميز برجام و همين نيمچه دستاورد دولت يازدهم كه بر باد رود، هيچ، چهره بزك كردهاي هم كه اين دوستان از امريكا در داخل ايران ارائه ميدهند، شسته شود و روي واقعي ايالات متحده عيان شود. در روزهاي آخر منتهي به انتخابات رياست جمهوري امريكا اين انتخابات براي اينان جديتر هم شد. اين بار كوشيدند زلف اقتصاد ايران را به اين انتخابات گره بزنند. روزنامه دولتي ايران تيتر ميزند كه «هيلاري، ترامپ و اقتصاد ايران».
اين تيتر صرفنظر از آنكه در محتواي مصاحبههاي ذيل آن چه نوشته شده باشد، از يك ارتباط و حتي از يك وابستگي سخن ميگويد؛ وابستگي اقتصاد ايران به امريكا. اين در حالي است كه سياستهاي اقتصاد مقاومتي ابلاغ شده و دولت هم بر انجام آن تأكيد كرده است. با اين همه چرا بايد همچنان چشم رسانه دولت براي بهبود اقتصاد ايران به نتيجه انتخاب مردم امريكا بين يك جنگطلب بزك شده با الفاظ شيك و يك بياخلاق بينزاكت مانده باشد؟! يك رسانه اصلاحطلب هم در اين ميان و تنها دو روز پس از آنكه بيبيسي فارسي، رهبر معظم انقلاب را متهم به علاقه براي رأيآوري دونالد ترامپ كرد، تيتر ميزند كه «چرا برخي از اصولگرايان آشکارا از دونالد ترامپ حمايت ميکنند؟ دلواپسان ايراني، روسي و امريکايي براي پيروزي ترامپ دست به دست هم دادهاند». عبارات سخيفي كه از انتخابات امريكا هم ناسزاگويي به مخالف داخلي را ماهيگيري ميكند.