کد خبر: 813740
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۱
نويسنده كتاب «دختر شينا» در گفت‌وگو با «جوان» از وضعيت امروز ادبيات دفاع مقدس مي‌گويد
بهناز ضرابي‌زاده با نگارش «دختر شينا» يكي از بهترين نمونه‌هاي خاطره‌نويسي در حوزه ادبيات دفاع مقدس را به يادگار گذاشته است.
احمد محمدتبريزي
بهناز ضرابي‌زاده با نگارش «دختر شينا» يكي از بهترين نمونه‌هاي خاطره‌نويسي در حوزه ادبيات دفاع مقدس را به يادگار گذاشته است. اين كتاب كه تقريض مقام معظم رهبري را نيز به خود ديد، تبديل به يكي از پرفروش‌ترين كتاب‌هاي حوزه دفاع مقدس شد. ضرابي‌زاده اكنون كتاب «گلستان يازدهم» زندگي سردار شهيد علي چيت‌سازيان را در دست انتشار دارد و دوستداران اين حوزه منتظر هستند تا اثر جديد اين نويسنده توانا را مطالعه كنند. در ايام بزرگداشت هفته دفاع مقدس گفت‌و‌گويي با ضرابي‌زاده انجام داديم و به بررسي اجمالي وضعيت و جايگاه امروز ادبيات دفاع مقدس و سختي‌هاي پيش‌روي نويسندگان اين حوزه پرداختيم كه ماحصلش را پيش‌رو داريد.
از ابتداي سال 95 تا الان كه نيمه سال سپري شده كتاب شاخصي در حوزه ادبيات دفاع مقدس منتشر نشده است. به نظرتان از تب و تاب اوليه در انتشار كتاب‌هاي شاخص اين حوزه دور شده‌ايم؟
فكر مي‌كنم همين اتفاق افتاده باشد. البته مشكلات زيادي در حوزه نشر وجود دارد و مشكلات مالي در منتشر نشدن كتاب‌ها بي‌تقصير نيستند. فكر مي‌كنم يكي از دلايل كم كاري همين موضوع باشد.
نويسندگان چقدر در اين كم‌كاري سهيم هستند؟
نويسندگان كه دچار اين رخوت و كم‌كاري نمي‌شوند. اگر كتاب‌ها چاپ شود به نويسندگان انگيزه زيادي مي‌دهد. ما كار خودمان را مي‌كنيم ولي دوست داريم نتيجه كارمان را ببينيم و خوانندگان كتاب‌ها را بخوانند و بازخوردش را ببينيم. به هرحال كتاب براي خواندن منتشر مي‌شود و وقتي كه چاپ نشود اتفاقات خوب ِ كمتري در اين حوزه مي‌افتد.
الان سرنوشت كتاب بعدي خودتان هم همچنان نامشخص است؟
بله، كتاب جديدم هنوز مانده و منتشر نشده است. در همدان هم كساني كه شهيد چيت‌سازيان را مي‌شناسند خيلي از من مي‌پرسند كه چرا كتاب چاپ نمي‌شود. بايد ببينيم شش ماهه دوم چه اتفاقي مي‌افتد و اميدوارم در شش ماهه دوم اتفاقات خوبي بيفتد.
بيشترين مشكلات و سختي‌هايي كه در اين حوزه با آن مواجه هستيد در چه بخش‌هايي است؟
به نظرم پيدا كردن يك سوژه جذاب، بكر و خوب در بخش خاطره تا حدودي به زمان نياز دارد و براي نويسنده‌ها سخت است و اينكه بعضي از راوي‌ها خيلي همكاري نمي‌كنند. اين همكاري نكردن خيلي بد است چون نويسنده زمان مي‌‌گذارد و فرصتي را براي نوشتن در نظر مي‌گيرد و هميشه نويسنده آن انرژي را براي نوشتن ندارد. گاهي اين انرژي براي نوشتن وجود دارد. وقتي راوي‌ها كمك نمي‌كنند كار مي‌ماند. من الان چند كار نيمه تمام دارم. با اينكه خيلي دنبال كار رفتم وقتي ديدم راوي كمك نمي‌كند از انرژي‌ام كاسته شد و انگيزه نوشتنم از بين رفت. از سختي‌هاي مستندنگاري همين مصاحبه كردن‌ها و هماهنگي با افراد مرتبط است.
پس مستندنگاري بسيار سخت‌تر و مشكل‌تر از نگارش داستان و رمان است؟
من در حوزه داستان هم كار ‌كرد‌ه‌ام و واقعاً نگارش در حوزه خاطره و مستندنگاري خيلي كار سخت‌تري‌ است. چون شما براي نوشتن فقط نبايد به خودتان متكي باشيد و به خودتان رجوع كنيد. تعدادي از افراد هستند كه در جريان كار بايد به شما كمك كنند تا شما بتوانيد اول منابع و اطلاعات لازم را به دست بياوريد بعد شروع به نوشتن كنيد. وقتي يك گروه بخواهند كمكتان كنند، تنظيم زمان آن يك گروه خيلي مهم است. بعد از همه اينها مهم‌تر راوي است. من يك كار خاطره انجام مي‌دادم و راوي‌ام خاطرات خوب و زيبايي داشت اما آن همكاري شايسته و مناسب پيش نيامد. به دلايل مختلفي مثل نداشتن زمان يا مشكلاتي كه از جنگ و جانبازي نشأت مي‌گرفت و ايشان را زمينگير مي‌كرد يا يادآوري آن خاطرات كه حالشان را بد مي‌كرد ايشان خيلي تمايل نداشت به خاطراتش رجوع كند. به خاطر همين من يك سال و نيم در حال گرفتن مصاحبه هستم و فكر مي‌كنم 20درصد از كار انجام نشده است. مستندنگاري چون يك كار جمعي است واقعاً كار سختي است. نويسنده تنها خودش نيست كه بخواهد زمانش را مديريت كند بلكه كارش درگير عده‌اي است كه اوقات آنها هم در دست نويسنده نيست و به همين خاطر گاهي كار بسيار كند پيش مي‌رود. باز دو كار قبلي كه انجام دادم راوي‌هايم همداني بودند و خيلي خوب با من همكاري كردند ولي كار سومي كه در دست گرفتم راوي‌ام در همدان نيست و رفت‌وآمد‌ها سختي‌هاي خودش را دارد. خودم خيلي دوست داشتم اين كار را تمام كنم ولي الان خيلي از انرژي‌ام كاسته شده و در اين فاصله به داستان بازگشتم و يك داستان براي نوجوانان مي‌نويسم.
من تا كاري را به سرانجام نرسانم نمي‌توانم كار ديگري را شروع كنم. در اين دو سال فقط زمانم صرف اين خاطره‌نگاري شد و هيچ كار ديگري را شروع نكردم. آخر سر تصميم گرفتم يك كار داستاني شروع كنم. در خاطره‌نويسي تا خودم تكليف خودم را با آن خاطره روشن نكنم و با تمام جزئيات خاطره را خودم از زبان راوي‌ام نگيرم و برايم مشخص نشود نمي‌توانم شروع به نوشتن كنم. حالا شيوه‌هاي ديگري در خاطره‌نگاري است ولي بايد حتماً خودم مصاحبه را بگيرم و همين كار را سخت مي‌كند.
اين سبك كاريتان كه خودتان مصاحبه‌ها را مي‌گيريد ارزش كارتان را دوچندان مي‌كند. اين سختي نتيجه‌اش را در نتيجه پاياني كار نشان مي‌دهد؟
برخي نويسنده‌ها مصاحبه‌هاي پياده شده را مي‌گيرند و خاطره‌نگاري مي‌كنند ولي من هرگز نمي‌توانم اين كار را انجام دهم. دوست دارم نتيجه كارم رضايتبخش باشد. تمام تلاشم اين است كه اين رويدادها را به بهترين شكل و دقيق ثبت كنم تا ماندگار شود. قطعاً اگر اين شيوه را به كار نبرم اسم اين شيوه ديگر مستندنگاري نخواهد بود.
شايد برخي تصور كنند نويسندگي در حوزه ادبيات دفاع مقدس بسيار كار راحتي است اما با اين تعاريف مشخص است سختي‌هايش خيلي بيشتر از حوزه‌هاي ديگر ادبي است؟
خيلي سخت است. در نظر بگيريد اگر من الان يك داستان بنويسم فقط خودم هستم و تخيلم و هرطور دوست داشته باشم حادثه‌ها را گسترش مي‌دهم. شخصيت‌هايي اضافه و كم مي‌كنم. هركاري بخواهم انجام دهم به خودم و تخيلم برمي‌گردد. اما در مستندنگاري اصلاً اينگونه نيست و بخشي از كار در گرو همكاري ديگران است. مستندنگاري در حوزه دفاع مقدس واقعاً كار سخت و مشكلي است و شما نمي‌توانيد چيزي از خودتان اضافه كنيد و همه چيز بايد بر اساس واقعيت و مستند باشد. تازه كار كه تمام مي‌شود تمام كار را راوي بايد بخواند و به همين دليل پروسه طولاني را مي‌طلبد.
برخي افراد مي‌گويند چه لزومي دارد ما در دهه 90 از جنگ بگوييم و بنويسيم. توجيه شما در پاسخ به اين افراد چيست و بيشتر بايد از كدام مقطع جنگ سخن گفت؟
لازم است تمام رويداد‌هايي كه در دفاع مقدس پيش آمده، ضبط و ثبت شود. دفاع مقدس گنجينه‌اي است كه بايد براي نسل‌هاي بعدي حفظ شود. من با اين رويكرد به دفاع مقدس نگاه مي‌كنم و نويسنده مخصوصاً يك خاطره‌نگار با اثرش بايد خدمتي به تاريخ كشورش كند. فكر مي‌كنم اگر در اين حوزه رسالتي داشته باشم آن ثبت و ضبط رويدادهايي است كه اتفاق افتاده و حفظ و نگهداري‌اش براي نسل‌هاي بعدي خواهد بود. قطعاً از دل همين‌ها تجربيات بسيار گرانبهايي به دست مي‌آيد. اينها متعلق به فرزندان من و شما خواهد بود و كساني كه در اين حوزه فعاليت مي‌كنند بايد از آن پاسداري كنند و پاسداشت آن در اين حوزه نوشتن و نگارش است. من چون خودم تا حدودي جنگ را تجربه كردم مي‌دانم آن دوره هشت ساله از دوران طلايي كشور بود و خيلي احساس دين و وظيفه كرده و سعي مي‌كنم هر چه در توانم هست و انرژي دارم براي آن دوران بگذارم. تلاش‌ها و خون‌هايي كه براي دفاع مقدس بر زمين ريخت را ما بايد با قلم‌هايمان پاسداري كنيم.
خواندن تاريخ، تاريخ انقضا ندارد. اگر تاريخ مصرف دارد پس هيچ كتاب تاريخي نبايد چاپ شود و هيچ مخاطبي نبايد كتاب‌هاي تاريخي بخواند. حوزه تاريخ علاقه‌مندان زيادي دارد و رشته دانشگاهي براي اين حوزه است. ضرورت خواندن تاريخ براي ما و نسل‌هاي بعد از ما بسيار احساس مي‌شود و به دليل همين ضرورت بايد به خواندن تاريخ توجه ‌شود.
در ادبيات دفاع مقدس برخي نويسندگان خيلي عريان از تلخي‌هاي جنگ نوشتند ولي در آثار برخي ديگر از نويسندگان مثل شما در كنار تلخي‌ها، مخاطب به نوعي اميد و همدلي را احساس مي‌كند كه شيريني‌هاي خودش را دارد. به نظر خودتان كدام رويكرد در حوزه ادبيات دفاع مقدس بهتر و مناسب‌تر است؟
هيچ انسان عاقل و عقل سليمي جنگ را ستايش نمي‌كند. به نظرم زيباترين اسمي كه قرار بود براي دوران هشت ساله بگذاريم همين دفاع مقدس است. چون نامش دفاع مقدس است پس حتماً زيبايي‌هايي در آن نهفته است. خودم كه به آن دوران نگاه مي‌كنم مي‌بينم مردم آن زمان چقدر روحيه و احساس خوبي داشتند. تمام ملت‌هاي جهان آرزو دارند چنين نگاه‌ها و همبستگي‌هاي ملي‌اي ميانشان پيش آيد. به همين دليل وقتي خودم از دفاع مقدس مي‌نويسم با اين رويكرد كتابم را مي‌نويسم و دوست دارم درباره آن همدلي و همبستگي‌ها بنويسم. در كتاب آخرم كه منتشر شد همين نگاه را به وضوح مي‌بينيم. درست است جنگي اتفاق ‌افتاده كه خيلي خشن است و من مي‌توانستم به سياهي‌هاي آن جنگ نگاه كنم اما همبستگي قومي و مردمي برايم جالب بود كه باعث مي‌شد در آن شرايط سخت اميدي در زندگي به وجود آيد. اگر مردم ما آن همبستگي را نداشتند و همديگر را ياري نمي‌كردند طيف عظيمي از مشكلات روحي و رواني ملت را درگير مي‌كرد و از پا در مي‌آورد. نگاهي كه خودم به جنگ دارم همين نگاه است و اينكه اين همدلي باعث شد مردم ما علاوه بر اينكه بتوانند بر آن مشكلات فائق بيايند بعد از جنگ هم خيلي زود با مسائل كنار آيند و به لحاظ رواني آسيب كمتري ببينند. اگر خدايي ناكرده فقط بُعد مادي‌گري و جنگ‌ و غنيمت‌گيري و شكست و پيروزي را در نظر مي‌گرفتيم قطعاً ضربات مهلكي براي مردم پيش مي‌آمد. مادري كه پنج فرزندش را از دست داده بود يا كسي كه تمام اعضاي خانواده‌اش شهيد شده بودند خيلي راحت با اين قضيه كنار مي‌آمدند و مردم هم خيلي به آن اشخاص كمك مي‌كردند. همين همبستگي كه با جنگ و تلخي‌هايش همراه شد بركات بسياري براي مردم داشت و ماندگار خواهد شد. اينها درس‌هايي است كه بايد از آن روزها بگيريم.
به نظرتان ادبيات دفاع مقدس قابليت جهاني شدن و پيدا كردن مخاطب جهاني را دارد؟
بله، اگر بخواهيم اولويت‌بندي كنيم در حوزه خاطره‌نگاري مي‌توانيم وارد بازار جهاني شويم. متأسفانه بضاعت ما در رمان و داستان خيلي كم است و نياز است داستان و رمان‌هاي خوبي در اين حوزه نوشته شود. قطعاً حمايت و توجه مي‌تواند انگيزه خوبي براي نويسندگان اين حوزه باشد. ما جز تعداد انگشت‌شماري رمان در اين حوزه كه اتفاقاً رمان‌هاي پرمخاطب هستند و به چاپ‌هاي مجدد رسيدند و حتي به زبان‌هاي ديگر هم ترجمه شدند، آثار ديگري نداريم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار