
فضاي انتخاباتي در ايران همواره تابع شرايطي خاص، چه در محيط داخلي و چه در محيط خارجي و به خصوص تحولات بينالمللي بوده است. زماني بود كه تحولات بينالمللي تأثير چنداني در تأثيرگذاري بر شرايط انتخاباتي نداشت و در نهايت طبقه نخبگاني كشور بود كه علاوه بر فضا و محيط داخلي تحولات بينالمللي را در تعيين كانديداي خود لحاظ ميكردند.
با اين حال در طول چند سال اخير اين شرايط خارجي كشور بوده است كه سبب شده افكار عمومي به سمت يك كانديداي خاص گرايش پيدا كنند و حتي نقشآفريني ايران در عرصه بينالملل، به خصوص در منطقه خاورميانه به عنوان يك دغدغه براي رأيدهندگان ايراني محسوب شود.
بالاخره نميتوان فراموش كرد كه از سال 90 تاكنون جامعه ايراني با موضوع تحريمها به صورت جدي رودررو بوده و شايد مهمترين عاملي بود كه سبب شد دولت يازدهم به رياست جمهوري روحاني روي كار بيايد. گرچه تاكنون دولت يازدهم نتوانسته است به وظايف خود در اين حوزه عمل كند و حتي پس از برجام نيز بسياري از تحريمهاي غرب عليه ايران همچنان پايدار مانده است. اما در دوره فعلي انتخابات رياست جمهوري عامل بعدي مهم ديگري نيز به بحث تحريمها اضافه شده است.
از سال 2011 و زماني كه تحولات سوريه آغاز شد، كمتر صاحبنظر و تحليلگري تصور ميكرد كه اوضاع خاورميانه چنين به آشفتگي كشيده شود. با گذشت نزديك به پنج سال از آن زمان اوضاع عراق و سوريه متحول شده است. كشورهاي عربي منطقه با تمام قدرت به دنبال اين بودند كه ايران در منطقه محدود شود و راه ارتباطي ايران با حزبالله لبنان را از طريق سرنگوني دولت قانوني سوريه قطع كنند.
از سوي ديگر ظهور يك گروه تروريستي قدرتمند به نام داعش با تصرف بخش عظيمي از كشور عراق به دنبال اين بود تا يك خلافت تمام عيار براي خود در عراق و سوريه برپا كنند. ائتلافي كه براي حمايت از تروريستها درعراق و سوريه از سوي كشورهاي غربي ايجاد شد از بزرگترين ائتلافها در طول تاريخ بشري بود. كشورهايي همچون قطر اميدوار بودند كه بتوانند با استفاده از منابع مالي عظيم و سرازير كردن سلاح به سوريه تبديل به يك قدرت تأثيرگذار در منطقه شوند و در اين ميان كشورهاي غربي به رهبري امريكا نقش رهبري را در نظام بينالملل براي هدايت اين هارموني ايفا ميكردند. با اين حال تمام اين تدابير به دليل مقاومت ايران و جريان مقاومت در منطقه به بنبست رسيده است. ايران با همكاري حزبالله لبنان و ارتش سوريه و از سوي ديگر كمك به ايجاد ارتش مردمي عراق توانسته گروههاي تروريستي را با قدرت تمام عقب بزند. با پيوستن روسيه به اين اتحاد حالا شكي نيست كه موضع جبهه ضدسوريه به شدت تضعيف شده است. طبيعي است كه تمام فشار براي برهم زدن جبهه مقاومت بر ايران متمركز باشد. با اين حال تمام اين دشمنيها از جمله تحريك گروههاي تروريستي يا پايين آوردن قيمت نفت براي فشار بر ايران بيفايده بوده است و به نظر ميرسد كه در آينده هم بيفايده باشد. حتي نظرسنجيهاي خارجي هم در اينباره نشان ميدهد كه ملت ايران براي حمايت از ملت سوريه به صورت يكپارچه به صحنه آمده است. براساس نظرسنجي مؤسسهاي نزديك به 80 درصد ايرانيان از حضور نظامي ايران در سوريه و كمكهاي مستشاري به عراق حمايت ميكنند. چنين نتيجهاي حتي غربيها را هم شگفتزده كرده است.
تمام نگاهها به ايران دوخته شده استدر چنين شرايطي طبيعي است كه نگاه تمام طرفها به سمت تحولات داخلي ايران خيره باشد، چراكه با وجود حمايت يكجانبه نظام از محور مقاومت و همچنين تمايل بالاي جامعه ايران به ادامه كمكهاي مستشاري ايران باز هم در يك فضاي آشفته زمينه براي انجام هر شيطنتي فراهم است. شايد كمتر كسي فكر ميكرد كه در ايران عدهاي فرياد برائت از حمايت ايران از ملت فلسطين را برآورند. در اين ميان فتنه سال 88 زمينه را براي بيان چنين شعارهاي بيسابقهاي آن هم در مراسم روز قدس فراهم كرد. از اينرو بعيد نيست كه بتوان در فضاي غبار آلود و پرتنش سياسي با به راه انداختن چنين شعارهايي استقامت محور مقاومت را سست كرد.
اين مسئله آنچنان عميق بود كه باعث شد برخي از گروههاي مقاومت نيز نسبت به اين رويه اظهار نگراني كنند. با اين حال از آن زمان تاكنون نزديك به هشت سال گذشته است و بسياري از بانيان چنين شعارهايي در فضاي فتنهگون سال 88 نيز از حاكميت سياسي كشور اخراج شدهاند و در حاشيه صرفاً نظارهگر امور هستند. از آن زمان تاكنون حمايت ايران از محور مقاومت نه تنها متزلزل نشده، بلكه به مرزهاي درياي سرخ در سرزمين يمن نيز رسيده است.
فضاي دوقطبي، تضعيفكننده سپر محافظ منطقه از سال 88 تاكنون اوضاع منطقه نه تنها به ثبات نرسيده، بلكه به دليل فتنهانگيزيهاي برخي از كشورها موقعيتي به شدت بحراني پيدا كرده است. در اين ميان ايران نه تنها به عنوان يك جزيره ثبات در سطح منطقه ايفاي نقش ميكند، بلكه همانند يك سپر محافظ جلوي گسترش تروريسم را در منطقه گرفته است. با این وجود هرگونه ضعف از داخل و بر هم زدن آرامش و تمركز ميتواند اين سپر محافظ را با مشكل روبهرو كند. تجهيز بسياري از گروههاي تروريستي توسط عربستان سعودي يا حضور آشكار در اجلاس منافقين نشان از برنامهريزي آشكار دشمنان جمهوري اسلامي ايران براي استفاده از هر فرصتي جهت ضربه زدن به ايران در منطقه دارد.
از اينرو برگزاري يك انتخابات موفق ميتواند عملاً تمام برنامههاي موجود براي سوءاستفاده از درگيري سياسي داخلي در ايران را خنثي كند و اين قابل درك است كه طرفهاي غربي براي استفاده از اين فضا برنامهريزي گستردهاي داشته باشند.
حساسيتي كه از رأس نظام سرچشمه ميگيردبا چنين تفاسيري ميتوان حساسيت رهبر معظم انقلاب اسلامي را به جلوگيري از فضاي دوقطبي در جامعه به خصوص در جريان رقابتهاي رياست جمهوري درك كرد. يك فضاي دوقطبي علاوه بر فراهم آوردن يك فضاي احساسي و نه منطقي زمينه را براي آسيبپذير كردن نظام فراهم كند.
اتفاقات اخيري كه در حوزه سياسي و به خصوص نهي رهبري از حضور يكي از كانديداها در عرصه سياسي رخ داده است را ميتوان با توجه به شرايط فوق تحليل كرد. دوقطبي سياسي خط قرمزي است كه رأس نظام جمهوري اسلامي براي هرگونه فعاليت سياسي تعيين و شرايط منطقه نيز آن را ملموستر كرده است.
قاطعيت رهبري در جلوگيري از اين فضا بهطور حتم خبر بدي براي تمامي طرفهايي محسوب ميشود كه يك نگاهشان به تحولات منطقه و چشم ديگرشان به تحولات داخلي ايران و به خصوص انتخابات رياست جمهوري سال 96 است.