به گزارش دويچه وله اين نرخها در مقايسه با ۱۰ سال گذشته، نشاندهنده كاهش شاخصهاست. به طور مثال، در سال ۱۳۸۵، حدود 45/4 درصد از نيروي كار ايران هفتهاي ۴۹ ساعت يا بيشتر كار ميكرده است. 10 سال پيش اين نرخ در مورد مردان 52/1 درصد و براي زنان 16/5 درصد بود. بالا بودن ساعات كار هفتگي اما به معناي مفيد بودن كار و بهينه شدن راندمان نيست.
كارشناسان بازار كار ميگويند، در شرايط بهرهوري پايين، بالا بودن ساعت كار جز استهلاك جسمي و روحي نتيجهاي ندارد. بالا بودن ساعات كار برخي مشاغل در حالي است كه كار مفيد در كشور نسبت به ساير كشورها (براساس آمارهاي بالا) اندك است. به باور آنها، بالا بودن ساعت كار در شرايطي كه بهرهوري پايين بهدنبال داشته باشد، نتيجهاي جز استهلاك جسم و جان ندارد.
طبق گزارشي كه سال ۱۳۹۰ در ايران منتشر شده، سرانه مفيد كار سالانه ۸۰۰ ساعت است، اين ميزان در ژاپن 2 هزار و 420 ساعت، در كره جنوبي هزار و 900 ساعت، در چين هزار و 420 ساعت، در امريكا هزار و 360 ساعت، در تركيه هزار و 330 ساعت، در پاكستان هزار و 100 ساعت، در افغانستان ۹۵۰ ساعت، در آلمان هزار و 700 ساعت، در كويت ۶۰۰ ساعت و در عربستان ۷۲۰ ساعت است. به اين ترتيب سرانه مفيد كار در ايران تنها نسبت به كويت يا عربستان بيشتر از ساير كشورهاست.
طبق گزارش اخير مركز آمار، سهم اشتغال ناقص در طول ۱۰ سال گذشته نيز افزايش يافته است. اگر در سال ۱۳۸۵، سهم اشتغال ناقص ۷ درصد بود، در بهار ۱۳۹۵ اين ميزان 9/7 درصد گزارش شده است. مردان سهمي 10/8 درصدي دارند و زنان سهمي 4/6 درصدي. اشتغال ناقص، شامل شاغلاني ميشود كه به صورت پاره وقت، ساعتي، موردي، موقت و... كمتر از ۴۴ ساعت در هفته كار ميكنند.