کد خبر: 810656
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۶
«شهيد آيت‌الله سيد‌اسدالله مدني در قامت يك عارف مبارز» در گفت‌وشنود با آيت‌الله محمدتقي آل‌هاشم
حضرت آيت‌الله محمدتقي آل‌هاشم از دوستان شهيد محراب آيت‌الله سيد‌اسدالله مدني است كه...
محمدرضا کائینی
حضرت آيتالله محمدتقي آلهاشم از علماي معمر استان آذربايجان غربي و نيز از دوستان شهيد محراب آيتالله سيداسدالله مدني است. وي از منش آن عالم عارف وگرانمايه خاطراتي چند دارد كه شمهاي از آن را در اين گفتوشنود باز گفته است. اميد آنكه تاريخ پژوهان انقلاب را مفيد افتد.

لطفاً و به عنوان اولين سؤال، از چگونگي آشنايي خود با شهيد آيتالله مدني بفرماييد و اينكه اين ارتباط چگونه شروع شد و ادامه يافت؟

بسماللهالرحمنالرحيم. الحمدلله ربالعالمين و صليالله علي محمد و آله الطاهرين(ع). در دوره طلبگي از مبارزات ايشان با رژيم خبرهايي را ميشنيدم، از جمله اينكه ايشان به مردم آذرشهر گفته بودند بريزند و كارخانه توليد مشروب در آن شهر را خراب كنند! بعد هم دستگير و به نجف تبعيد شدند. دائماً سراغ ايشان را از همه ميگرفتم. شنيدم در نجف صدام و اطرافيانش به آيتاللهالعظمي حكيم جسارت ميكنند و شهيد آيتالله مدني كفن ميپوشند و با جمعي از علما به بيت ايشان ميروند و به ايشان ميگويند اجازه بدهيد پاسخ كساني را كه به شما جسارت كردهاند بدهيم! آيتالله حكيم ميفرمايند به آنها كاري نداشته باشيد. ايشان فرموده بودند صدام حسين بر حسب حكم شرعي كافر است. امام خميني هم بعدها و در دوران دفاع مقدس عيناً همين جمله را فرمودند.

ويژگيهاي برجسته ايشان از نظر شما چه بود؟

شهيدآيتالله مدني از چهرههاي درخشان، انقلابي، بسيار غيور، جسور و دلاور بودند. بسيار مردمدار، مدير و خوشاخلاق بودند و مردم علاقه زيادي به ايشان داشتند. يادم است مريدان فراواني داشتند. ايشان مطيع محض امام، مجتهد و مورد علاقه و وثوق شديد حزبالله و حقيقتاً از ياران مخلص امام بودند. مجتهد، عالم و از مشايخ ما و فوقالعاده بزرگوار بودند. ابداً اهل تشريفات نبودند و فوقالعاده سادهزيست بودند. ايشان در نجف به درجه اجتهاد رسيده بودند و از آيتالله حكيم، آيتالله خويي و برخي از علماي ديگر اجازه اجتهاد داشتند، ولي در آنجا اغلب درس اخلاق ميدادند و زياد فقه درس نميدادند! به تخلق به اخلاق حسنه اسلامي، زهد و تقوا معروف بودند. با مردم بسيار خوشرو بودند و با آنها مراوده و بين آنها، محبوبيت خوبي داشتند. بسيار كمحرف و متفكر بودند و بسيار حكيمانه و عارفانه صحبت ميكردند. واقعاً مانند جدشان اميرالمؤمنين(ع) اسدالله و شير خدا بودند. زبان عربي را هم مثل زبان تركي بسيار روان و سليس صحبت ميكردند.

هنگامي كه شهيد آيتالله مدني در نجف بودند، شما ايشان را ديديد؟

خير، زماني كه به نجف رفتم، ايشان به آذربايجان رفته بودند.

گفته ميشد ايشان وقتي در نجف بودند، در امامت جماعت نايب آيتالله خويي بودند. اينطور نيست؟

همينطور است. گاهي كه آيتالله العظمي خويي به سفر ميرفتند، ايشان امامت جماعت مسجد حضراء- كه محل تدريس آيتالله خويي بود- را به جاي ايشان به عهده داشتند. آيتالله مدني مدت زيادي در نجف بودند.

تفكر ايشان در مسائل فقهي بيشتر به امام نزديك بود يا به آيتالله خويي؟

با اينكه از شاگردان ممتاز آيتالله خويي بودند، به امام بسيار علاقه داشتند و در محضر ايشان مانند فرزندي در خدمتِ يك بزرگوار عاليقدر رفتار ميكردند و خود را نزد امام بسيار كوچك ميشمردند. تا آخر هم همينطور بودند. بسيار به نظام و انقلاب علاقه داشتند. شنيدهام موقعي كه در نجف بودند، فتواي مهدورالدم بودن كسروي را به شهيد نواب صفوي دادند و ايشان به خاطر اجراي همين فتوا، به ايران آمد. البته خودم از ايشان در اين باره چيزي نپرسيدم.

ايشان در چه مقطعي به ايران برگشتند؟

آيتالله مدني در نجف در خدمت حضرت امام بودند و پس از آنكه صدام علماي مقيم نجف را كه تبعه آنجا نبودند از نجف بيرون كرد، ايشان هم به ايران آمدند و به خرمآباد رفتند. گويا در آنجا تبعيد بودند. آن اواخر هم حضرت امام فرمودند همان جا بمانند!

از امامت جمعه ايشان در شهر تبريز برايمان بگوييد. چه وقايعي زمينهساز اين امر بود؟

پس از شهادت آيتالله قاضي طباطبايي، علما و مردم حزبالله و گروههاي مختلف خرمآباد به تبريز رفتند و در مسجد جامع آن شهر جمع شدند. من هم در آنجا حضور داشتم. طوري از آيتالله مدني تعريف ميكردند كه كاملاً معلوم بود پس از امام، ايشان را قبول دارند. زماني كه به امامت جمعه تبريز منصوب شدند، دريكي از سخنرانيها با كمال شجاعت فرياد ميزدند: «اينها را به جهنم خواهم فرستاد!» منظورشان سلطنتطلبها، منافقين و ضد انقلاب بودند. شهيدآيتالله مدني، مدتي در راهآهن تبريز نماز ميخواندند. در آن زمان مرحوم آيتالله ميرزا جواد آقا تبريزي هم در تبريز، در مسجد حاج صفرعلي نماز جمعه ميخواندند. ايشان قبل از انقلاب حدود 40، 50 سال نماز جمعه را اقامه كرده و مجتهد بودند. به آيتالله مدني نامهاي نوشته بودند: «من پير شدهام و نميتوانم نماز جمعه بخوانم. شما بياييد و وسط شهر نماز بخوانيد.» شهيدآيتالله مدني براي رعايت فاصله شرعي، در راهآهن نماز ميخواندند. مردم روي زمين مينشستند و در روزهاي سرد و برفي و باراني، كار خيلي مشكل بود. ايشان گاهي ميفرمودند: «امروز هوا سرد است و برف ميبارد و مردم روي زمين نشستهاند، لذا خطبهها را مختصر ميخوانم.»

به سادهزيستي ايشان اشاره كرديد. در اين باره خاطرهاي داريد؟

يك روز به من گفتند:«خانواده شما، خوب كوفته تبريزي درست ميكنند. خيلي دوست دارم!» گفتم: «خانه ما خانه شماست» و براي صرف كوفته تبريزي دعوتشان كردم و ايشان همراه حاج حميد منبع تشريف آوردند. خانم بنده كته و آش هم درست كرده بود. شهيد مدني بعداً از من گلايه كردند:«فقط كوفته تبريزي خواسته بودم. چرا غذاي بيشتري تهيه كرديد؟» خودشان اغلب براي ناهار، يك تخممرغ يا كمي سيبزميني يا آش ميخوردند. عرض كردم شايد بعضيها كوفته دوست نداشته باشند. براي آنها برنج يا آش درست كرده بودند. پدر خانم بنده از اساتيد آيتالله مدني بودند.

از مخالفتهاي ايشان با ابوالحسن بنيصدر در سالهاي اوليه تأسيس نظام، چه خاطرهاي داريد؟

آن روزها اينطور به نظر ميرسيد كه همه طرفدار بنيصدر هستند، ولي ايشان از همان ابتدا به او شك داشتند و موقعي هم كه انتخاب شد، فرمودند:«براي او تبريك نميفرستم، چون آدم با درايتي نيست و ولايت فقيه را هم قبول ندارد.» ميگفتند:«دكتر حبيبي را چه رأي بياورد، چه نياورد، به او ترجيح ميدهم و به ايشان هم رأي ميدهم.» هيچوقت هم بنيصدر را تأييد نكردند. پيام تبريك انتخابات رياست جمهوري را هم براي امام نوشتند و دادند يك نفر برد كه به امام برساند!

از رويكرد ايشان نسبت به جبهه و جنگ برايمان بگوييد. در اين باره چگونه رفتار ميكردند؟

آيتالله مدني به جوانان و جبهه بسيار علاقه داشتند. يك بار در محله شتربان به منزلي رفتيم و ايشان در آنجا با عمامه، لباس پاسداري پوشيدند و عكس انداختند. ايشان هميشه لباس رزم ميپوشيدند و مردم را به حضور در جبهه تشويق ميكردند. يك بار در مصلي كفن پوشيدند و صحبت كردند. هميشه ميگفتند:«خدا گواه است همواره از او ميخواهم هر بلايي كه هست بر سرم بيايد، اما امام و جمهوري اسلامي بمانند.» فوقالعاده به امام علاقه داشتند و همواره پشتيبان نظام بودند.

رابطهشان با علماي آذربايجان چگونه بود؟

ابتداي ورود ايشان افراد معمر و موجه به ديدارشان آمدند، ولي ايشان به خانه همه آنها نميرفتند و فقط به منزل كساني ميرفتند كه به امام و انقلاب نزديك بودند و به امام علاقه داشتند. آيتالله مدني در محله شتربان سكونت داشتند. صاحب خانه گفته بود اين خانه را به اسم آيتالله مدني ميزنم. ايشان هم گفته بودند:«نيازي ندارم. در همدان و خرمآباد خانه دارم. وصيت ميكنم اين خانه را بفروشند و به بيتالمال برگردانند.» بعد هم گفته بودند:«اگر كسي از طرف امام نمايندگي دارد و مايل است در تبريز بماند، در اين خانه سكونت كند. اين خانه را نميخواهم.»

عدهاي تلاش ميكردند بين ايشان و شهيدآيتالله قاضي طباطبايي اختلاف ايجاد كنند. تحليل شما دراينباره چيست؟

بله، ميخواستند، ولي موفق نشدند. قصد آنها اين بود كه اين دو بزرگوار را مقابل هم قرار بدهند و از اين ميان سوء استفادههاي خودشان را كنند. شهيد قاضي ميگفتند:«خودم ايشان را دعوت كردهام به تبريز بيايند. آقاي مدني بعضي از اين افراد را مثل من نميشناسند و نبايد حرفهاي آنها را باور كنند!» آنها هميشه در تشييع جنازهها با هم شركت ميكردند و با هم به راهپيماييها ميرفتند. از آن دو بزرگوار كه در كنار هم حركت ميكردند، عكسهاي زيادي دارم. بين آن دو بزرگوار اختلافي نبود، اما عدهاي كه نه به نظام علاقه داشتند، نه به اين دو بزرگوار، سعي ميكردند بين آنها اختلاف به وجود بياورند، در حالي كه هر دو خادم نظام و علاقهمند به امام بودند.

ويژگيهاي خطبههاي نماز جمعه شهيد مدني چه بود؟

ايشان در باره تقوا و امام و نيز جنايات صدام زياد صحبت و مردم را به پشتيباني از نظام، انقلاب و ولايت فقيه تشويق ميكردند. حتي در جايي از قول ايشان خواندم:«چون ولايت فقيه از ولايت معصومين سرچشمه ميگيرد، اگر كسي به ولايت فقيه اعتقاد نداشته باشد، به اهل بيت(ع) هم علاقه ندارد. ولايت فقيه متمم ولايت آل محمد(ص) است.» ايشان بسيار به امام علاقه داشتند و به ايشان اظهار ارادت ميكردند.

شهيد مدني تأليفاتي هم داشتند؟

خودم نديده و از كسي هم نشنيدهام كه تأليفاتي داشته باشند. ايشان بيشتر اهل خطابه بودند كه متأسفانه بخش زيادي از بين رفتهاند. با اين همه اگر كسي بقاياي آنها را جمع آوري و تدوين كند، جالب خواهد بود.

از شهادت ايشان چه خاطرهاي داريد؟

بندهزادهام در قم درس طلبگي ميخواند و قصد داشتم همراه خانواده به ديدن او بروم. شب جمعه حركت كرديم و روز جمعه به قم رسيديم. پدر عروس آينده ما، روحاني جليلالقدر آيتالله سيدمجتبي اسداللهي از شاگردان مرحوم آيتالله بروجردي، مرحوم آيتالله گلپايگاني و مرحوم آيتالله بهجت بودند و با ايشان آشنا بودم. در آن سفر قرار بود عقد ازدواج پسرم با دختر ايشان صورت بگيرد. البته بنده قبلاً تلفني به ايشان گفته بودم كه اگر قبول ميفرماييد خودتان خطبه عقد را بخوانيد، ولي ايشان فرمودند نميشود و خودتان هم بايد بياييد. من هم با خانواده به قم رفتم. هنگام ظهر ايشان از من پرسيدند:«از آيتالله مدني خبر داريد؟ آيا اين روزها ايشان را ديدهايد؟» جواب دادم:«هفته گذشته مهمان ما بودند و تشريف آوردند و برايشان كوفته تبريزي و آش تهيه كرده بوديم.» گفتند:«ديروز و پريروز چطور؟ ايشان را نديديد؟» گفتم:«نه، از جمعه قبل ايشان را نديدهام. چطور مگر؟» گفتند:«تلويزيون را روشن كنيد.» اين كار را كردم و ديدم گوينده ميگويد: «انا لله و انا اليه راجعون» فهميدم كسي شهيد شده است و بسيار متأثر شدم. وقتي شنيدم آيتالله مدني شهيد شدهاند، بسيار متأثر شدم و انگار پدرم را از دست داده باشم، اختيار از كف دادم و بسيار گريستم.

ايشان واقعاً هوادار و پشتيبان انقلاب و از شاگردان مخلص امام بودند و مانند جدشان اميرالمؤمنين(ع) هنگام نماز، به درجه رفيع شهادت نائل آمدند. از كسي شنيدم ايشان در نجف گفته بودند:«مادرم حضرت زهرا(س) به من فرمودهاند روزي شهيد خواهم شد و در انتظار آن روز هستم.» وقتي به تبريز برگشتم، شنيدم چند نفر از اطرافيان ايشان هم شهيد شدهاند. يكي از آنها نجاري بود كه در محله ما زندگي ميكرد و هميشه براي نماز جمعه ميآمد.

واكنش طرفداران حزب خلق مسلمان و امثال آنها به شهادت ايشان چه بود؟

طبيعتاً ضد انقلاب هميشه مترصدِ فرصت است. يك بار در جمع عزاداران اطراف خانه ايشان حرفهايي زده بودند، اما خيلي چشمگير نبودند. در زمان حيات ايشان هم آزار و اذيتهايي داشتند، ولي شهيد مدني به آنها اعتنا نميكردند. گاهي كه از منزل پياده به مسجد ميرفتند، ما كه ميگفتيم تنها نرويد و چند نفر را همراه ببريد، ميگفتند:«جدّم مردمي بودند. من هم بايد مثل مردم عادي به مسجد بروم و برگردم.»

در پايان اين گفتوشنود، از رابطه خودتان با ايشان خاطرهاي را نقل بفرماييد.

خاطرات كه بسيارند. آيتالله مدني بسيار به بنده لطف داشتند و بنده هم بسيار به ايشان ارادت داشتم. هميشه هم در صف نماز جمعه در رديف اول يا دوم مينشستم، اما روز شهادت ايشان تقدير چنين بود كه حضور نداشته باشم. اين از غبنهاي زندگي بنده است.

و كلام آخر؟

تمام دغدغه حقير اين است كه حوزههاي علميه ما بتوانند همچنان شخصيتهايي مانند آيتالله مدني به جامعه تحويل دهند، لازمه اين كار هم اين است كه حوزه علميه ما همچنان انقلابي باشد. حوزه انقلابي به اين معناست كه حوزه علميه نسبت به آنچه در جامعه ميگذرد بيتفاوت نباشد و در برابر شبهات و وضعيت جامعه پويا باشد. انقلابي بودن يعني اعتقاد به اسلامي كه تمام ابعاد زندگي انسان را بيان ميكند و روشن است كه اين ديدگاه تفاوت بسياري با اسلام ارتجاعي، كه تنها با نگاه به امور شخصي و عبادي اسلام را تفسير ميكند دارد. محدود كردن اسلام به عبادتهاي شخصي و دوري از فعاليتهاي اجتماعي و سياسي، همچنين افراطي بودن مانند زماني كه كوزهاي كه فرزند امام از آن آب مينوشيد را آب ميكشيدند، نمونهاي از اين اقدامات متحجرانه است. بزرگترين كار امام خميني (ره) احياي بخش عظيمي از دستورات اسلامي در ابعاد مختلف زندگي بشريت بود و با همين نگاه انقلابي، بايد ابعاد تمدن اسلامي كه در حقيقت پر كننده خلأهاي زندگي بشريت است روشن شود و در جامعه ترويج يابد. مهمترين تفاوت ميان تمدن غربي و تمدن اسلامي، تحول در بينش جامعه نسبت به زندگي و فرهنگ است، به عبارت ديگر اسلامي بودن تمدن به آن است كه روح جامعه، باورها و افكار، اسلامي شود كه اين جاست كه نسبت ميان تمدن اسلامي و حوزه انقلابي روشن ميشود. منظور از رواج تمدن اسلامي در كشورهاي ديگر، تحول در افكار آنهاست كه اين تحول از سوي حوزه انقلابي صورت ميگيرد والا تغيير شكل در خانهها چيزي را عوض نميكند، تغيير بنياد در جامعه نيازمند تحول در افكار جامعه است. در جهاد فرهنگي و ديني كه طلاب عهدهدار آن هستند، قدم اول آن است كه تعابير، درست فهميده شده و در جاي مناسب استفاده شود. به عنوان نمونه لازم است تعبيراتي مانند جامعه آرماني اسلامي، حوزه انقلابي، تمدن اسلامي و تكتك واژههاي مقام معظم رهبري توسط نخبگان بررسي و تفسير شود.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
جهرمی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۰
0
0
چرا دولت نمیفهمد خدایا دولت روحانی را هدایت کن به سوی خودت اگر همینطور بیش بروند به عنوان دولت خیانتکار درتاریخ ثبت خواهند شد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار