کد خبر: 807108
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۶
گذر و نظري برحيات مبارزاتي شهيد مهدي عراقي
شهيد محمدمهدي ابراهيم عراقي از نوجواني نسبت به ظلم رژيم شاه بسيار حساس بود...
نيما احمدپور
شهيد محمدمهدي ابراهيم عراقي در سال 1309 در يكي از محلات جنوب تهران به دنيا آمد. او از نوجواني به دنبال تحليل رويدادهاي اجتماعي و نسبت به ظلم رژيم شاه بسيار حساس بود.
هنوز 16 سال بيشتر نداشت كه با شخصيت و انديشه نواب صفوي و فدائيان اسلام آشنا شد و خيلي زود توانست به عضويت شوراي مركزي فدائيان اسلام درآيد. در جريان تشكيل مجلس سنا و تغييرات قانون اساسي توسط شاه و انتخابات مجلس شانزدهم، همراه با عده‌اي از فدائيان اسلام و طرفداران مصدق به حمايت از او پرداخت. پس از ترور رزم‌آرا توسط خليل طهماسبي در تيرماه 1329، مهدي عراقي در ديدارهاي مكرري كه با آيت‌الله كاشاني داشت، از مواضع همفكرانش دفاع و تلاش كرد نظر ايشان را براي آزادي خليل طهماسبي جلب كند. در اوايل سال 1330 و پس از ترور نافرجام حسين علاء عده‌اي از فدائيان اسلام دستگير شدند و در خرداد همان سال نواب صفوي نيز به زندان افتاد. در دي ماه 1330، شهيد عراقي همراه با 52 تن از فدائيان اسلام به بهانه ملاقات با زندانيان به زندان قصر رفتند و در آنجا متحصن شدند. اين اقدام به دستگيري و زنداني شدن همه آنها انجاميد و شهيد عراقي هفت ماه زنداني شد. پس از رحلت آيت‌الله بروجردي، شهيد عراقي مجذوب شخصيت امام شد و در پي حمله به فيضيه در فروردين 42، حراست از خانه امام را به عهده گرفت.
در جريان تصويب لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي، در مسجد حاج سيدعزيزالله بازار تهران جلسات سخنراني افشاگرانه‌اي را برگزار كرد. به دنبال شكل‌گيري جمعيت مؤتلفه اسلامي در اوايل سال 42، در چارچوب اين جمعيت به فعاليت‌هاي مبارزاتي خود ادامه داد و راهپيمايي عاشوراي سال 42 را مديريت كرد و در قضيه 15 خرداد 42 دستگير و به مدت دو ماه زنداني شد. پس از تبعيد امام به تركيه در سال 43 به منظور پيگيري مبارزه عليه رژيم شاه، شاخه نظامي جمعيت مؤتلفه اسلامي را سازماندهي و طرح اعدام انقلابي سران رژيم را برنامه‌ريزي كرد و در مورد حسنعلي منصور، نخست‌وزير وقت به اجرا گذاشت. او و يارانش دستگير شدند و در كميته مشترك تحت بازجويي و شكنجه‌هاي شديد قرار گرفتند. چهار متهم اول پرونده ترور منصور در 26 خرداد 44 تيرباران شدند و شهيد عراقي به حبس ابد محكوم شد.
شهيد عراقي علاقه زيادي به يادگيري علوم، مخصوصاً اقتصاد داشت و سعي مي‌كرد كتاب‌هاي مربوطه را بخواند و با كساني كه از اين رشته اطلاع داشتند بحث كند. از آنجا كه غذاي زندان فوق‌العاده بد بود تصميم گرفت جيره زندانيان بند خود را بگيرد و براي آنها غذا درست كند. زمان چنداني نگذشت كه آماده كردن غذا براي كل زنداني‌ها به عهده او قرار گرفت و عملاً ناظر آشپزخانه شد و بخش اعظم وقتش صرف اين كار مي‌شد و نزد همه زنداني‌ها محبوب شده بود. شهيد عراقي با زنده نگه‌داشتن روحيه مقاومت در زندانيان، سهم بزرگي در مقاومت در برابر آزار و شكنجه‌هاي مأموران رژيم شاه ايفا كرد. او در بند خود، صندوقي را قرار داد تا هر كسي هر ميزان كه در توان دارد در آن بريزد تا صرف نيازهاي كلي همه شود. او براي زنداني‌ها مانند پدر يا برادري مهربان و مشاوري دلسوز بود و سعي مي‌كرد اختلافاتي را كه بين زنداني‌ها پيش مي‌آمد را حل و روحيه تعاون و همكاري را در بين آنها تقويت كند. نكته جالب اين است كه شهيد عراقي هيچ‌گاه نتوانست به حج برود، اما همه او را «حاج مهدي» صدا مي‌زدند و پس از شهادتش در سال 60، بيش از 60 نفر به نيابت از او به حج مشرف شدند! وي سرانجام در بهمن 55 پس از 13 سال زندان، آزاد شد و تصميم گرفت كمي هم به خانواده و كسب و كار خود بپردازد.
 با عزيمت امام به پاريس، به ‌منظور ديدار ايشان و براي سفري كوتاه به آنجا رفت، لكن شهيد بهشتي مديريت بيت امام در نوفل لوشاتو را به او سپرد و شهيد عراقي عملاً در آنجا ماندگار شد تا روزي كه همراه امام به ايران بازگشت و از آن لحظه به بعد تمام همّ و غم خود را صرف حفاظت از امام و پيروي از دستورات ايشان كرد.
پس از پيروزي انقلاب به حكم امام رسيدگي به امور زندان قصر را به عهده گرفت و مدتي بعد عضو شوراي مركزي بنياد مستضعفان شد. با تشكيل حزب جمهوري اسلامي عضو شوراي مركزي حزب گرديد و سپس با پيشنهاد حاج حسين مهديان، مدير وقت روزنامه كيهان، مسئوليت مالي روزنامه را به عهده گرفت و در همان مدت كوتاه عده زيادي را صاحب خانه كرد. سرانجام اين يار هميشگي امام و انقلاب در روز چهارم شهريور 58، همراه با پسر جوانش حسام، مورد حمله منافقين قرار گرفت و به شهادت رسيد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها