
به گزارش «جوان» در اين همايش، حسنرحيمپورازغدي، با تاکيد بر اينکه امروز تنها نهضتي که ميتواند فضاي رسانهاي دنيا را دوقطبي کند انقلاب اسلامي است، گفت: آگاهي مهمترين پادزهر نفوذ دشمن است.
وي با بيان اينکه ما امروز وارد فضايي شديم که آگاهيبخشي، آزاديبخشي است، گفت: دشمن متوجه خطر شده که اگر گردانهاي آگاهيبخشي در سراسر جهان شکل گيرد سرنوشت افکار عمومي متفاوت خواهد شد.
رحيمپور ازغدي با تأکيد بر اينکه سلطه اساساً در اختيار نا آگاهي است، افزود: جبهه سلطه هميشه خودآگاهي است اما اين جبهه در جريان نهضت امام خميني(ره) شکست خورد. رحيمپورازغدي با بيان اينکه ما هنوز در فضاي رسانهاي در حد دشمن نيستيم، عنوان کرد: امروز در ارتشهاي عربي گردانهاي سايبري فعال هستند که وظيفه علني آنها جاسوسي و وظيفه پيچيدهتر آنها ايجاد زاويه نگاه خاص فرهنگي و ايجاد هژموني فرهنگي است. وي گفت: امروز در فضاي مجازي هاليوودي، تکصدايي و گفتمان واحد از مرکزيت واحد وجود دارد، اما عدهاي تصور ميکنند اين هزاران شبکه پيامهاي مختلف دارند در حالي که تمام اين شبکهها يک پيام را منتقل ميکنند. عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي افزود: افرادي که با رسانه آشنا بوده و سواد ديني و رسانهاي داشته باشند بايد در عرصه رسانهاي کشور ورود و فضاي رسانهاي دنيا را از تک بعدي خارج کنند. رحيمپورازغدي با اشاره به اينکه آنچه دشمن هدف قرار داده را ما نيز بايد هدف قرار دهيم، ادامه داد: ما در حوزه فرهنگ با مسائل بسياري مواجه هستيم. بايد در فضاي مجازي کاري کرد که اين محتواها با ظاهري زيبا و بستهبنديهاي تميز در اختيار مخاطب قرار گيرد نه مثل زعفران ايراني که به اروپا رفته و با بسته بندي زيباي آنها به تمام دنيا صادر ميشود. وي افزود: موتورهاي جستوجو امروز ما را مديريت ميکنند؛ همين موتورهاي جستوجو کاملاً ايدئولوژيک و هدفمند هستند.
ازغدي تصريح کرد: اهداف دشمن در استفاده از اين ابزار رسانهاي، کنترل نخبگان، سبکسازي انديشه انسانها، تغيير زبان و ذهن و زير سؤال بردن قدرت تشخيص درست از نادرست است. عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: امروز تنها نهضتي که ميتواند فضاي رسانهاي دنيا را دوقطبي کند انقلاب اسلامي است. انقلاب اسلامي يک مبنا و يک گفتمان تازه است. وي با بيان اينکه هژموني و سرکردگي نفوذ واقعيتي است که به واسطه آن بايد از گوش و چشم دشمن ببينيم و بشنويم، تأکيد کرد: مهمترين پادزهر نفوذ دشمن آگاهي است.
سراج: امریکاییها دنبال تغییر در محاسبات مسئولان هستندهمچنين رضا سراج، کارشناس مسائل راهبردي نيز در اين همايش به تلاشهاي امريکا در ابتداي انقلاب برای سرنگوني جمهوري اسلامي اشاره کرد و گفت: آشوبهاي کردستان، ترکمنصحرا، خوزستان و سيستان و بلوچستان يکي پس از ديگري طراحي امريکا بود و از طريق آن ميکوشيدند که جمهوري اسلامي ايران را سرنگون کنند.
وي سپس به عمليات دلتاي امريکا در صحراي طبس نيز اشاره و اظهار کرد: امريکا به دنبال آن بود که شکست خود در طبس را با کودتا عليه ايران جبران کند و در اين مسير چندين کودتا با همراهي سفارتخانههاي خود در خارج از ايران طراحي و اجرا کرد، اما در اين نقشه نيز موفق نشد. اين کارشناس مسائل راهبردي در ادامه به جنگ تحميلي عراق عليه ايران نيز گريزي زد و افزود: صدام پيش از آغاز جنگ نشستهاي محرمانهاي با امريکاييها داشت و سفري علني نيز به عربستان سعودي کرد تا هماهنگيهاي جنگ را انجام دهد. نکته مهم آنجا بود که امريکا همزمان با جنگ تحميلي، جنگهاي نامنظمي را نيز در داخل ايران شکل داد اما افتخار جمهوري اسلامي ايران آن است که موفق به مهار هر دو جنگ شد. سراج تصريح کرد: ايران پس از جنگ راهبرد توسعه مقاومت در منطقه را شکل داد و عمق استراتژيک خود را به هزاران کيلومتر آن طرفتر از مرزها برد و همين باعث شد ايالات متحده مجبور به لشکر کشي به خاورميانه شود. امريکا در اين لشکرکشي به دنبال از بين بردن عمق استراتژيک ايران بود و ميکوشيد کشورها را به واحدهاي کوچکتر تقسيم و هر واحد را به نيروهاي معتدل واگذار کند.
سراج در ادامه به رويکرد جنگ ترکيبي امريکا نيز اشاره کرد و افزود: امريکا پنج ماه پس از انتخابات سال 84، کميته خطر جاري که بعد از فروپاشي شوروي تعطيل شده بود را احيا کرد و اين کميته راهبردهايي را براي مهار ايران تحت عنوان جنگ ترکيبي طراحي کرد و به مرحله اجرا گذاشت.
وي در خصوص محتواي جنگ ترکيبي گفت: بخش نخست اين جنگ، استفاده از جنگ نرم است. آنها جنگ نرم را در سه حوزه ادراکي، مديريت افکار عمومي و فرهنگي طرحريزي کردند که اين جنگ با بستر رسانه و فضاي مجازي اجرايي ميشد.
اين کارشناس مسائل راهبردي ادامه داد: امريکاييها در بخش ادراکي جنگ نرم به دنبال ايجاد تغيير در محاسبات مسئولان و ايجاد نتيجه اشتباه و در نهايت وادار کردن ايران به تعامل بودند که امروز آثار اين جنگ در تريبونهاي رسمي نيز شنيده ميشود. همين که گفته ميشود در دنيا امروز موشک کارکرد ندارد نشاندهنده موفقيت امريکا در حوزه ادراکي جنگ نرم است. در بخش مديريت افکار عمومي نيز آنها به دنبال معنا بخشي به هنجارها، پديدهها، ارزشها و باورهاي جديد بودند که با بهرهگيري از رسانههاي اجتماعي و فضاي مجازي توانستهاند راهبرد خود را به پيش ببرند.
وي به حوزه فرهنگي جنگ نرم نيز اشاره کرد و گفت: در حوزه فرهنگي نيز امروز شاهد تغيير فرهنگ عامه و سبک زندگي بخشي از جامعه هستيم. سراج دومين بخش از جنگ ترکيبي امريکا را جنگ اقتصادي عنوان کرد و گفت: هدف از جنگ اقتصادي، فريز کردن اقتصاد کشور و جلوگيري از رشد اقتصادي ايران با هدف ايجاد فروپاشي اجتماعي است.
وي سپس نياز جنگ اقتصادي را تحريم دانست و عنوان کرد که چون امريکا به تحريمها براي فشار به ايران نياز دارد، ساختار تحريمها را حفظ خواهد کرد. کارشناس مسائل راهبردي بخش سوم و چهارم جنگ ترکيبي امريکا با ايران را جنگ اطلاعاتي و نيابتي دانست و گفت: جنگ پنجم از اين راهبرد جنگ ديپلماتيک است که طي آن امريکا ميکوشد جامعه سياسي ايران را به نفع خود اصلاح و از اين مسير اينگونه تصويرسازي کند که ايران در حال بازگشت به عقب است.