با توجه به مشكلات و مسائل مختلفي كه در خانوادهها، پيرامون و جامعه وجود دارد انتظار غيرواقعبينانهاي نيست كه بخشي از جامعه دچار مشكلات اعصاب و روان باشد. برخي هميشه نگران سياهنمايي هستند اما بيان آمار درست سياهنمايي نيست بلكه عنوان كردن بخشي از شرايط موجود است كه كمك به باز كردن برخي مسائل و مشكلات ميشود و در نهايت به حل مسئله ميانجامد. سؤال اينجاست، اميد، شادي و امنيت رواني را چه كسي يا چه كساني بايد تزريق كنند؟ آيا اين يك وظيفه است؟ امنيت رواني چيست و چرا بايد آن را ايجاد كرد؟ روانشناسان معتقد هستند امنيت رواني يعني اينكه فرد احساس كند جايگاهي كه در آن قرار گرفته از هر نظر شايسته و در شأن اوست.
شايد اولين عضوي كه درگير افسردگي و شرايط نااميدي، عدمتوانايي روحي و... هستند، خانواده و تشكيلات منتسب به آن باشد. به تبع آن جامعه نيز از اين خطر دور نيست و به مرور زمان هويت مستقل و پوياي خود را به محيط ناامن و نامطمئن و مسموم ميبازد و تبديل به جولانگاه شيطاني به نام افسردگي و نااميدي ميشود.
در اين قضيه سهم رسانه بياثر نيست و اي بسا اصليترين بعد قضيه پس از بيكاري و روابط نادرست خانوادگي و اجتماعي همين رسانه تصويري است. رسانه ملي در سالهاي متمادي رسانهاي غالب براي عموم جامعه بوده و هست و حتي با گسترش و فراگير شدن خيل وسايل ارتباطي ديگر باز جايگاهش به عنوان عاملي پربيننده مسجل و اساسي شمرده شده است، پس طبعاً قدرت تأثيرگذارياش را نميتوان كتمان كرد. سريالها، نوع فيلمها و نوع استفاده از رنگها و حتي تبليغات، همه و همه ميتواند تأثير مستقيم و غيرمستقيماش را بر پيكر روحي فرد بگذارد.
رسانهاي كه هم و غمش صرفاً جمع كردن مخاطب باشد نميتواند رسانهاي ارزشي چه از نظر ديني و فرهنگي و چه از نظر اجتماعي و روانشناسانه باشد. مخاطب دوست دارد زندگي شخصي فلان بازيگر با شفافيت هرچه تمام ديده شود و استقبال هم ميكند (نمونهاش فروش مجلات گفتوگوهاي شخصي افراد مشهور است)، مخاطب دوست دارد در شب عروسي فرزندش بر باورهاي چندين ساله خود كافر شود و... آيا ميتوان با توجه به اين شرايط اين ادعا را داشت كه اصل، جمع كردن مخاطبان بيشتر است؟ جواب اين سؤال زماني مثبت است كه مقاصدي جز مقاصد سياسي را دنبال نكنيم، به همين جهت مردم را به نشاندن در پاي رسانه به تماشاي سريالهاي بيسر و ته كرهاي و... ترغيب ميكنيم كه بعد از دهها قسمت آخرش شبيه فيلمهاي آبكي ساخته برخي كارگردانهاي سفارشي ميشود؛ فيلمهايي كه جز تجملگرايي، تفاخر و... چيزي عايد فرد نميكنند يا عكس آن، زندگي را در قابي تيره به نمايش ميكشند.
براي توليد و تزريق شادي در جامعه، رسانه نيازمند افرادي كاربلد و كاردان است كه اتاق فكري داشته باشند. در اين اتاق فكر بدون شك بايد از هر قشري از جمله روانشناس كودك و نوجوان، جامعهشناس، مردمشناس، كارگردانهايي در سطح يك فيلمساز و... حضور داشته باشند كه با توجه به تخصص و تجربه كاري بتوانند پيشنهادهاي خود را به معرض بحث، شور و اجرا بگذارند.
*روانشناس و مشاور خانواده