زندگي خواهم كرد، حتي اگر هر چيزي را كه دوست دارم از دست بدهم. من زندگياي ميخواهم كه به هيچ چيز آلوده نباشد. ميخواهم دنيايي بسازم كه هيچ چيز سد خوشبختي نشود و همه با نگاهي زيبا به آن دنيا بنگرند. زندگياي كه در آن سرشار از اميد باشد تا جرأت مقابله با دنيايي كه ديگران برايم ساختند را داشته باشم و به ديگران بفهمانم كه نااميدي در زندگي معنايي ندارد و اگر زندگي بر آنها سخت گرفت افسرده و غمگين نشوند. كولهبار همت بربندند و به مقابله با آن بشتابند. بفهمانم كه كسي كه نااميد است نياز به توجه كردن دارد و فقط با اميدوار بودن به زندگي ميتوان به حضور يك فرد معنا بخشيد. آگاه باش كه هر چقدر هم كه نااميد باشي بهترين اميد زندگي هميشه پشتيبانت هست و تو را حتي در سختترين لحظات تنها نخواهد گذاشت. او خدايي است كه با تمام وجود و عاشقانه بندگانش را دوست دارد. پس به جاي نااميدي بر او تكيه و زيبا زندگي كن كه زيبا زندگي كردن هنري است بس مورد پسند كه هر كس از عهده آن برنميآيد.
اميد يعني زندگي دوبارههر كس در زندگي از كلمه اميد معناي بخصوصي در ذهن خود دارد و از آن به تعابير گوناگون برداشت ميكند. برخي اميد در زندگي را به مثابه خوشبختي واقعي در كنار كساني كه دوستشان دارند ميدانند و برخي نيز خير و صلاحهايي كه در انجام كارهاي زندگي بوده را به اميد نسبت ميدهند. عدهاي نيز آن را در تن سالم و زندگي شاداب ميدانند. با همه اين تعابير و تفاسير بايد دانست كه هر چند ممكن است اميد در زندگي معاني گوناگون داشته باشد اما همه اينها يك پيام را به افراد ميرسانند و آن هم تنها اين است: اميد يعني زندگي دوباره. متأسفانه در بسياري از جوامع ابتداييترين و مهمترين چيزي كه يك فرد يا يك جوان ممكن است در زندگي از دست بدهد، شور و علاقه براي زندگي و اميد است. نوجوان و جوان با شكست يا از دست دادن كمترين امكان موجود نااميد ميشود و زندگياش رو به تباهي ميرود اما اينكه اميد چيست و نااميدي چه پيامدهايي ميتواند به دنبال داشته باشد و برعكس اميدواري چگونه ميتواند افراد را در برابر ناملايمات زندگي مقاوم سازد جاي بحث دارد، اينكه جوان در مقابل هر كار چگونه پيامد آن را بپذيرد و شروع دوبارهاي داشته باشد.
تأكيد بر اميد در دين اسلام
همان طور كه ميدانيم در قرآن و احاديث و همچنين روايتهاي گوناگون تأكيد بر اميد و اميدوار كردن در زندگي مطرح شده است. چنانچه فردي در زندگي اميد خود را از دست دهد، اين نااميدي او از بدترين گناهان ياد شده است. جواني كه اميد خود را از دست داده هيچ گونه تلاشي براي بهبود زندگي نخواهد كرد. بنابراين دچار يأس و نااميدي خواهد شد و در مواردي شايد دست به كارهاي خطرناكي بزند. براي همين كتاب خدا تأكيد بسيار بر اميد در زندگي دارد زيرا به واسطه اميد است كه يك جوان ميتواند به اهداف بلندپايه و درجات عالي برسد.
راههاي اميد باز است
ابتدا بايد به جوانان توكل بر خدا را آموخت و به آنها فهماند كه با تكيه و توكل بر خداي مهربان و بيهمتا ميتوان به آن چه كه خير و صلاح است رسيد. چون خداوند بارك و تعالي ما را اشرف مخلوقات آفريده و توكل به او نيز ميتواند از بروز خيلي از مشكلات جلوگيري كند. مرحله بعدي سعي و تلاش جوان است. جوان بايد در راه رسيدن به زندگي و مقصود خود سعي و تلاش بسيار كند.
خداي مهربان به بنده خود ميگويد تلاش و سعي خودت را انجام بده، اگر رضا باشد قطعاً آن كار انجام خواهد شد. مرحله سوم هدف يا اهدافي است كه يك جوان براي زندگي خود يا انجام كار در نظر گرفته است. فردي كه در زندگي هدف دارد براي رسيدن به اين هدف سعي و تلاش خواهد كرد و در انجام اين كار نيز بر خدا توكل ميكند و از او در كارهايش كمك ميطلبد. بنابراين جوان در زندگي خود اميد را از دست نداده و به دنبال راهي براي از بين بردن مشكلات و مقابله با آن است. اين جوان همواره خواهان آرامش در زندگي خود و ديگران است و هيچ وقت زندگي خود و حتي خود را با ديگران مقايسه نخواهد كرد چون ميداند هر انساني با تواناييهاي منحصر به فرد خود به دنيا آمده و هيچ يك مانند ديگري نيست. او هميشه قدردان نعمتهايي است كه خداي مهربان به او ارزاني داشته. او انساني را الگوي خود قرار ميدهد كه در زندگي بارها شكست خورده اما به راه خويش ادامه داده، زيرا نه تنها از شكست نااميد نشده بلكه آن را تجربهاي براي خود قرار داده است.
به نااميدي اجازه مانور ندهيمشرايط در هر جامعهاي ايجاب ميكند كه جوانها بر حسب همان اوضاع تصميم بگيرند. اما اين ملاك تنها نبايد مد نظر قرار بگيرد كه چون وضعيت جامعه كنوني اين گونه است پس به عنوان مثال من ادامه تحصيل نميدهم يا به خاطر شرايط كاري سخت و پيدا كردن كار ترجيح ميدهم ادامه تحصيل ندهم. چون نميتوانم كار متناسب با رشته خود پيدا كنم. البته تمام اين مسائل نيز خود منجر به يأس و نااميدي ميشود كه پيامدهاي خطرناكي را دربر دارد.
براي بهبود چنين شرايطي بايد در وهله اول در انتخاب خود كوشا بوده و از چشم و همچشمي در مسائل و كار و زندگي ديگران خودداري كنيم. هر آنچه براي خود ميپسنديم براي ديگران نيز بپسنديم. به كم بودنها در زندگي قانع باشيم و حرص و طمع نداشته باشيم. از كمك به همنوع خود نهراسيم. به يكديگر اعتماد كنيم. روشهاي نويني را جهت همكاري در كارها با جوانان ديگر در نظر بگيريم. وقتي يك جوان با شنيدن اين پيام كه همه ليسانس و فوقليسانس هستند اما بيكارند و درس خواندن فايده چنداني ندارد خب معلوم است كه جوان نااميد ميشود.
اگر فرد از روحيهاي لطيف برخوردار باشد به طور حتم در زندگي نااميد خواهد شد. پس بايد به دنبال راه چارهاي براي تقويت روحيه باشد تا بتواند در شرايط سخت كولهبارش را به دوش بكشد. بايد سعي كنيم از هرچه افكار منفي و دروغ و ريا دوري كنيم و روحيه خود را شاد و آرام نگه داريم و در زندگي از اثرات مثبت آن بيشتر كمك بگيريم.
نقش تعيينكننده والدينتفاسير و ديدگاههاي مختلفي درباره علت نااميدي جوانان و ترغيب هر چه بيشتر آنها براي زندگي در نظر گرفته شده است. كارشناسان معتقدند كه افراد جوان اميدوار بودن به زندگي را از افراد مورد نظر خود خواهند آموخت. افرادي همچون پدر و مادر. بيشترين تأثير نيز از كارها و اهدافي كه والدين در زندگي دارند سرچشمه ميگيرد. اگر اين افراد شكستها را سرلوحه كار خود قرار دهند و از آنها به خوبي ياد كنند كه موجب تلاش بيشتر شده است جوان نيز از آن درس خواهد گرفت و چه بسا اين مهارتها را در زندگي فردي خود به كار خواهد برد. پس چه بهتر كه در آموزش مهارتهاي اجتماعي و زندگي بيشترين تلاش را در قبال اين آيندهسازان كشور انجام دهيم تا نااميدي از زندگي جوانان امروز و آيندهسازان فردا رخت بربندد.
*مشاور