ايران همواره از نداشتن كرسيهاي مهم بينالمللي ضربههاي جبرانناپذيري خورده است. اما گاهي هم بهرغم داشتن يكي از اين كرسيهاي بينالمللي شاهد اجحافهايي هستيم كه اين به مراتب دردناكتر از زماني است كه جايگاهي براي دفاع از ورزش ايران نداريم. درست مثل امروز كه با وجود حضور كفاشيان به عنوان نايب رئيس فدراسيون فوتبال غرب آسيا، بار ديگر ويليامز، داور استراليايي براي بازي حساس ايران - كره جنوبي برگزيده ميشود. آن هم در حالي كه از آن سو، شاهد آن هستيم كه داور قطري بازي عربستان را سوت ميزند! نيازي به رمزگشايي و نيتخواني نيست، تنها نگاهي به ليست داوران ديدارهاي انتخابي جامجهاني به خوبي نشان ميدهد كه حضور يك نماينده در مجامع بينالمللي چه تأثير زيادي ميتواند در تصميمگيريها داشته باشد. اما به شرط آنكه اين كرسيهاي مهم يا غيرمهم در اختيار نمايندگاني باشد كه توانايي دفاع از حق ايران را داشته باشند. نه فقط حكم يك تماشاگر را بازي كنند كه بودن با نبودنشان هيچ فرقي براي ورزش ايران نداشته باشد.
اوايل سال گذشته وقتي در جريان برگزاري بيست و ششمين كنگره فوتبال آسيا، انتخابات هيئت رئيسه كنفدراسيون فوتبال اُيا هم انجام شد و علي كفاشيان، رئيس فدراسيون وقت ايران به عنوان نايب رئيس AFC در منطقه آسياي ميانه انتخاب شد، مانور زيادي روي انتخاب او داده شد. آن هم در حالي كه كفاشيان در حالي موفق به كسب اين پست شده بود كه هيچ كانديدايي براي رقابت با او وجود نداشت و رئيس فدراسيون ايران تنها گزينهاي بود كه رأي دهندگان ميتوانستند برگزينند. با اين وجود، گفته ميشد كه اين پست، ميتواند كمك زيادي به فوتبال ايران در آسيا انجام دهد. حال آنكه بعد از گذشت حدود يك سال و اندي شاهد آن هستيم كه حضور يا عدم حضور كفاشيان در كنفدراسيون فوتبال آسيا هيچ تفاوتي براي ايران نداشته است. با توجه به حضور كفاشيان در كنفدراسيون فوتبال آسيا آن هم به عنوان نايب رئيس، اين انتظار وجود داشت كه تصميمگيريها در خصوص فوتبال ايران اندكي متفاوتتر از قبل باشد. اما بعد از انتخاب داور قطري براي قضاوت بازي عربستان و انتخاب ويليامز استراليايي براي سوت زدن بازي ايران – كره، ثابت شد كه تنها كسب كرسي در مجامع بينالمللي نيست كه حائز اهميت است و در واقع حضور نمايندهاي از ايران كه توان دفاع كردن از حق ورزش كشور را داشته باشد است كه اهميت دارد، ولو اينكه جايگاه او چندان هم حائز اهميت نباشد.
اين در واقع انتظار كاملاً به جايي از كفاشيان بود كه بتواند باتوجه به حضورش در AFC ، سودي براي فوتبال ايران داشته باشد. اما انتخابات اخير نشان ميدهد كه رئيس سابق فدراسيون فوتبال در آسيا نيز همان اندازه منفعل است كه در ايران بود. انتخاب داور استراليايي براي بازي بعدي تيم ملي ايران، يكبار ديگر ناتواني مسئولان ايران را به رخ ميكشد و ماجراي ايران و عربستان را تداعي ميكند زماني كه باشگاههاي سعودي تصميم گرفتند ديدارهايشان با ايران را در كشور سوم برگزار كنند و مسئولان فوتبال ايران دست روي دست گذاشتند و تنها وعده دادند تا سرانجام حق فوتبال ايران با انجام ديدارهايش در زمين ديگري ضايع شود. تكرار اتفاقات گذشته براي فوتبال ايران باوجود داشتن يك نماينده در كنفدراسيون فوتبال آسيا، حالا صداي كرش را هم در آورده است: «ما يك نماينده در AFC داريم. كفاشيان با زحمات زياد عرقي كه فوتباليها ريختند توانست به عنوان نائب رئيس AFC انتخاب شود. ما بوديم كه كمك كرديم كفاشيان اين پست را به دست بياورد، ولي ميخواهم بدانم كه در حال حاضر او براي ما، براي فوتبال ايران چه كاري انجام ميدهند؟ اگر او بتواند پاسخهايي براي ما داشته باشد و بتواند كمك كند، خوب است.»
البته حرفهاي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران كاملاً بهجا و به حق است و كفاشيان به عنوان نماينده ايران در كنفدراسيون فوتبال آسيا بايد سودي براي فوتبال ايران داشته باشد و نقش يك نماينده فعال را بازي كند و اگر قرار باشد، بود و نبود او در AFC فرقي براي فوتبال ايران نداشته باشد و جايگاه او جز يك كرسي نمايشي نباشد كه دليلي به اين حضور نيست! چراكه تمام دليل حضور نماينده كشورها در مجامع بينالمللي، تنها براي گرفتن امتيازي مثبت براي كشورشان است نه صرفاً حضور در بين مسئولان جهاني و گپوگفتي بيحاصل با آنها!