
هنوز زخمهاي مرگ دلخراش فاطمه كوچولو در پارك كوهسار تهران التيام نيافته بود كه خبر رسيد پسر نوجواني كه براي برداشتن توپ وارد آبنماي پارك الغدير شده بود، دچار برق گرفتگي شد و جان خود را از دست داد. تحقيقات درباره اين حادثه كه شامگاه شنبه اتفاق افتاد به دستور قاضي حسينپور، بازپرس ويژه قتل پايتخت در جريان است.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 20 شامگاه شنبه 30 مردادماه كاركنان بيمارستان الغدير فوت مشكوك پسر نوجواني را به مأموران كلانتري فرجام گزارش كردند. لحظاتي بعد تيمي از مأموران كلانتري در بيمارستان حاضر شدند. مأموران در بيمارستان با جسد بيجان پسر 13 سالهاي به نام علي روبهرو شدند كه دقايقي قبل جسد بيجانش از سوي مردي به بيمارستان منتقل شده بود. بررسيهاي اوليه حكايت از آن داشت پسر نوجوان لحظاتي قبل همراه تعدادي از دوستانش در نزديكي آبنماي پارك الغدير در حال بازي فوتبال بودهاند كه توپ پلاستيكي آنها به داخل حوضچه ميافتد كه پس از آن علي براي آوردن توپش وارد حوضچه ميشود كه ناگهان بر اثر برق گرفتگي داخل حوضچه به زمين ميخورد و دوستانش پيكر بيجانش را بيرون ميآورند و بعد از آن به بيمارستان منتقل ميكنند. با اعلام اين خبر، قاضي حسين پور، بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي تهران همراه كارآگاهان تشخيص هويت پليس آگاهي در محل به تحقيق پرداختند. در حالي كه تحقيقات ميداني پليس نشان ميداد علي بر اثر برقگرفتگي داخل حوضچه جانش را از دست داده، تيم پزشكي بيمارستان هم در معاينات اوليه علت مرگ علي را برق گرفتگي اعلام كردند. همزمان با ادامه تحقيقات درباره اين حادثه مرگبار جسد پسر 13 ساله به دستور قاضي حسينپور براي انجام آزمايشات لازم و مشخص شدن علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني فرستاده شد.
شاهدان نوجوان چه گفتند؟از ميدان رسالت كه وارد خيابان هنگام ميشويد، نرسيده به ميدان الغدير تابلوی بزرگ بوستان الغدير خودنمايي ميكند. ساعت 9 صبح است و تعدادي پسر نوجوان در حال بازي فوتبال هستند. از آنها آدرس آبنما را پرسيدم كه وسط پارك را نشان دادند. وقتي به آبنما نزديك شدم، تعدادي از مديران شهرداري منطقه در حال بررسي بودند و چند مأمور پليس هم در محل حضور داشتند. سه پسر بچه 8 و 9 ساله اطراف آبنما بودند. به يكي از آنها نزديك شدم و درباره حادثه شب قبل سؤال كردم كه مرا به نزديكي آبنما برد و گفت علي از اين محل به داخل آبنما رفت كه ناگهان او را برق گرفت و داخل آبنما دراز كشيد كه تعدادي از دوستانش جسدش را بيرون آوردند.
او و دوستانش صحنه دلخراشي را به خوبي بهياد داشتند و گفتند كه با علي دوست نبودهاند، اما لحظه حادثه در نزديكي آبنما بودهاند كه متوجه حادثه شدهاند. آنها چهرههايشان غمگين بود و گفتند از شب قبل همه خانوادهها كه براي تفريح به پارك ميآيند، درباره اين حادثه حرف ميزنند و حتي بعضي از خانواده به بچههايشان اجازه نميدهند كه براي بازي به پارك بيايند.
اين پارك امنيت نداردپس از اين به سراغ مرد ميانسالي رفتم كه از اهالي محل بود. او گفت كه شاهد حادثه نبوده، اما از اهالي محل، حادثه مرگبار را شنيده است. به گفته وي اين پارك امنيت ندارد. مرد ميانسال در ادامه سيمهاي برق رها شده در اطراف پارك را نشان داد و گفت متأسفانه مسئولان پارك اصلاً توجهي به اين موارد ندارند و هر لحظه ممكن است بچه ديگري هنگام بازي با اين سيمهاي برق جانش را از دست بدهد. در ادامه با راهنمايي پسر نوجوان ديگري به خانه پدري علي رفتم. خانه آنها حدود 3 كيلومتر با پارك فاصله داشت و در منطقه شميراننو خيابان 20 متري كوچه كياني بود. جلوي در خانه ويلايي آنها افراد زيادي كه همه مشكي پوشيده بودند، تجمع كرده بودند. عكس علي كه نوار مشكي روي آن كشيده شده بود، روي در خانهشان چسبانده شده بود.
تحمل دوري علي را ندارم سراغ مادر علي را گرفتم. نالههايش به آسمان بلند شده بود و مدام سراغ علي را ميگرفت. هنوز باور نداشت كه پسرش فوت كرده است. هقهق گريهها بلندتر ميشد، وقتي مادرش درباره علي حرف ميزد. حال مناسبي نداشت اما وقتي از او خواستم درباره پسرش حرف بزند، قبول كرد و گفت: علي پسر كوچكم بود و الان برادر بزرگش تنها شد. علي كمك دستم بود و حتي براي من آشپزي هم ميكرد. ديروز ظهر از كلاس زبان انگليسي به خانه آمد و به من كمك كرد و ناهار درست كرديم. بعد از آن به من زبان ياد داد. او معلم زبان من بود و هر وقت از كلاس زبان به خانه ميآمد، آنچه ياد گرفته بود به من هم آموزش ميداد. ساعت 5 و 30 دقيقه بود كه گفت حوصلهام سر رفته و از من اجازه گرفت تا با دوستانش به پارك برود و فوتبال بازي كند. من منتظر پسرم بودم، اما ناگهان خبر فوتش را به من دادند. من تحمل دوري علي را ندارم و باور ندارم كه او فوت كرده است. پسرم به پارك رفت تا بازي كند، اما سهلانگاري مسئولان پارك باعث شد برق پسرم را از من بگيرد و خانواده ما را سياهپوش كند. من از مسئولان پارك شكايت دارم چون آنها در مرگ پسرم مقصر هستند. علي عاشق واليبال و فوتبال بود و هميشه با دوستانش در پارك فوتبال بازي ميكرد، اما اين بار ديگر به خانه برنگشت.
برق گرفتگي صورتش را كبود كرد زن ميانسالي كه براي تسليت به مادر علي به خانه آنها آمده بود و به گفته خودش شاهد عيني حادثه بود، به خبرنگار ما گفت: دقايقي قبل از حادثه همراه يكي از همسايهها به پارك رفتم و نزديك آبنما روي نيمكتي نشستم. علي و دوستانش در حال فوتبال بازي بودند كه توپ آنها به داخل آبنما افتاد. لحظاتي بعد علي براي برداشتن توپ وارد آبنما شد كه ناگهان ديدم بدنش به لرزه افتاد و داخل آبنما دراز كشيد. دوستانش به سرعت كنار آبنما رفتند كه ثانيههايي بعد با كمك مردي رفتگر و مردي افغان جسد او را از آبنما بيرون آوردند. وقتي او را روي زمين گذاشتند، صورتش كبود شده بود. نفس نميكشيد كه مرد افغاني او را به پشتش گرفت و به بيمارستان رساند. من همان لحظه فهميدم كه علي داخل آب فوت كرده بود.
اورژانس گفت كه خودرو نداريم مهدي 13 ساله همكلاسي علي هم كه لحظه حادثه با هم بازي ميكردند، گفت: من و علي با هم همكلاس بوديم. عصر روز شنبه همراه يكي ديگر از دوستانمان براي فوتبال بازي به پارك رفتيم. آنجا يارگيري و شروع به بازي كرديم كه با شوت يكي از بازيكنان توپ به داخل آبنما افتاد. پس از اين من به كنار آبنما رفتم تا توپ را بر دارم، اما از آنجايي كه احتمال ميدادم آب اتصال برق داشته باشد، سعي كردم با پا توپ را بيرون بياورم كه به خاطر قد كوچكم موفق نشدم. بعد از اين علي داوطلب شد و تصميم گرفت توپ را از آبنما بيرون بياورد. او ابتدا يكي از پاهايش را به داخل آبنما گذاشت اما وقتي پاي دومش را به داخل آبنما وارد كرد ناگهان پايش سر خورد و به سيم برقي كه سر آن لخت و بيرون از آب بود، برخورد كرد و بدن علي به لرزه افتاد. علي داخل آب افتاد كه ابتدا فكر كرديم شوخي ميكند، اما متوجه شديم صورتش كبود شده كه رفتگر پارك و مرد افغاني به ما كمك كردند و او را بيرون كشيدم. بلافاصله يكي از دوستانمان كه تلفن همراه داشت با اورژانس تماس گرفت، اما اورژانس به او گفت كه خودرو نداريم. پس از اين مرد افغاني علي را كول كرد و به بيمارستان الغدير برد.