داريوش ياري كارگردان مستند «كربلا؛ جغرافياي يك تاريخ» كه اين روزها در حال اكران عمومي است، ميگويد فيلمش را صرفاً به اين دليل ساخته كه فرهنگي كه باعث ايجاد حماسه عاشورا شده و هزار و 400 سال است كه امتداد داشته، باقي بماند. واقعيتش اين است كه اصلاً با اين حرف موافق نيستم كه ميگويند مردم ابعاد مختلف عاشورا را خوب ميدانند.
بگذاريد يك مثال بزنم.در يكي از اكرانها، يكي از تماشاگران فيلم بلند شد و به من گفت چرا جاي روز عاشورا و تاسوعا را عوض كردهاي؟ گفتم چطور؟ گفت اول شهادت حضرت علي اكبر را نشان دادهاي بعد شهادت حضرت ابوالفضل بعد هم شهادت امام حسين(ع)، در صورتي كه حضرت ابوالفضل روز تاسوعا شهيد شده، هنوز خيليها باور ندارند كه كل ماجرا در يك طلوع تا غروب بوده است. خيليها از اتفاقات مسير مكه تا كربلا خبر ندارند، اينكه بعد از شهادت حضرت، اولين زائر چه كسي بوده و اولين نشانه را چه كسي بر مرقد امام (ع) گذاشته است.
مردم ما كم مطالعه ميكنند، ولي به دليل حضور در آيينهايهاي عاشورا يك فضاي كلي از اين حادثه را درك كردهاند. همين درك از عاشورا باعث شده تا اين واقعه تاريخي در طول زمان به حماسهاي تبديل شود و فرهنگ عاشورا را در رفتار جمعي مردم شكل دهد. اما از طرف مقابل نخبگان جامعه اهل مطالعه هستند، آنها به خوبي با جريان اتفاقات قيام عاشورا آشنا هستند، ولي چيزي كه كمتر نخبگان ما آن را درك كردهاند، رفتار جمعي مردم در فرهنگ عاشورا است. من دقيقاً تلاش كردهام بين روايت تاريخي مدنظر نخبگان و روايت حماسي ارتباط برقرار كنم و آن را كنار هم بگذارم تا نزديكترين ترجمه از واقعه عاشورا را به تصوير بكشم.
ما 4 سال و نيم تا 5 سال را صرف تحقيق كرديم. من و دوست عزيزم مسعود عراقي كه از معماري بناها گرفته تا تاريخ وقايع و فرهنگ رفتارها و آيينها را مدنظر قرار داديم. از بعد تاريخي هم از نظرات حجتالاسلام رسول جعفريان و آقايان طهامينژاد و طباطبايينژاد كه از نويسندگان دانشنامه امام حسين(ع) هستند، استفاده كرديم.
قرار بود كه سال گذشته اكران شود، اما حوزه هنري ترجيح داد كه اكران فيلم به امسال بيفتد.
نمي دانم، احتمالاً بايد اين را كساني كه فيلم را اكران نكردند، پاسخ دهند.
اگر هنر و تجربه هم كمك ميكرد، شرايط بهتر ميشد، همين كه چند سانس از سالنهايشان را به فيلم اختصاص ميدادند، خوب بود. الان به سينما فردوسي كه فيلم را اكران ميكند، سر بزنيد ميبينيد در حال بنايي هستند، سينما آزادي هم كه سانسهاي 5/9 و 5/12 را به ما داده كه داستان خودش را دارد، سينما پيام و شاهد هم هستند، خدا رو شكر كه همين سالنها را هم دادند! البته در دانشگاهها و فرهنگسراها هم اكران داريم.
همين كه نگذاشتند فيلممان بيشتر از اين خاك بخورد، ممنونم. وقتي 60 سالن سينما را به فيلمي ميدهند كه در آن بازيگران خوش بر و رو هستند، جايي براي ما نميماند، امسال همه اكرانها اين طوري بوده است.
درباره اينكه «ايستاده در غبار» فيلم مستند هست يا نيست، براساس آموزههاي سينما و تعاريف آن ژانر فيلم مشخص است و شايد كارگردانش ادعاهايي داشته باشد، ولي فيلم من مستند است، چون ايدهاش مستند است، موضوعش مستند است، روايت و ساختارش نيز مستندگونه است. «كربلا؛ جغرافياي يك تاريخ» به تماشاگر كمك ميكند خودش را در پرده سينما پيدا كند و آن وقت بداند كه چرا لبيك گفتنهايش در اين هزار و 400 سال باعث شده از يك واقعه، حماسه ايجاد شود.
امام سجاد (ع) به فرزندانش توصيه ميكند كه به زيارت امام حسين (ع) بروند و برايش گريه كنند، از ميان فرزندان امام سجاد(ع)، زيد قيام مسلحانه را انتخاب كرد، ولي امام محمد باقر(ع) به توصيه پدرش عمل كرد، حال كدام يك از آنها موفقتر بودند؟ اين فرهنگ را آيا چيزي به غير از آن گريه و زيارت نگه داشته است؟ اين همان چيزي است كه ميخواستم در «كربلا، جغرافياي يك تاريخ» نشان دهم. ميخواستم فيلمي بسازم كه بر اين فرهنگ باقي بماند.
بالاترين ميزان فروش سينماي ايران چقدر است؟ حدود 14 ميليارد تومان كه با قيمت بليت 10 هزار توماني ميشود يك ميليون 400 هزار نفر مخاطب، به اين 600 هزار نفر هم اضافه كنيم كه بشود 2 ميليون نفر، اين دو ميليون يعني تمام كساني كه به سينما ميروند، سينماي ايران نيازهاي اين مخاطب 2 ميليوني را درك كرده و ميداند كه چه چيزي دوست دارد، به خاطر همين براي تأمين اين نياز فيلم ميسازد. در صورتي كه فيلمهايي مانند «رستاخيز» و «كربلا؛ جغرافياي يك تاريخ» ميتوانستند مردم را به سينما بياورند. يكي از مهمترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران فيلم «خانه خدا» است كه فيلمي مستند است و امام خميني (ره) و استاد مطهري آن را تأييد كردهاند. آن فيلم توانست طبقه متوسط جامعه را به سينما بكشد، چون دست اندركارانش ميدانستند چطور فيلم را در سينماها اكران كنند. موفقيت آن فيلم به مذاق سينماي آن زمان خوش نيامد و يكي از تهيهكنندگان آن فيلم را جلوي ساختماني كه امروز خانه سينما است، با چاقو زدند. موفقيت آن فيلم به اين دليل بود كه انديشهاي براي چگونه اكران كردنش وجود داشت.
نه نيست، ما سالها است يك كارفرماي قدرتمند و مسلط در سينما نداريم.
از شخص وزير ارشاد گرفته تا افراد پايينتر؛ مديران مختلفي كه ميتوانند تأثيرگذار باشند.
فيلم رستاخيز را ببينيد، سازندگانش شايد 50 ميليارد تومان خرج كرده باشند و بايد براي بازگشت سرمايه 150 ميليارد تومان فروش ميكرد. اين ميزان فروش در سينماي ايران يك شوخي بيش نيست، كساني كه اين فيلم را ساختهاند به دنبال بيان حرفي بودهاند و ميخواستند مردم فيلمي درباره عاشورا را ببينند، «فيلم محمد رسولالله (ص)» هم همين طور، آيا سازندگانش به بازگشت سرمايه فكر ميكردند؟ آنها هم به دنبال انتقال پيامي به مردم بودند. بايد كمك شود اين فيلمها اكران شوند، نه اينكه الان سازمان سينمايي ميخواهد نه فيلم اكران شود كه علما ناراحت شوند و هم فيلم اكران شود كه احمدرضا درويش راضي باشد. سينماي ما از نبود آدم تصميمگيرنده رنج ميبرد؛ كسي كه بداند چه كار كند تا مردم به سينما بيايند و چه فيلمي به آنها نشان داده شود.