کد خبر: 810377
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۸
گفت‌وگو با مجتبی امانی، رئیس دفتر سابق حفاظت منافع ایران در قاهره
اساساً چرا باید در منطقه جضور داشته باشیم این یک سؤال ساده‌ای است که خیلی‌ها آن را مطرح می‌کنند و به نظر می‌رسد بخشی از جامعه نه‌تنها ازعوام مردم بلکه خواص نیز در این زمینه تردید‌هایی دارند
اساساً چرا باید در منطقه جضور داشته باشیم این یک سؤال ساده‌ای است که خیلی‌ها آن را مطرح می‌کنند و به نظر می‌رسد بخشی از جامعه نه‌تنها ازعوام مردم بلکه خواص نیز در این زمینه تردید‌هایی دارند. مجتبی امانی رئیس دفتر سابق حفاظت منافع ایران در قاهره با تشریح شاخص‌های هویتی انقلاب اسلامی و همچنین تهدید‌های پیرامونی ایران می‌گوید ما ناچار هستیم در منطقه حضور داشته باشیم.

سؤالي كه الان مطرح است، نقش و نفوذ ايران در منطقه خاورميانه است و اينكه چرا جمهوري اسلامي بايد در منطقه حضور فعالانه‌اي داشته باشد؟
اولين موضوعي كه در اين باره مطرح مي‌شود، ماهيت انقلاب اسلامي ايران است. انقلاب اسلامي ايران براساس ظلم‌ستيزي و دفاع از مظلومان بنا نهاده شده و داراي اهتمام به امور مسلمين است. همه اين مسائل هم در اصل اسلام مورد اشاره قرار گرفته است و هيچكس در مورد آن شك و شبهه‌اي ندارد. ما به عنوان مسلمان بايد به امور مسلمين اهتمام داشته باشيم و اين موضوع يعني «دفاع از مظلومان» و حتي «كمك به نهضت‌هاي آزاديبخش» در قانون اساسي ايران تجلي پيدا كرده است.
 در واقع، در نظام جمهوري اسلامي يك نوع ديدگاه اسلامي انساني به تحولات منطقه وجود دارد. در چشم‌انداز ايران اسلامي هم قرار است كه ايران يك كشور قدرتمند در منطقه باشد. يك جريان استعماري و استكباري در دنيا وجود دارد كه مي‌خواهد هر صداي مخالف و هر صدايي را كه به مظلومان كمك مي‌كند، از بين ببرد و اين ماهيت استعمارگران است كه در شرق و غرب وجود دارد. كشورهاي غربي و حاميانشان كه قدرت بيشتري را در اختيار دارند، سعي مي‌كنند تا قطب ثروتمندي در دنيا ايجاد شود كه مظهر آن خودشان باشند و يك قطب فقير هم وجود داشته باشد كه همواره منابع و ثروت‌هاي فقرا بايد به سمت آنها سرازير شود و اين نگاهي است كه علاوه بر غرب در بلوك شرق هم وجود داشت. غرب تحت عنوان ليبراليسم و آزادي اقتصاد و افكار، شرق هم تحت عنوان سوسياليسم و كمونيسم. البته بلوك شرق الان فرو پاشيده است، ولي غرب همچنان به روش‌هاي استعمارگري خود ادامه مي‌دهد. ما در طول سالياني كه نظام جمهوري اسلامي شكل گرفته است، شاهد هستيم كه كشورهاي ديگر در مجموع يك كاهش ثروت دارند و غربي‌ها افزايش ثروت دارند.
زماني كه انقلاب در ايران رخ داد، غربي‌ها نگاهشان اين بود كه ايران بايد از انقلاب و صدور آن دست بكشد و ايران مطيع و تحت فرمان غرب باشد، همانگونه كه در دوره قبل از انقلاب بود. اين مسئله با توجه به اصول اسلام و انقلاب و منش ايراني در تضاد بود. غربي‌ها مي‌خواستند كه مثل هميشه كشورهاي ديگر را تضعيف كنند و اين مسئله در زمان شاه وجود داشت و در دوره قاجار بيشتر نمود داشت. يعني كشورهاي قدرتمند سرزمين‌ها را كوچك و منابع را غارت مي‌كردند و امكان رشد به كشورهاي ديگر نمي‌دادند كه روش استعماري و استكباري است. در واقع، يك نظريه‌اي در انقلاب‌ها وجود دارد كه به اعتقاد غربي‌ها زماني كه اين انقلاب‌ها شروع مي‌شود يك دوره‌اي را از كودكي به بازيگوشي و شرارت مي‌گذرد و سپس مطيع مي‌شود و حتي آنها ابزاري هم دارند كه به خيال خودشان مي‌توانند انقلاب‌ها را كنترل كنند.
پس از انقلاب اسلامي، غربي‌ها گروه‌هاي منافقين را ايجاد كردند تا انقلاب را منحرف و ايران را تجزيه كنند. جنگ هشت ساله را به ايران تحميل كردند و تحريم‌هاي گسترده عليه كشورمان اعمال كردند و توطئه و ترورهاي زيادي را انجام دادند تا به ايران اين پيام را برسانند كه از صدور انقلاب و آرمان‌هاي انقلابي دست بكشد. يك بخش مهمي از انقلابي‌گري اين است كه خودمان را موظف به حمايت از مظلومان مي‌دانيم و يكي از نمونه‌هاي بارز دفاع از مظلومان، حمايت از مردم فلسطين در مقابل رژيم صهيونيستي است.
 در همين رابطه، موضوع به امنيت ما هم ارتباط پيدا مي‌كند، امريكايي‌ها و كساني كه نگاه استكباري دارند، سعي مي‌كنند ساير كشورها را تضعيف و درگيري‌هايي را در داخل كشورها ايجاد كنند و جنگ‌هاي قوميتي را تقويت و آنها را تجزيه كنند، مثل توطئه‌اي كه الآن در خاورميانه شكل گرفته است و بيشتر كشورها در داخل با يكديگر در حال نزاع هستند. امريكايي‌ها از ابتدا به دنبال اين بودند تا كشور عراق را به سه بخش تقسيم كنند و الان در نظر دارند تا منطقه‌اي را براي حكومت داعش در غرب عراق و شرق سوريه درست كنند و به تصور خودشان ارتباط ايران با محور مقاومت را قطع كنند و سپس اين دولت جديدي كه تشكيل مي‌شود، دچار مشكلات مرزي با همسايگان خواهد بود و در آينده هم تداخل منافع به وجود مي‌آيد كه معمولاً به جنگ‌هاي خونين تبديل مي‌شود و قدرت و جايگاه آن كشور را به چالش مي‌كشد. بنابراين، موضوع هم از ديدگاه اسلامي و هم از ديدگاه تلاش براي بقا و همچنين از لحاظ امنيتي داراي اهميت هستند.
بنابراين، ما ناچار هستيم خودمان را حفظ كنيم و دامنه تحركاتمان را محدود به داخل نكنيم و يك مجموعه در هم پيچيده‌اي از منافع و عقايد در اين باره ما را وادار مي‌كند تا در منطقه حضور داشته باشيم. به جريان‌هاي مقاومت در منطقه كمك كنيم تا امريكايي‌ها و غربي‌ها در داخل منطقه حد و حدودشان را بشناسند و تصور نكنند در هر گوشه‌اي از منطقه كه بخواهند توطئه كنند و امنيت ما را به خطر بيندازند و برادركشي و جدال ايجاد كنند، ما سكوت مي‌كنيم و بايد جلوي اينگونه اقدامات را بگيريم.  يك بحثي گاهي اوقات مطرح مي‌شود كه ما براي دفاع از امنيت خودمان به سوريه و عراق عازم شده‌ايم، اما اين مطلب بخشي از حقيقت است. چيزي كه ما را وادار به حضور در منطقه مي‌كند، مسئله امنيت ما نيست، چراكه نيروهاي ديگري از مليت‌هاي مختلف در منطقه حضور دارند و ريشه‌هاي اين نزاع به توطئه‌اي كه غربي‌ها عليه اسلام و كشورهاي منطقه طراحي كردند، برمي‌گردد. نيروهاي ايراني، پاكستاني، عراقي و افغاني در سوريه و عراق حضور دارند و با تكفيري‌ها مبارزه مي‌كنند، همچنانكه در گروه‌هاي تروريستي نيز افرادي از مليت‌هاي مختلف حضور دارند.   اينگونه نيست كه در اين مسئله امنيت براي ما مهم باشد و اينكه به نظر برخي افراد ما خاكريز امنيتي خودمان را در مرزهاي سوريه و عراق ايجاد كرديم. مسئله اين است كه آيا ما بايد اينجا بنشينيم و رضايت بدهيم كه گروه‌هاي تروريستي و جنايتكار با فتواهايي كه در مورد مجاز بودن قتل انسان‌ها صادر مي‌كنند و مخالف همه دستورهاي اسلامي و ديني است، در عراق و سوريه حاكم شوند و مردم اين كشورها در معرض اين ظلم و ستم قرار گيرند؟ ما نمي‌توانيم چشم خود را روي اين جنايات ببنديم. حتي افرادي كه به جبهه‌هاي نبرد با تكفيري‌ها اعزام مي‌شوند به اصرار خودشان ثبت‌نام مي‌كنند و راهي سوريه و عراق مي‌شوند و نظام جمهوري اسلامي هيچ تلاشي در اين زمينه انجام نمي‌دهد و افرادي كه به سوريه و عراق رفته‌اند، براساس وظيفه ديني خودشان اقدام كرده‌اند و براي اين كار عقيده خالصانه مي‌خواهد تا دور از وطن و براي تأمين امنيت و آسايش ديگران در كشور ديگري مبارزه كرد.

 با گذشت نزديك به چهار دهه از انقلاب اسلامي آيا لازم است كه ما همچنان روحيه انقلابي خودمان را حفظ كنيم؟
هر انقلابي كه از مسئله انقلابي‌گري خارج شود، مهري بر پايان خودش ‌زده است. اينكه برخي كشورهاي استعماري مي‌گويند ايران بايد رفتارهايش عادي شود و به قول اعراب از انقلابي‌گري به نظام متعامل با نظام بين‌الملل تبديل شود، يك فريب است. آنها چگونه دست از وحشي‌گري خودشان بر نمي‌دارند و جنايات زيادي را در منطقه مرتكب مي‌شوند و از ما انتظار دارند كه رفتار خود را تغيير دهيم. اخيراً مشخص شد كه در سازمان ملل، خارج شدن عربستان سعودي از ليست سياه بر اساس طمع و پولي بوده است كه سعودي‌ها به سازمان ملل مي‌دهد. در مقابل اين وحشي‌گري مدرن ما بايد انقلابي‌گري خود را حفظ كنيم. همه مي‌دانند كه صدام حسين، ديكتاتور معدوم عراق به ايران حمله كرد، ولي در مقابل اين جنايت سكوت كردند؛ چراكه تصورشان اين است كه ايران تجزيه خواهد شد و ثروت‌هاي ايران از بين خواهد رفت تا قدرتش تضعيف شود و از اين رو، در مقابل اين اقدامات بايد انقلابي‌گري كنيم.  ما بايد اصول انقلابي خودمان را حفظ كنيم و آن را سرلوحه كار قرار دهيم، چون در يك نظام عادلانه جهاني زندگي نمي‌كنيم. زماني كه نظام عادلانه نيست و جنايات در منطقه رخ مي‌دهد و هيچ سازمان بين‌المللي توانايي جلوگيري از آن را ندارد و كشوري به نام عربستان خود را مجاز مي‌داند كه در امور منطقه دخالت كند و جنايت‌هايي را مرتكب شود، نمي‌توان انتظار داشت كه انقلابي‌گري را كنار گذاشت. عمر انقلاب‌ها اينگونه نيست كه براي شروع و پايان انقلاب محدوده زماني خاصي قائل باشيم. هر انقلاب به وسعت، فكر و عقايدي كه دارد در تاريخ نفوذ مي‌كند. انقلاب اسلامي نيز مرتبط با اصول اسلام يعني دفاع از مظلومان و كرامت انسان پايه‌گذاري شده است و از نظر غربي‌ها اينها انقلابي‌گري است و به نظر آنها بايد اين اقدامات را كنار بگذاريم تا مطيع آنها باشيم.

برخي از مردم معتقدند كه وقتي ما در داخل كشور مشكلات زيادي داريم، چرا به جاي اينكه اين هزينه‌ها را در داخل انجام دهيم تا وضع مردم بهبود پيدا كند، اين هزينه‌ها را در خارج از مرزها انجام مي‌دهيم، آيا ارتباطي بين دو مسئله وجود دارد؟
در مورد اين موضوع غلو شده است. اخيراً سخناني از سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله لبنان مطرح شده است كه در رسانه‌ها بيشتر بزرگنمايي شد. حزب‌الله لبنان از سوي غرب و متحدان منطقه‌اي آن تحت فشار است و به همين خاطر، سيد حسن نصرالله در مقام احتجاج با ديگران و در پاسخ به اقدامي كه غربي‌ها و عربستان سعودي به دنبال آن هستند كه منابع مالي و تعاملات بانكي حزب‌الله را مسدود كنند، اين سخنان را مطرح كرد. نصرالله خطاب به غرب و سعودي‌ها كه تصور مي‌كنند اگر تعاملات بانكي حزب‌الله در خارج محدود شود، حزب‌الله نابود خواهد شد، گفت كه منابع مالي اين گروه از سوي ايران تأمين خواهد شد و مشكلي در اين زمينه وجود ندارد.
موضوع مهمي در پاسخ به اين تفكر وجود دارد و اينكه چطور ما در امور شخصي خودمان معتقد هستيم كه بايد نان شب‌مان را با همسايه تقسيم كنيم و كسي كه از همسايه خود خبر نداشته باشد، مسلمان نيست و در تعاليم اسلامي كمك به ديگران سفارش شده است و حتي در برخي مواقع مثل دفاع از مظلومان واجب است كه كمك كنيم و كسي كه در اين راه كشته شود، شهيد محسوب مي‌شود، اما برخي افراد كه مي‌گويند پول ايران بايد براي مردم ايران هزينه شود، اين تفكر مخالف اصول اسلامي است. از سوي ديگر، كساني هم هستند كه مشكلات داخل ايران را بيش از حد بزرگنمايي مي‌كنند، برخی مردم منطقه علاوه بر نیاز‌های مالی،  مشكل امنيتي در كشورشان دارند و نياز به كمك ديگران دارند و هر كشوري كه اسلامي است بايد به آنها كمك كند. به طور خلاصه، در ميزان كمك ما به ديگران و مشكلات داخلي كشور بزرگنمايي مي‌شود و كساني كه اين تفكر را دارند، قصد دارند اين نماد انقلابي‌گري ايران را كه كمك به همنوعان و دفاع از مظلومان است، تخريب كنند و اين هم در چارچوب عادي‌سازي روابط و ترك كردن اصول انقلابي‌گري انجام مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار