
«ما غاصب را از باغ خود بيرون كرديم و در باغ به روي مردم باز شده است ولي امروز عدهاي كودك به در باغ آمده و ميگويند، سيب و گلابي كجاست كه ميخواهيم ميل كنيم؟ امروز اين باغ كه نهالهاي آن تازه غرس شده آماده باروري است، اما براي به ثمر نشستن صبر لازم است»، آخرين حمله دولت به منتقدان برجام عبارت مورد اشاره است كه بار ديگر نشان ميدهد همچنان يكي از تاكتيكهاي اصلي دولت براي فرافكني و فرار از پاسخگويي حمله به منتقدان است، البته در استفاده از اين تاكتيك بايد از واژگاني استفاده شود كه بتواند حداقل چند روز رسانهها و افكار عمومي را با خود درگير و از اصل موضوع كه همان بينتيجه بودن برجام و ناكارآمدي دولت در تحقق وعدههاي داده شده است دور كند، به همين دليل تاكنون تلاش شده از ادبياتي چالشزا نظير«بزدل سياسي»، «تازه به دوران رسيده» و «جنگ نديدهها» استفاده شود.
با مرور برخي ادبيات به كار رفته در طول ماههاي گذشته ميتوان به خوبي تعمدي بودن چنين ادبياتي را لمس كرد؛ «فقط عدهاي معدود كه از جاي معدود تغذيه ميشوند آنها بايد حرف بزنند؟ البته آنها هم حرف بزنند اشكال ندارد، نقد كنند. چرا يك عده كمسواد بايد حرف بزنند؟»، «سياستخارجي دكترين مستقل ندارد بلكه جزئي از سياست ملي است، عدهاي شعار سياسي ميدهند اما بزدل سياسي هستند، هر وقت مذاكره ميشود، ميگويند ميلرزيم، به جهنم، برويد جاي گرم كه نلرزيد» و «از همه ميخواهيم با شناسنامه حرف بزنند، بگويند از كجا هستند، وابسته به كدام جناح هستند و با نام جناح خود سخن بگويند نه با نام ملت ايران» از جمله حملاتي است كه به منتقدان دولت يازدهم شده است. اتاق فكر عمليات رواني دولت تصور ميكند با استفاده از چنين تاكتيكي نه تنها براي كابينه يازدهم زمان براي تحقق بخشي از مطالبات جامعه خريده بلكه ميتواند خوراك تخريبي براي رسانههاي حامي جهت حمله به منتقدان دولت فراهم كند و مهمتر از آن از زير بار فشار رواني افكار عمومي كه حاصل نقض برجام توسط امريكا و بينتيجه بودن آن است، رها شود.
علت بهكارگيري چنين تاكتيكي نيز كاملاً مشهود است و آن ناتواني از برآورده كردن انتظاراتي است كه رئيسجمهور و دولت خود بهوجود آورده و در آستانه اتمام دور اول رياست جمهوري حسن روحاني اين باور را در بين كابينه يازدهم تعميق بخشيده كه اساساً هيچ كدام از شعارهاي انتخاباتي- تبليغاتي قابليت اجرا ندارد و حال كه آن شعارها را نميتوان رنگ تحقق داد بايد با به كارگيري برخي ابزارهاي عمليات رواني ذهن جامعه را به مسائلي غير از موضوعات اصلي جامعه منحرف كرد. اگر چه دولت ميداند كه ايجاد درگيريهاي كاذب و فرصتسوز، هزينههاي فراواني را به جامعه وارد كرده، ذهن مردم را نسبت به آينده انقلاب و نظام دچار ترديد و هزينههاي فراواني را به كشور وارد ميكند اما كماكان علاقه داشته در اين جهت گام بردارد، به اميد آنكه در انتخابات پيشرو ورود موفق به آوردگاه داشته باشد.
اين توقع و تصور از انتخابات اما با واقعيتهاي پيش روي جامعه تفاوت فاحشي دارد چرا كه نه تنها برجام دستاورد مشخصي براي كشور به همراه نداشته و زمينه رويگرداني مردم از حسن روحاني را به همراه داشته است و تا مادامي كه به نظر مردمي درباره فيشهاي نجومي و فسادهاي صورتگرفته در صندوق فرهنگيان، صندوق توسعه ملي يا بانك ملت مراجع ميكنيم با اين نظريه روبهرو ميشويم كه 38 ماه فعاليت حسن روحاني در قوه مجريه عملاً نتوانسته بهبود در شرايط گذشته بهوجود آورد و فسادهاي صورت گرفته در دستگاههاي مختلف دولتي روند رو به رشدي را داشته است.
دستاويزي براي دستاوردسازي برجام
تلاش دولت براي رأيآوري در انتخابات96 تنها به «فرافكني» و «فرار از پاسخگويي با حمله به منتقدان» خلاصه نميشود چرا كه نميتوان تلاش متراكم براي دستاوردسازي برجام را ناديده گرفت، آنجا كه «برداشتهشدن سايه جنگ» و «بازگشت عزت و عظمت به ايران» از جمله دستاوردهاي برجام عنوان ميشود.
به همين دليل و با توجه به نتيجهبخش نبودن توافق هستهاي براي بدنه اجتماعي دولت، عمدهترين بخش از تلاش افراد حامي دولت براي جلوگيري از شكست زودهنگام روحاني در انتخابات 96 به دستاوردسازي برجام متمركز شده است.
به هر روي آنچه در اين ميان نبايد فراموش كرد آن است كه جامعه تحت تأثير چنين تاكتيكهايي قرار نگرفته چرا كه معيار اصلي آنها براي تحقق شعارهاي انتخاباتي- تبليغاتي دولت يازدهم جيب آنهاست؛ جيبي كه نمايانگر رشد بيكاري، ركود، گراني و تورم در كشور بوده و به نظر ميرسد توانسته يك دوره بودن رياست جمهوري روحاني را از هماكنون قطعي كند.